ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - آثار تحديد نسل و كنترل جمعيت بر خانواده و تربيت فرزندان
فرزندانمان قربانى كرديم.
امروز گويا خانه و مدرسه، دولت و ملّت، معلّم و روحانى، همه و همه كمربسته خدمت به نسل نو هستند.
در گذشته واعظ، خطيب، گوينده، نويسنده، مدرسه و هر رسانهاى، از حقوق پدر و مادر و بزرگترها سخن مىگفتند و امروز همه از حقوق فرزند و نوجوان و جوان دم مىزنند. جالبتر اينكه به جاى ابراز محبّت، سرگرم خدمات مادّى به همسر و فرزند خويش شدهايم. به همين دليل هم مراجعان بسيارى از خلأ عاطفى در خانواده رنج مىبرند و شكوه دارند.
خروجى نسل تحديد شده، بالارفتن آمار طلاق، ازدواجهاى ناموفّق، پيدايش نسلى پرمطالبه و پرمدّعا شد.
بين فرزند خانواده شلوغ و فرزند خانوادهاى كه همه امكانات، آماده و در اختيارش بوده، تفاوتى آشكار است. پدر و مادرى كه اتاق خواب خود را نيز در اختيار فرزندشان قرار مىدهند و خودشان جدا از هم در هال و آشپزخانه مىخوابند، در واقع، خود را در ضمن فرزندشان قراردادهاند و فرزند را سالار خود ساختهاند.
در گذشته، دخترى كه ازدواج مىكرد، راه برگشتى نداشت و خانه شوهر بهتر از خانه شلوغ پدرىاش بود؛ زيرا در خانه پدرى بايد به خواهران و برادران كوچك خود نيز رسيدگى مىكرد. كمبود در خانه همسر براى او تجربه جديدى نبود؛ زيرا در خانه پدرى نيز كمبودها را تجربه كرده بود.
امّا دختر و پسر نسل جديد در خانه پدرى خدمات زيادى دريافت مىكنند؛ در حالى كه بعد از ازدواج بايد خدمات بدهند.
تكثير نسل به طور طبيعى سنّ ازدواج را كاهش مىداد و آمار طلاق را نيز پايين مىآورد؛ بنابراين در گذشته فرزندان ما با وجود فساد گسترده و فرهنگ برهنگى، زودتر ازدواج مىكردند و آمار طلاق پايينتر بود.
با تغيير نگرش جامعه به تكثير نسل، مىتوان سنّ ازدواج و آمار طلاق را كاهش داد. آموزش مهارتهاى زندگى به تنهايى براى رسيدن به اين دو هدف مهم كافى نيست.
تا مكانيسم و ساز و كار تحديد نسل به تكثير نسل تغيير نكند، از آموزش خانواده به تنهايى سودى نمىبريم. ابتدا بايد جادّهاى را درست كرد و بعد درباره پيچهاى خطرناك آن هشدار داد. طلاق، خروجى فرآيند تربيت نسل مطالبهگر است.
اگر در طول ٢١ سال فرصت تربيت، فرزندمان را مقاوم بار آوريم، هم به موقع ازدواج مىكند و هم در ازدواجش پايدار خواهد بود؛ ولى اگر فرزندى پرتوقّع تربيت كنيم، به طورى كه به جاى بار برداشتن، بارى باشد، در اين هنگام مسئوليتپذير نخواهد بود و طبيعى است كه در ازدواجش ناموفّق باشد؛ زيرا هنوز نتوانسته است در تعامل با پدر و مادرش موفّق باشد.
بدين ترتيب، نسل فعلى نسلى آسيبپذير و نازك نارنجى شدهاست. نسل گلخانهاى به جاى نسل ديمى نشسته است.
پس بايد تحديد نسل شكسته و تكثير اولاد به يك گفتمان تبديل شود. بهانه هميشگى و مشركانه آماده نبودن زيرساختها نيز نبايد ما را از اين مهم منصرف كند. مگر در گذشته، غنى و فقير داراى فرزندان زيادى نبودند؟ از سوى ديگر، بايد تب تحصيلات را نيز شكست كه باعث كمرنگ شدن حضور زن در خانه، ارزش مادر شدن و مسئوليتپذيرى پدر شده است.