ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٨ - مبدأ علم طبّ
اينجاست كه متوجّه مىشويم پونه، سمزدايى قوى است؛
- اسب اگر زالو خورده باشد، براى دفع آن به شورهزار مىرود و نمك آنجا را مىليسد و با اين كار زالوها را استفراغ مىكند؛
از اين دست اطّلاعات و آگاهىها به تعداد حيوانات روى زمين مىتوان بيان كرد. اينجاست كه بايد گفت، خداى متعال كه براى درمان درد و آلام حيوانات برنامه هدايتى دارد، براى انسانها كه اشرف مخلوقات است، حتماً برنامه عالمانهاى خواهد داشت.
براى اين منظور، در اين مجال، به بررسى ريشه و خواستگاه علم طبّ خواهيم پرداخت و آن را مورد بررسى اجمالى قرار خواهيم داد و انشاءالله در نوبتهاى ديگر به طرح مباحث تخصّصى طبّ پرداخته خواهد شد.
مبدأ علم طبّ
برخى از دانشمندان بر اين باورند كه علم طبّ، مبدئى الهى دارد و متّكى به وحى است. انديشمند و محقّق بزرگوار، شيخ مفيد (ره)، در اينباره چنين مىگويد:
طبّ، دانشى است درست كه آگاهى از آن، امرى ثابت است و راه دسترسى بدان نيز وحى است. آگاهان به اين دانش، آن را تنها از پيامبران بهره گرفتهاند؛ زيرا نه براى آگاهى يافتن از حقيقت بيمارى، جز به كمك سمع (ادلّه نقلى) راهى هست و نه براى آگاه شدن به درمان، راهى جز توفيق. بدينسان ثابت مىشود كه يگانه راه اين آگاهى، شنيدن از همان خدايى است كه به همه نهفتهها آگاه است.
به نظر مىرسد نياز انسانهاى نخستين ايجاب مىكرد كه «وحى»، برخى از دانشهاى تجربى ضرورى براى زندگى را در اختيار آنان قرار دهد. مؤيد اين نظريه، مطلبى است كه سيد بن طاووس (ره) نقل كرده است:
إنَ الله- تَبارَكَ وتَعالى- أهبَطَ آدَمَ مِنَ الجَنَةِ، وعَرَفَهُ عِلمَ كُلِ شَىءٍ، فَكانَ مِما عَرَفَهُ النُجومُ وَالطِبُ؛
خداوند آدم را از بهشت فرو آورد و او را از آگاهى به همه چيز برخوردار ساخت. نجوم و طبّ، از جمله چيزهايى بود كه خداوند وى را از آنها آگاه كرد.
بنابراين، مىتوان گفت كه سرآغاز علم طبّ، آموزههاى وحى بوده؛ امّا تجربه دانشمندان نيز بدان افزوده شده و تدريجاً اين دانش، گستردهتر شده و مىشود.
بنا به نقلهاى تاريخى، ادريس پيامبر (ع) ٨٣٠ سال پس از هبوط آدم، نخستين كسى است كه حكمت و ستارهشناسى و طبّ را از خداوند آموخت و پروردگار جهانيان راز بسيارى از علوم را براى او فاش كرد و بنا به نقل روايات: ادريس را ادريس ناميدند؛ چون بسيار اهل مطالعه و تحصيل بود.
ابن عبّاس در حديثى از حضرت اميرالمؤمنين على (ع) نقل مىكند كه فرمودند: «حضرت داوود (ع) با گياهان تكلّم مىكرد و از آنها مىپرسيد: نام تو چيست؟ در چه آب و هوايى روييده مىشوى؟