ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - پاسخ سؤال دوم
وى اهمّيتى فوقالعادّه براى منطقه و آسيا در چارچوب منافع جهانى آمريكا قائل بوده و معتقد است آمريكا به عنوان قدرتى كه وابسته به اين منطقه نيست، بايد تسلّط خود را در گوشه و كنار اين منطقه بگستراند. بر اساس ديدگاههاى وى، دشمن احتمالى آمريكا در چارچوب رقابتهاى بينالمللى نيز سعى خواهد داشت بر اين منطقه تسلّط داشته باشد. به اين ترتيب، آمريكا بايد مانع از حضور و قدرتنمايى هر كدام از قدرتهاى جهانى نظير روسيه و چين يا قدرتهاى در حال توسعه منطقهاى، نظير ايران و تركيه در اين منطقه شود.
آمريكا از زمان جنگ سرد، تسلّط را بر منطقهاى كه از ديدگاه برژنسكى مهمترين پلهاى بين قارّهاى به شمار مىرفته در اختيار گرفته تا بتواند اتّحاد جماهير شوروى را مهار كرده و مانع از گسترش آن شود. در اين چارچوب، هلال حاصلخيز، همچنان بزرگترين پل موجود از جنوب به سمت اوراسيا به شمار مىرود. مداخلههاى آمريكا در خاورميانه در طول جنگ سرد، همگى با هدف مهار و انزواى اتّحاد جماهير شوروى از اين منطقه صورت گرفته است. از جمله اين مداخلهها شركت در كودتاى ٢٨ مرداد براى سرنگونى دولت دمكراتيك و منتخب محمّد مصدّق در ايران، در سال ١٩٥٣ م. و كودتا بر ضدّ وحدت مصر و سوريه در سال ١٩٦١ م. و جنگ سال ١٩٦٧ م. و ديگر تحوّلات منطقهاى بوده است.
مداخلههاى آمريكا در هلال حاصلخيز همچنان با اين هدف دنبال مىشود. تازهترين سؤال در اينباره را مىتوان از پاسخ ژنرال چهار ستاره آمريكايى، مارتين دمپسى، رئيس ستاد مشترك ارتش اين كشور به سؤال سناتور باب كوركر برداشت كرد كه در نشست سه ماه اخير در كنگره آمريكا، در زمينه اهداف اين كشور در هجمه بر ضدّ سوريه، با صراحت نظامى خاصّ خود گفت:
من نمىتوانم در مورد اهدافى كه به دنبال تحقّق آن هستيم، به اين سؤال پاسخ دهم.
صلح و امنيّت از طريق جنگ
از اهداف مرحلهاى آمريكا در پروژه سوريه، مىتوان سه هدف اصلى را برشمرد:
١. زمينهسازى براى تجاوز تا مرزهاى روسيه؛
٢. ايجاد شرايطى براى تضمين جنگ جهانى سوم؛
٣. حفظ نظام ارزها و دلارهاى نفتى.
بنابراين منطقه هلال حاصلخيز مانند گذشته در استراتژى آمريكا، مهمترين پل از سمت جنوب به سمت اوراسيا به شمار مىرود. اين موضوع براى روسيه به عنوان وسيعترين كشور دنيا كه بعد از انضمام «شبه جزيره كريمه»، مساحت آن به حدود ١٨ ميليون كيلومتر مربع رسيده نيز به همين صورت است. «مسكو» معتقد است كه دولتهاى همسايه، منطقه خطوط اوّل دفاع از اين كشور هستند و روسيه اجازه نمىدهد كسى بر آنها مسلّط شود. به اين ترتيب منطقه خاورميانه در ابعاد كامل خود، بر اساس پروژه اوراسياى روسيه، اولويت امنيّتى و استراتژيك و منطقه كليدى به شمار مىرود و دفاع از آنها و ممانعت از تسلّط آمريكا بر آنها، مانند دفاع از مسكو لازم است.
الكساندر دوگين، رهبر اوراسيايىهاى جديد در روسيه و مؤلّف كتاب «مبانى ژئوپلتيك» معتقد است كه پروژه كامل اوراسيايى بين محورهاى خشكى به رهبرى روسيه، جهان عرب را يكى از سه كمربند اصلى خود مىشمارد. دو كمربند امنيّتى ديگر، شامل «اورو آفريقا» و كمربند پاسفيك است كه مسكو براى جلوگيرى از سلطهطلبى قطب آمريكايى، بر روى آنها حساب كرده است. خاورميانه نقطه درگير ژئوپلتيك روسيه و آمريكا بوده و پيروزى روسيه در اين منطقه حتمى مىباشد.
دوگين معتقد است كه پروژه اوراسيايى در هلال حاصلخيز با دو مانع جدّى مواجه است: مانع اوّل، مضمون ايدئولوژيك پروژه عربى است. دوگين معتقد است اين موضوع به خود عربها مربوط است؛ محور دوم در اين زمينه، رويكردهاى افراطگرايى اسلامى در ايجاد دولت خلافت است كه با وجود آن، تحقّق پروژه روسيه غيرممكن است. دوگين معتقد است كه ولاديمير پوتين فرستادهاى براى روسيه است تا رؤياى اوراسيايى اين كشور را محقّق كرده و عظمت روسيه بزرگ را بار ديگر زنده كند. بسيارى از تحليلگران ژئوپلتيك و ژئواستراتژيك نيز معتقدند در صورتى كه وحدت اوراسيا محقّق شود، رويكردى وحشتناك براى آمريكا به وجود مىآيد؛ زيرا اين منطقه، نقطه فروپاشى قدرتهاى بزرگ جهانى قبل از جنگ جهانى دوم براى تسلّط بر دنياى سياست و اقتصاد تا دنياى معاصر به شمار مى رود.
پاسخ سؤال دوم
در مورد تحوّلات ژئواستراتژيك و بزرگ جهانى و تأثيرات آن بر پروژه هلال حاصلخيز مىتوان به چند مورد اشاره كرد:
الف. سقوط ديوار برلين و فروپاشى اتّحاد جماهير شوروى در اواخر قرن