ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - اهمّيت طبّ سنّتى در دنياى مدرن
اهمّيت طبّ سنّتى در دنياى مدرن
انسان در هر مقطع از سير تكامل خود، نياز جديدى را احساس مىكند و اين احساس، او را به حركت و تلاش واداشته، موجب سير او از نقطه فعلى به يك مقطع جديد مىشود؛ مقطعى كه شايد قبل از احساس نياز، آن را به تمسخر مىگرفت و حتّى نيمنگاهى به آن نمىانداخت.
جامعه نيز سيرى مشابه را طى مىكند؛ با اين تفاوت كه برآيند انديشهها در جامعه، گاه به يك جرقّه فكرى شتاب مىدهد و از آن، شعلهاى فروزان مىسازد؛ به نحوى كه شالوده تفكّرات گذشته را مىسوزاند و چه بسا از ساير مبدعان و متفكّران و راهنمايان آن جامعه پيشى مىگيرد.
طب و درمان در قرن ٢١ نيز آبستن چنين تحوّلى است. پيشرفت وسيع در زمينه شناخت سلّولهاى بدن و توانايى ايجاد تغيير و تصرّف در خلقت انسان و دخالت صنايع بيوشيمى و بيوفيزيك در ساخت دارو و ابزار تشخيص و درمان از يك سو و بدون پاسخ ماندن سؤالات بزرگ درباره بهداشت، درمان، تغذيه، روانپزشكى، روانشناسى و ساير رشتههاى علوم بالينى از سوى ديگر، زمينه چرخشى بزرگ، به سوى تجديدنظر در اين علوم را فراهم آورده است.
ترديدهاى پديد آمده در مبانى پزشكى رايج، گاهى بسيار شكننده است و موجب شده تا عدّهاى ضرورت رويكرد به طبّ جايگزين[١] را مطرح كنند. در عدّهاى ديگر اين احساس نياز تعديل شده و كارايىهاى طبّ رايج را مىپذيرند؛ ولى عقيده دارند كه براى جبران نارسايىهاى آن، بايد ديدى كلّىنگر داشت و رشتههاى مختلف مدّعى درمان را نيز پذيرفت.[٢]
هميشه صحبت درباره طبّ سنّتى، مكمّل و جايگزين، طيف وسيعى از واكنشها را برمىانگيزد؛ از يك اشتياق و گرايش افراطى تا يك انكار ناآگاهانه. با وجود اين، خصوصاً طبّ سنّتى در كشورهاى در حال توسعه، روز به روز گسترش بيشترى مىيابد و به سرعت، نقش خود را در بخش سلامت و اهمّيت اقتصادى فوقالعادّهاش نشان مىدهد. گذشته از اين موضوع كه در بسيارى از كشورها حتّى تا ٨٠% مردم جز طبّ سنّتى به خدمات بهداشتى درمانى اوّليه دسترسى ندارند، گرايش اجتنابناپذير مردم به طبّ سنّتى از يك سو و اصولًا ضرورت كمك به احيا و ترويج آن از سوى ديگر، سازمان بهداشت جهانى را بر آن داشت كه در اين زمينه، راهبردى مشخّص اتّخاذ كند.
وظيفه سازمان جهانى بهداشت(WHO) . در مورد داروهاى اوّليه و ضرورى، كمك به حفظ جان انسانها و بهبود وضعيت بهداشت و كمك به پر كردن شكاف عظيمى است كه در راه دسترسى مردم به داروهاى ضرورى و حدّاقل مراقبتهاى بهداشتى اوّليه قرار گرفته است و البتّه بايد اين واقعيت را قبول كرد كه ميليونها انسان- خصوصاً در مناطق فقير و عقبافتاده كه با صدها مشكل ديگر هم روبهرو هستند- به داروها يا امكانات بهداشتى اوّليه دسترسى ندارند. به همين دلايل سازمان جهانى بهداشت از سالها پيش به فكر توسعه و ارتقاى طبّ سنّتى افتاد كه به دليل اهمّيت و اعتبار آن، به صورت خلاصه اشارهاى به فعّاليتهاى اين سازمان مىكنيم.
در بيانيّه طبّ سنّتى سازمان جهانى بهداشت سال ١٩٧٨ م. طبّ سنّتى اينگونه تعريف شده است:
مجموعه تمامى علوم نظرى و علمىاى كه در تشخيص طبّى، پيشگيرى و درمان بيمارىهاى جسمى، ذهنى يا ناهنجارىهاى اجتماعى به كار مىرود و به صورت گفتارى يا نوشتارى، از نسلى به نسل ديگر انتقال يافته است.
در سال ٢٠٠٠ م. با تجديد نظر، طبّ سنّتى را اينگونه تعريف نمودند:
طبّ سنّتى واژهاى كلّى است كه هم به سيستمهاى طبّ سنّتى، مانند طبّ سنّتى «چين»، آيروودارى «هند» و طبّ يونانى- عربى و هم به انواع مختلف طبّ بومى اطلاق مىشود. درمانهاى طبّ سنّتى، شامل