ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٤ - شواهد عدالت در كارگزاران عصر غيبت صغرى
شواهد عدالت در كارگزاران عصر حضور
تعابير امامان شيعه عليه السلام در دورههاى پيش از غيبت صغرا، درباره كارگزارانشان كه از عدالت و سلامت فكرى و عملى آنان حكايت دارد، از نمونههاى قابل ذكر در اثبات جايگاه رفيع عدالت در كارگزاران معصومان عليه السلام است. به عنوان مثال، شيخ طوسى (ره) نمونههايى از توثيقات و تمجيدهاى امام جواد عليه السلام نسبت به برخى از وكلايش را نقل كرده است. بنا به روايت ابوطالب قمى، آن حضرت عليه السلام در اواخر عمر شريفش، از چند تن از وكلايش به نيكى ياد كرد و مراتب خدمتگزارى آنان را ستود. آنجناب ضمن طلب پاداش الهى براى صفوانبن يحيى، محمّدبن سنان، زكريّا بن آدم و سعدبن سعد فرمود:
«اينان حقّ وفادارى و اداى وظيفه را به جاى آوردند.»
و درباره زكريّا بن آدم پس از وفاتش، ضمن توقيعى فرمودند:
«خداوند او را مورد رحمت خويش قرار دهد. چه در روز ولادت و چه هنگام مرگ و بعثت. همانا وى در دوره زندگانىاش با معرفت نسبت به حق و صبر بر آن و عمل براى آن و قيام به آنچه محبوب خدا و رسول است، زيست و در حالى رحلت كرد كه پيمان را حفظ كرده و تبديلى در آن ايجاد نكرده بود. پس خداوند پاداش نيّت و تلاش وى را اعطا نمايد.»
همچنين درباره محمّدبن سنان فرمودند:
«خداوند از وى به واسطه رضايت من راضى باشد! چرا كه هيچگاه مخالفت من و پدرم را نكرد.»
و درباره ديگر وكيلش، عبدالعزيز بن المهتدى فرمودند:
«خداوند تو را ببخشايد و تو و ما را مورد رحمتش قرار دهد و از تو، به سبب رضايت من راضى باشد.»
كه اين تعابير بر وجود بالاترين درجات تقوا و عدالت در اين كارگزاران امام جواد عليه السلام دلالت دارد؛ امرى كه لازمه نمايندگى وجود پاك معصومان عليه السلام است.
در توقيع صادر شده از سوى امام هادى عليه السلام به شيعيان «بغداد» و «مداين» و «قُراى سواد»، كه به مناسبت نصب ابو على بن راشد به وكالت اين نواحى، به جاى علىبن حسينبن عبدربّه صادر شده است، آمده است:
و «... وَ قَدْ أَوْجَبْتُ فِى طَاعَتِهِ طَاعَتِى وَ فِى عِصْيَانِهِ الْخُرُوجَ إِلَى عِصْيَانِى ...»
كه اين تعبير به جز دلالت بر عدالت اين كارگزار در مرتبه بالا، بر لزوم اطاعت شيعيان از اين كارگزار نيز دلالت دارد و شايد بتوان نوعى جعل ولايت براى وكلا از سوى ائمّه عليه السلام را نيز استفاده كرد.
امام هادى عليه السلام درباره يكى ديگر از كارگزارانش، به نام ايّوببن نوح به عمروبن سعيد مدائنى فرمودند:
«اى عمرو، اگر دوست دارى به يكى از اهل بهشت نظر كنى، به او بنگر ....»
امام عسكرى عليه السلام نيز در توقيع خويش به عبدالله بن حمدويه بيهقى به مناسبت تعيين ابراهيمبن عبده به وكالت نواحى «بيهق» و «نيشابور»، چنين مرقوم فرمودند:
«... فَقَدْ نَصَبْتُ لَكُمْ إِبْرَاهِيمَ بْنَ عَبْدَةَ، لِيَدْفَعَ إِلَيْهِ النَّوَاحِى وَ أَهْلُ نَاحِيَتِكَ حُقُوقِىَ الْوَاجِبَةَ عَلَيْكُمْ، وَ جَعَلْتُهُ ثِقَتِى وَ أَمِينِى عِنْدَ مَوَالِىَّ هُنَاك ...؛
و تعبير ثقتى و امينى، حكايت از وجود عدالت در اين كارگزار دارد؛ چرا كه نقش مهمّ وكلاى ائمّه عليه السلام اقتضاى آن را دارد كه در مطلق امور دينى مورد اعتماد باشند و اين جز با اتّصاف به عدالت ممكن نيست.
