ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - عمر بن سعد بن ابى وقّاص
فاجره خوانده شد[١] و به بدكارگى شهرت داشت.[٢]
ابن زياد كسى است كه از زبان مبارك امام حسين عليه السلام، زنازاده پسر زنازاده مورد خطاب قرار گرفت.[٣]
گفتنى است كه زياد، پدر عبيدالله نيز فرزند زنى بدكاره به نام سميّه بود. با به دنيا آمدن زياد، بر سر پدرى او، دعواهاى بسيارى رخ داد كه شرح رسوايى آن در كتابهاى تاريخى نقل شده است. در نهايت در دعواى بين چند مرد، او را به ابوسفيان منتسب ساختند؛ در حالىكه مادرش سميّه، در زمان باردارى او در فراش ابىعبيد، غلام بنىعلاج بود و به خاطر آنكه نسبت او به مردى ناشناس مىرسيد، نخستين بار از سوى عايشه، زياد بن ابيه خوانده شد.[٤]
اين خاندان در زيارتهاى مأثوره، لعن شدهاند. از جمله «زيارت عاشوراى معروفه»، كه در آن مىخوانيم: «اللهم العن آل زياد ...»[٥]
شمر ذى الجوشن
در روز عاشورا، امام حسين عليه السلام، آتشى فراهم كردند تا مانع پيشروى لشكر دشمن به سوى خيام شوند. شمر با وقاحت به امام عليه السلام گفت: اى حسين! به سوى آتش شتاب كردى، پيش از آنكه قيامت برسد. امام عليه السلام در پاسخ او فرمودند: «اى پسر زن بزچران! تو از من به آتش سزاوارترى.»[٦]
در اين سخن، امام حسين عليه السلام به نسب ناپاك شمر اشاره كردند. مادر شمر كه در بيابان به بزچرانى مشغول بود و از چوپانى كه از كنار او مىگذشت، تقاضاى آب كرد تا با آن رفع عطش كند. چوپان تقاضاى شيطانى خود را شرط دادن آب قرار داد و او نيز پذيرفت و از اين طريق، نطفه شمر منعقد شد.[٧]
عمر بن سعد بن ابىوقّاص
درباره انتساب عمر به سعد در كتب تاريخى مطلبى بيان نشده است؛ هرچند با ملاك اهل بيت عليه السلام در دوستى و دشمنى با خاندان نبوّت صلى الله عليه و آله و سلم مىتوان او را حرامزاده دانست؛ چنانچه فرمودند: «دوست ندارد ما را مگر حلالزاده و دشمن ندارد ما را مگر حرامزاده.»[٨]
با اين حال، معاصران سعد (پدر عمر)، به خوبى درباره نسب ناپاك او آگاه بودند. مادر سعد با خادم مادرش كه مردى از قبيله بنىعذره بود، زنا كرد و حاصل آن سعد شد. اتّفاقاً روزى سعد بن ابىوقّاص با معاويه بر اثر چنين ماجرايى بحث كردند. ماجرا اينگونه بود كه سعد به معاويه گفت: من در امر خلافت از تو سزاوارتر هستم. معاويه نيز در جوابش گفت: چون تو از نطفه مردى از قبيله بنىعذره هستى، لايق امر خلافت نيستى؛ زيرا آنها از اراذل مردمند.[٩] اين درحالى است كه نسب خود معاويه نيز حقيقتاً به ابوسفيان نمىرسد!
سيّد اسماعيل حميرى، در شعرى به زيبايى چنين رقابتهايى را در