ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - چگونه امام خود را يارى كنيم؟
يارى امام معصوم عليه السلام.
از اينجا، آشكار مىگردد كه يارى امام معصوم عليه السلام نيز يك مفهوم ساده و صرفاً با يك مصداق نيست. آنچه معمولًا از كلام سالار شهيدان حسينبن على عليه السلام، يعنى «هَل مِن ناصرٍ يَنصُرُنى» در اذهان تداعى مىشود، كمك خواستن آن حضرت در دقايق آخر جهاد عليه دشمن است و چه بسا برخى بپندارند اين يارى خواستن هم براى اين است كه امام لحظاتى چند بيشتر زنده بماند!
امّا آنكه معرفتى ژرف از ساختار آفرينش و هدف والاى خداوند از خلقت عالم و آدم دارد، هرگز اينگونه نمىانديشد؛ همانگونه كه وقتى سخن درباره تشنگى حضرت اباعبدالله عليه السلام مىشنود، هيچگاه تصوّر نمىكند، امام و حجّت خدا كه در پى مديريت طرّاحى آفرينش انسان براى رساندن او به هدف خلقت و سيراب كردن او از شراب طهور الهى و نجاتش از كوير سوزان و عطش كشنده دورى از خدا و فضيلتهاى انسانى است، براى جرعهاى از آب، به دشمن التماس كند!
امام و دوستانى كه او را تنها مىگذارند
آنكه امام را مىشناسد، مىداند كه امام- هر امامى- و امروز، امام عصر (عج)، تشنه هدايت و رستگارى انسانهاست؛ امّا شگفتا كه همه امامان در مسير اين هدف، تنها و غريب ماندند و در ميان ايشان دو امام از همه بيشتر به غربت و تنهايى مبتلا شدند؛ آرى سالار شهيدان و منتقم خون مطهّر ايشان، حضرت ولىّعصر (عج).
امّا در مورد غريب و تنها ماندن سالار شهيدان، حسين عليه السلام كه مسئله كاملًا روشن و آشكار است؛ ليكن درباره حضرت بقيّة الله (عج) نيز دقيقاً همينسان است. داوود بن كثير رقّى گويد: از امام موسىبن جعفر عليه السلام درباره صاحب اين امر (امام دوازدهم) پرسيدم. ايشان فرمودند:
«هُوَ الطَّرِيدُ الْوَحِيدُ الْغَرِيبُ؛[١]
او طرد شده، يكّه و تنها و غريب و بىكس است.»
نكته حسّاس و مهم در اينجا آن است كه اين غربت و بىكسى از سوى دوستان و شيعيان و كلّاً از ناحيه امّت اسلام به امامشان تحميل شده است؛ همانگونه كه سالار شهيدان نيز از سوى دوستان و علاقهمندان خود در نهايت غربت قرار گرفتهاند. آرى. غريبى و تنهايى امام از سوى دشمن نيست؛ چه، موضع دشمن معلوم است؛ اين دوستانند كه رسالت و تكليف دارند مولاى خود را تنها نگذارند و او را يارى رسانند. راستى، اگر امّت اسلام يا لااقل دوستان اهل بيت عليه السلام مولاى خود، حسينبن على عليه السلام را در «كربلا» يارى مىكردند، آن حضرت رسالت بزرگ خود، اقامه اسلام ناب را به انجام نمىرسانيد؟ و امروز زمينه پايان غيبت امام عصر (عج) آماده نمىگشت؟
چگونه امام خود را يارى كنيم؟
پاسخ اين سؤال اجمالًا در بحث از مراتب و مراحل شناخت ذكر گرديد؛ امّا اين مراتب، كلّياتى است كه بايد تفصيل داده شود.
مهم است است كه دوستدار امام عصر (عج) چه در بُعد فردى و چه در بُعد اجتماعى و سياسى، خود را داخل يك منظومه و مجموعه يا همان ساختار و طرّاحى الهى تعريف و جاى خود را معيّن كرده باشد. در اين تعريف بايد نسبت هر كس و هر جامعه با ستون اصلى خيمه اسلام، يعنى امام معصوم عليه السلام و سپس ديگر اركان و نقاط كانونى آن، مثل نوّاب خاص و عام و صاحبان مقام ولايت در زمان غيبت مشخّص گردد.
دوستداران امام وظايف اعتقادى، اخلاقى و عبادى خود و خصوصاً رسالت يارى امام و تكاليفى را كه براى تعجيل ظهور آن حضرت بر عهده دارند، بايد به نيكى بشناسند و بر اساس آن عمل كنند، حقوق امام بر خود را دريابند و آنها را ادا نمايند.
هريك از اين موارد، سرفصلى جداگانه و مفصّل به شمار مىآيد و بايد مورد بررسى و كاوش قرار گيرد. بارى. يار شدن و يار ساختن براى امام عصر (عج) بايد دو محور اساسى در زندگى دوستان آن حضرت باشد. نكته بسيار مهمّ و اساسى اين است كه انسان در اين عرصه، بايد براى خود برنامه و قبل از آن هدف داشته باشد؛ همچنانكه اين واقعيت در جوانانى كه فرضاً براى نيل به يك هدف بزرگ عملى يا ورزشى دنبال مىكنند و در آن، به شدّت استقامت و پايدارى به خرج مىدهند تا به آن نايل آيند، مىتوان مشاهده كرد.
دوستان امام عصر (عج) نيز ابتدا بايد يار امام شدن را به عنوان هدفى بزرگ بشناسند و آن را براى خود اصل قرار دهند. سپس همه زندگى خويش را با آن تنظيم كنند و آنگاه كه ظرف وجودشان از اين فيض لبريز شد، از سرريز آن به يارسازى بپردازند.
آرى. اين سخن امام ماست: «كيست مرا يارى كند؟»؛ چه سالار شهيدان و چه مولاى ما صاحب الزّمان (عج). راستى، آيا كسى هست كه اين دعوت سترگ الهى و ولايى را پاسخ دهد؛ پاسخى راستين؟!
پىنوشت:
[١]. «كمال الدّين»، باب ٣٤، ج ٢، ص ٣٦١، ح ٤.