ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٧ - فقيهان عادل، كارگزاران عصر غيبت كبرى
دليل اين امر نيز مشخّص بود؛ زيرا گفته شده كه او رويّه صوفيانهاى در پيش گرفته بود كه به عنوان نمونه، مىتوان به ٥٤ سفر حج اشاره كرد كه بيست تاى آن با پاى پياده بوده است؛ امّا از تعبير الصوفى المتصنّع در اين توقيع، استفاده مىشود كه اين اعمال از روى تصنّع و ريا بوده است. بعد از اين توقيع، دو توقيع ديگر نيز از سوى ناحيه مقدّسه درباره وى صادر شد و دليل آن نيز استبعاد برخى شيعيان در پذيرش انحراف وى و صدور لعن و نفرين از سوى ناحيه مقدّسه بود؛ زيرا سابقه وكالت او و نيز رويّه صوفيانهاش، مانع باور برخى نسبت به سرانجام تأسّفآورش مىشد.
ابوطاهر محمّد بن على بن بلال، معروف به بلالى، از ديگر كسانى است كه با وجود سابقه وكالت براى امام عسكرى عليه السلام، در عصر سفير دوم ناحيه مقدّسه به معارضه با او برخاست. وى سفارت و نيابت سفير دوم را نپذيرفت؛ بلكه به دروغ، مدّعى نيابت هم شد. پيش از اين، در برههاى از عصر نيابت صغرا، وى همچنان در ادامه منصب وكالت امام عسكرى عليه السلام، وكالت ناحيه مقدّسه مهدويّه را عهدهدار بود؛ امّا پس از دعوى دروغين نيابت، به اختلاس و تحويل ندادن اموال و وجوه شرعىاى پرداخت كه به خاطر سابقه وكالت، شيعيان به او تحويل مىدادند. اين اقدام او گرچه با هشدار و تذكّر ناحيه مقدّسه رو به رو شد، اثرى نبخشيد و سرانجام، توقيعى شامل بر لعن وى از سوى ناحيه مقدّسه صادر شد.
سومين نمونه، مربوط به ابوجعفر محمّد بن على شلمغانى، معروف به ابن ابى العزاقر است. وى در عصر سومين سفير ناحيه مقدّسه، حسين بن روح نوبختى، به عنوان دستيار او، مشغول فعّاليت بود؛ به ويژه در دوره اختفا و استتار حسين بن روح، وى نقش اصلى را به عنوان جانشين ابنروح ايفا مىكرد و شيعيان به او مراجعه مىكردند؛ امّا شلمغانى با وجود اين سابقه مهم و نيز جايگاه علمىاش، به دليل ويژگىهايى همچون حسادت، دنيا خواهى و انحرافات عقيدتى، در برابر ابن روح موضع گرفت و دعوى نيابت سر داد و به جز آن، عقايد عجيبى را مشتمل بر حلول و غلو از خود بروز داد. اين امر به عزل و طرد وى، بلكه سرانجام به صدور لعن او از سوى ناحيه مقدّسه انجاميد و به دليل ابراز عقايد غلو آميز، در سال ٣٢٣ ه. ق. دستگير شد و به قتل رسيد.
موارد يادشده به جز نمونههايى ديگر است كه از برخوردهاى قاطع ناحيه مقدّسه مهدويّه با ديگر مدّعيان دروغين نيابت و بابيّت حكايت دارد.
به دليل آنكه اين سه مورد مربوط به كسانى بود كه سابقه وكالت داشتند؛ ولى به دليل نداشتن شايستگى و زوال ملكه تقوا، مغضوب ناحيه مقدّسه قرار گرفتند، به معرفى اجمالى آنان پرداختيم. مطالعات تفصيلىتر درباره موارد ياد شده، به روشنى، برخورد قاطع و تسامحناپذير ناحيه مقدّسه با اينگونه افراد را نشان مىدهد كه دليل ديگرى است بر جايگاه بلند عدالت و تقوا در كارگزاران مهدى (عج).
فقيهان عادل، كارگزاران عصر غيبت كبرى
پس از عصر غيبت صغرا نيز كارگزاران حضرت حجّت عليه السلام فقها مىبايد متّصف به برترين درجات عدالت و تقوا باشند تا منصب نيابت به آنان برسد. بنابر روايت نقل شده از امام عسكرى عليه السلام، آن حضرت، صيانت نفس، حفظ دين، مخالفت هواى نفس و اطاعت امر مولا را شرط لازم