ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - آلفونس دولامارتين، شاعر و نويسنده فرانسوى
شايع و متداول بود و نيز در عين حال كه تازيان در آن هنگام دختران را وقعى نگذاشته و آنها را زنده به گور مىكردند و فرزند نرينه از خديجه به خُردى در گذشته و ديرى نمىزيست، آن حضرت به همين منظور نيز زن ديگرى را علامه نكرد و به همان زن بيوه و سالخورده بسنده كرده و او را به غايت دوست داشته و بسى نوازش مىكرد؛ حتّى روزى عايشه از او سؤال كرد كه او يا من؟ فرمود: «او اوّل زنى بود كه به من ايمان آورد. محترمه بود و عالمه. پرهيزكار بود و باتقوا.»
بارى. مسئله تعدّد زوجات بعد از فوت خديجه بود كه پيامبر در آن زمان بين پنجاه و شصت بود؛ كسىكه مردم او را به جلوست و عفّت نسبت مىدادند و محمّد امينش مىخواندند، كسى كه در بيست و پنج سالگى زن چهل ساله را مىگيرد و تا سنّ پنجاه سالگى به يك زن سالخورده بسنده مىكند، چگونه مىشود به او نسبت شهوترانى داد؟!
و نيز آن بار سنگين نبوّت و سياست در تربيت مردم و تهيّه وسايل مدنيّت و تحمّل آن اذيّتها و رنجها و تصدّى آن همه جنگها و مدافعهها، چگونه همّتى براى شهوت مىگذارد؟ اگر قصّه درست مىبود، بايستى آن وقت كه جوان و بيكار و آسوده فكر بود، زنهاى متعدّد داشته باشد (با توجّه به وضعيت آن زمان كه امرى راحت و از راه مشروع و نامشروع هر دو موجود بود)؛ نه در هنگام پيرى و تراكم.
روشن است كه تعدّد زوجات، چنانچه از تعمّق و تمحيص تاريخى مىباشد، پس از بيانات گذشته، بر شخص با انصاف و خبير راجع به تقويت و پيشرفت دين مقدّس اسلام مىبودهاند؛ نه براى عيش و شهوترانى.
گرچه «قرآن»، مشتمل بر آيات بليغه توحيد و تمجيد مقام ارجمند خداوندى است، ولى يگانه چيزىكه در رأى من سزاوار تقديس و تقدير و مورد اعجاب است، همانا شعاع نظرهاى نافذ محمّد صلى الله عليه و آله و سلم است به اسرار امور، كه در ميان آيات قرآنى، ساطع و نمايان و تأثير عميقى در آيينه دلهاى بىرنگ دارد و اين بزرگترين مزيّتى است كه به حق، باعث تقديس و اعجاب است و اگر به ديده عقل بنگريم، اين معنى موهبت و فضل خداوندى است كه به محمّد صلى الله عليه و آله و سلم از طرف خداوند حكيم اعطا گرديده.
خوشا محمّد صلى الله عليه و آله و سلم كه با لباس خشن و طعام خشن سعى در اصلاح عالم و تبليغ توحيد خداوند حق نموده، روز و شب در رنج و تعب، كوشش در نشر عدل و فضائل اخلاق مىكرد و ابداً مانند اشخاص ضعيف النّفس در تحمّل شدايد و رنجها، طمع و ميل به شهرت اسم يا نيل به سلطنت نداشت و هرگز نمىخواست هيچ قسم سيطره در عالم داشته باشد؛ بلكه نشر دين توحيد و عدل را در عالم، وظيفه روحى و انسانى خود مىشمرد.[١]
لرد درهن
پيشگويىهايى كه قرآن درباره آينده كرده است، اطّلاعات درست و شگفتانگيزى كه دارد، آنچنان است كه حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم كه استادى نديده است، به هيچ وجه نمىتواند از پيش خود، آنها را فراهم ساخته و انشا كند.[٢]
آلفونس دولامارتين، شاعر و نويسنده فرانسوى
اگر بزرگىِ هدف، كمىِ وسايل و عظمتِ نتيجه را براى يك نابغه بشرى مقياس بگيريم، در تاريخ، نظيرى مانند حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم نمىتوان يافت. وى در ثُلث اراضى مسكونى، امپراطورىها، ارتشها، قوانين، خاندانها و تودههاى عظيم بشرى را به حركت در آورد. بيشتر و با عظمتتر از آن، اين است كه عقلها، انديشهها، عقيدهها و روانها را به نهضت در آورد.
هيچ فردى داوطلبانه يا از روى اجبار، هدفى عالىتر از هدف پيامبر