ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - خاندان سعودى و تفكر وهّابى عامل اصلى تروريسم منطقه اى
«پادشاه شنها» (King of the Sands؛ مَلِك الرمال) عنوان فيلمى تاريخى است كه تاريخ به وجود آمدن رژيم آل سعود را در سرزمين «حجاز» و «نجد» حكايت مىكند.
اين فيلم در سالهاى ٢٠١٠ تا ٢٠١٢ م. توسط كارگردان معروف سينماى عرب، نجدت انزور كارگردانى شده و هنرپيشه معروف ايتاليايى، فابيو تستى در نقش عبدالعزيز (ابنسعود) سركرده قبيله سعودى و هنرمند انگليسى بيل فلووز در نقش جان فيلبى، جاسوس انگليس به هنرنمايى در آن پرداختهاند.
در اين فيلم ماركو فوشى، دوران جوانى ملك عبدالعزيز و فابيو تستى، سالمندى ملك عبدالعزيز را بازى مىكنند و در آن بازيگرانى از «انگليس»، «تركيه»، «سوريه» و «لبنان» حضور دارند.
خاندان سعودى و تفكر وهّابى عامل اصلى تروريسم منطقهاى
نجدت انزور در ١١ سپتامبر ٢٠١٣ م. در منطقه «هاى ماركت» واقع در مركز لندن، «پادشاه شنها» را اكران نمود. فيلمى كه داستان زندگى ملك عبدالعزيز بنيانگذار «عربستان سعودى» و نحوه تسلّط وى بر حجاز و نجد را با كمك انگليسىها به تصوير مىكشد.
انزور كه از ترس كارشكنى سعودىها و حاميان خارجى آنها به صورت محرمانه اين فيلم را ساخته است، درباره فيلم جنجالبرانگيزش مىگويد:
به دليل شباهت حوادث ١٠٠ سال پيش با تحوّلات كنونى، اقدام به توليد و كارگردانى «پادشاه شنها» كه درباره بنيانگذار پادشاهى عربستان سعودى ملك عبدالعزيز بن عبدالرّحمن الفيصل آل سعود است، نمودم.
١٠٠ سال پيش، جهان عرب به كشورهاى كوچك فاقد اراده و فاقد اختيار تكّه تكّه شد كه بر اساس روابط نژادى و فرقهاى با يكديگر تعامل برقرار ساختند. اكنون نيز همان نقشه شوم از سوى قدرتهاى خارجى و برخى كشورهاى عربى در حال پيگيرى است. به همين خاطر تصميم گرفتم كه اين كار را به زبان انگليسى و با بهرهگيرى از ستارههاى جهانى سينما توليد نمايم ... باور دارم كه اين فيلم فرصتهاى زيادى براى انتشار در جهان پيش روى خود دارد.
نجدت انزور در اين فيلم، به طور غيرمستقيم ريشههاى تروريسم جارى را در منطقه كه آن را به وضوح مىتوان در حوادث سوريه مشاهده نمود، به قدرتيابى خاندان سعودى در شبه جزيره عربستان و ائتلاف آن با وهّابيت مرتبط مىسازد كه طى آن، سعودىها اقدام به قلع و قمع مخالفان خود نمودند و اين شيوه را تاكنون نه تنها در قبال مخالفان داخلى، در قبال مخالفان خارجى خود در پيش گرفته و براى اين كار، اقدام به صدور ترويستها به كشورهايى چون «عراق» و سوريه كه مخالف سياستهاى سعودىها هستند، نمودهاند.
نجدت انزور خود، فيلمش را چنين توصيف مىكند:
پادشاه شنها فيلمى است كه به تاريخ تروريسم، ريشههاى آن و ارتباط آن با حوادث كنونى در كلّ جهان (به ويژه جهان عرب) مىپردازد.
پادشاه شنها؛ برملاكننده جنايتهاى بنيانگذار عربستان سعودى و افشاگر سياستهاى امپرياليسم غربى
داستان پادشاه شنها، كه آلسعود را نشانه گرفته و آنها را در قلب قصرهايشان تهديد مىكند، در مورد عبدالعزيزبن عبدالرّحمنبن آلسعود، بنيانگذار آلسعود و سفر او بعد از تبعيد به «كويت» و سپس تسلّط وى بر «رياض» و پايان دادن به سلطنت آلرشيد و انتقال او به نجد، «حائل» و سپس «حسا» در سال ١٩٢١ م. و همچنين سركوب خاندان شريف هاشمى با همكارى جاسوس مشهور انگليسى، جان فيلبى، ملقّب به شيخ عبدالله المهتدى است.
گفته مىشود سناريوى اين فيلم را جوانى عربستانى، به نام كريم الشمرى نوشته است و در آن، به صراحت، جنايات ملك عبدالعزيز در عربستان نشان داده مىشود.
پادشاه شنها فيلمى تابو شكن است كه علاوه بر افشاى جنايتهاى بنيانگذار عربستان سعودى، امپرياليسم غربى را نيز به عنوان عاملى كه پادشاه را برده خود ساخته، به نمايش مىگذارد.
اين فيلم تاريخى، از دو بُعد به تاريخ پادشاهى آل سعود مىپردازد: از سويى زندگى شاهزادهاى محروم و فقير در تبعيد را روايت مىكند كه براى بازپسگيرى سرزمينهاى اجدادى خود مىجنگد؛ از سوى ديگر خونخوارى، خشونت، قساوت قلب و بىرحمى اين شاهزاده را به نمايش در مىآورد.
ابن سعود با تمام توان و با كمك اخوان (گروهى از پيروان عبدالوهّاب و شبه نظاميان نامنظّمى كه از قبايل محلّى تشكيل شده بودند و نبايد با اخوان المسلمين «مصر» اشتباه شود)، در پى برپايى پادشاهى از راه خونريزى و تخريب شهرها و روستاها و حتّى قبرستانها بر مىآيد و پس از هماهنگى با جاسوس انگليسى، جان فيلبى و با مساعدتهاى حكومت انگيس به آلرشيد كه حاكمان حجاز و «مكّه» بودند، حمله نموده و در مكّه و «مدينه»، حمّامى از خون جارى مىسازد و پس از يكپارچه كردن نجد و حجاز، اين سرزمين را به نام خود نامگذارى مىنمايد.
سعودىها زمانى كه به حجاز حمله كردند، مردم را صوفى و كافرانى دانستند كه قبرها را پرستش مىكنند. بنابراين خونشان را مباح اعلام كردند.
ابن سعود پس از پيروزى، آشكارا به تحريف دين، ندادن سهم وهّابيون و پيروى از سياستهاى استعمارگر پير، يعنى «انگليس» مىپردازد؛ به گونهاى كه همپيمانان وهّابى او، يعنى گروه اخوان با او به مخالفت برمىخيزند و او با آنها در يك جنگ به مبارزه بر مىخيزد و سربازان و كسانى را كه در پيروزى او در فتح سرزمينهاى نجد و حجاز سهم اصلى را داشتند، مىكشد.
پس از آنكه اخوانىها در اواخر دهه ١٩٢٠ م. و اوايل دهه ١٩٣٠ م. توانايى خود را نشان دادند، پادشاه از ترس شورش آنها عليه خود، دست به قتل عام آنها زد. از سوى ديگر اميران رقيب خود را كه عمدتاً از خاندان الرّشيد بودند، تبعيد نمود.