آن حضرت در توقيعى ديگر به اسحاقبن اسماعيل نيشابورى، درباره تعدادى از وكلاى خود چنين فرمودند:
«... يَا إِسْحَاقُ اقْرَأْ كِتَابَنَا عَلَى الْبِلَالِىِّ رَضِىَ اللَّهُ عَنْهُ! فَإِنَّهُ الثِّقَةُ الْمَأْمُونُ الْعَارِفُ بِمَا يَجِبُ عَلَيْهِ، وَ اقْرَأْهُ عَلَى الْمَحْمُودِىِّ عَافَاهُ اللَّهُ! فَمَا أَحْمَدَنَا لَهُ لِطَاعَةٍ، فَإِذَا وَرَدْتَ بَغْدَادَ فَاقْرَأْهُ عَلَى الدِّهْقَانِ وَكِيلِنَا وَ ثِقَتِنَا وَ الَّذِى يَقْبِضُ مِنْ مَوَالِينَا ...
از تعبير «الثِّقَةُ الْمَأْمُونُ الْعَارِفُ بِمَا يَجِبُ عَلَيْه» درباره بلالى، معرفت و آگاهى وى نسبت به تكاليف الهى و نيز امانت دينى وى قابل استفاده است؛ چنانكه از تعبير «فَمَا أَحْمَدَنَا لَهُ لِطَاعَةٍ» درباره محمودى، مطيع بودن وى در تكاليف دينى استفاده مىشود. همين بيانات، قرينهاى است بر اينكه مراد از «ثقتنا» در مورد دهقان نيز نه فقط وثاقت مالى است، بلكه امين بودن و مورد اعتماد بودن در مطلق امور دينى است. گرچه بعدها، بلالى و دهقان راه انحراف پيشه ساختند، امّا عكسالعمل امام عسكرى عليه السلام نسبت به دهقان و عكسالعمل حضرت مهدى عليه السلام نسبت به بلالى، گوياى اين واقعيت است كه امامان شيعه با كارگزاران ناصالح حتّى با وجود سابقه نيك مماشات نكرده و قاطعانه برخورد مىكردند.
شواهد عدالت در كارگزاران عصر غيبت صغرى
در عصر غيبت صغرا، نوّاب اربعه از بهترين نمونههاى قابل ذكر براى عدالت مطلوب در يك كارگزار هستند. به شهادت تاريخ، آنان داراى مقامى فوق عدالت بودند. به عنوان مثال، سفير اوّل، يعنى عثمان بن سعيد عمرى، كه از سنّ يازده سالگى به عنوان خادم وارد بيت امام هادى عليه السلام شد، همواره مورد توجّه مدح و تمجيد آن حضرت و سپس امام عسكرى عليه السلام بود. امام هادى عليه السلام در پاسخ به اين سؤال احمد بن اسحاق قمى كه پرسيد به هنگام دسترسى نداشتن به آن حضرت، به چه كسى مراجعه كند، فرمودند:
«الْعَمْرِىُّ ثِقَتِى فَمَا أَدَّى إِلَيْكَ عَنِّى فَعَنِّى يُؤَدِّى وَ مَا قَالَ لَكَ عَنِّى فَعَنِّى يَقُولُ فَاسْمَعْ لَهُ وَ أَطِعْ فَإِنَّهُ الثِّقَةُ الْمَأْمُون.»
در اين مورد، علاوه بر عثمانبن سعيد، فرزندش، محمّد نيز توسط امام عسكرى عليه السلام تعديل و توثيق شده است.
در توقيع امام مهدى (عج) خطاب به اسحاق بن يعقوب نيز درباره محمّدبن عثمان و پدرش چنين آمده است:
«... وَ أَمَّا مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ الْعَمْرِىُّ رَضِىَ اللَّهُ عَنْهُ وَ عَنْ أَبِيهِ مِنْ قَبْلُ فَإِنَّهُ ثِقَتِى وَ كِتَابُهُ كِتَابِى.»
اينكه در تعابير بالا، علاوه بر تأييد و توثيق سفير اوّل و دوم در ابلاغ پيام و سخن امام، امر به اطاعت از آنان و تبعيّت از سخنانشان شده، بر بالاترين درجات عدالت دلالت دارد.
سومين كارگزار حضرت حجّت عليه السلام، در عصر غيبت صغرا، حسين بن روح نوبختى است كه وى نيز به خاطر لياقت، شايستگى، كاردانى، عدالت و تقوايش، از ميان ده تن از كارگزاران و دستياران نزديك