ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - ب ١ غاصبان خلافت
رجعت پيشوايان تاريكى براى برپايى انتقام خداوند
مريم پاك آيين
رجعت، يكى از جلوههاى عدالت خداوند است؛ خداوندى كه در وعدههايش راستگوست و در برپايى قسط و عدل، همانندى ندارد. پروردگار متعال، در «قرآن كريم» وعده داده است:
«كسانى كه كفر ورزيدند، در دنيا و آخرت بسيار عذابشان مىكنيم و ياورى [براى خلاصى از آن] نمىيابند.»[١]
خداوند در اين آيه وعده كرده است كه كافران در همين دنيا و در سراى باقى مجازات خواهند شد؛ با اين حال، بسيارى از جنايتكاران و امامان ظلم و تاريكى، پيش از آنكه فصل انتقام خداوند سر برسد، به دوزخ برزخ شتافتهاند و در دنيا مجازات نشدهاند. رجعت و بازگشت كافران، پاسخى به اين آيه كريمه است؛ چرا كه «وعدههاى خداوند حق است»[٢] و لاجرم تحقّق مىپذيرد.
در آيات و روايات بسيارى از «قرآن»، به بازگشت كافران اشاره شده است. از جمله اين آيات، اين آيه است كه خداوند از زبان كافران مىفرمايد:
«پروردگارا! دو بار ما را به مرگ رسانيدى و دو بار ما را زنده گردانيدى. به گناهانمان اعتراف كرديم. پس آيا راه بيرون شدنى [از آتش] هست؟»[٣] با اين حال، بيان تمامى اين آيات در وظيفه اين مقاله نيست.[٤]
در روايات ما نيز به بازگشت گروهى از كافران و نه تمامى آنها، اشاره شده است. در ادامه به بيان گروههاى رجعت كننده از ميان كافران و منافقان مىپردازيم.
كدام جنايتكاران بازمىگردند؟
معلوم است كه برخى از دشمنان مسلّم اهلبيت عليه السلام در قيد حياتند. ابليس لعين در صدر آنان است و البتّه روزگار او، با ظهور پربركت حضرت ولىّ عصر (عج) پايان مىپذيرد؛[٥] امّا بسيارى از دشمنان خداوند مُردهاند. از اين ميان، در روايات به بازگشت دو دسته اشاره شده است: الف) دشمنان پيامبران الهى؛
ب) دشمنان اهل بيت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم.
الف) دشمنان پيامبران الهى عليه السلام
از آنجايى كه خداوند در قرآن كريم به رسولان و فرستادگان خود وعده يارى داده است، بر اساس روايات تفسيرى، دشمنان پيامبران الهى عليه السلام در شمار رجعتكنندگان خواهند بود.
يكى از ياران امام صادق عليه السلام از ايشان، درباره اين آيه پرسيد: «ما فرستادگان خود و كسانى را كه ايمان آوردهاند، در دنيا و روزى كه شهيدان بر مىخيزند، يارى مىكنيم.»[٦] حضرت صادق عليه السلام فرمودند: «به خدا قسم! اين در رجعت است. نمىدانى كه بسيارى از پيغمبران در دنيا يارى نشدند و كشته گشتند و ائمّه هم كشته شدند و كسى آنها را يارى نكرد؟ تأويل اين آيه در رجعت است.»[٧]
همچنين امام صادق عليه السلام در روايتى مفصّل خطاب به مُفضّلبن عمر، بسيارى از رخدادهاى زمان رجعت را برشمردند؛ از جمله آنكه اشاره كردند كداميك از دشمنان بازخواهند گشت. ايشان درباره دشمنان بازگشتكننده رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:
«... كسانى را كه دعوت آن حضرت را تكذيب كردند، درباره پيغمبرىاش شك نمودند، به گفتار وى اعتنا نكردند، كسانى را كه گفتند او ساحر و كاهن و ديوانه است و از روى هواى نفس سخن مىگويد و آنها كه با وى جنگ كردند، حاضر مىكنند تا از روى حق و عدالت، انتقام اعمالى را كه از بعثت آن حضرت تا موقع ظهور مهدى با هر امامى و در هر وقتى از اوقات مرتكب شدهاند، از آنها بگيرد.»[٨]
از روايت به خوبى پيداست كه دشمنان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تنها محدود به مدّت زمان زندگى آن حضرت نشدهاند؛ بلكه تمامى كسانىكه راه تكذيبكنندگان و منكران را پيمودهاند نيز در شمار رجعتكنندگان قرار مىگيرند؛ در هر كجاى تاريخ كه باشند.
ب) دشمنان اهل بيت عليه السلام
ب. ١. غاصبان خلافت
در ميان دشمنان اهل بيت عليه السلام بيشترين روايات به بازگشت غاصبان خلافت اشاره دارد و اين قضيه تا جايى در روايات پررنگ است كه رجعت باقى دشمنان تحت شعاع قرار گرفته است. به نظر مىرسد اهمّيت و تأثيرگذارىِ سوءِ منش و روش اين دو نفر در دين و شريعت و بنياننهادن رويگردانى از خليفه برحق در ميان مسلمانان، سبب شده است تا آنان به عنوان پيشوايان تاريكى و امامان ظلمت شناخته شوند و گناه ديگرانى كه راه آنان را پيمودند و همچنين مرارتهاى شيعيانى كه به خاطر آنان و پيروان آنان صدمات و خسارات بسيارى را تحمّل كردند، همه بر گردن آن دو نفر است.
اين پيشوايى سبب شده است كه نخستين حركت حضرت بقيةالله (عج) در «مدينه»، بيرون كشيدن اين دو نفر از همجوارى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و فرياد كردن ستمهاى آنان در ميان مردم باشد.
جالب اينجاست كه در روايت امام صادق عليه السلام خطاب به مفضّل، بيان شده است كه سالم بيرون آمدن بدن اين دو نفر از خاك باعث مىشود كه مردم، بار ديگر توسط آنان آزمايش شوند. حضرت صادق عليه السلام از زبان كسانى كه بار ديگر در انتخاب ولىّ شيطان و ولىّ خدا، راه خطا