ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - توماس كارلايل
اعترافات مستشرقان درباره پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله و سلم
حميد محمّدى
مستشرقان يا خاورشناشان مجموعهاى از دانشمندان و تجّار مزدور غربى بودند كه به منظور تحقّق اهداف مختلفى، نظير شناخت بازار تجارى «ايران»، زمينهسازى براى استعمار، تبشير و تبليغ مسيحيت، توسعه سلطه حكّام غربى و ... به شرق و به خصوص ايران سفر كرده بودند و جالب است بدانيم بيش از يك سوم سفرهاى اين جمعيت دستنشانده به ايران بوده است.
مطلقاً نمىتوان به اين جمعيت و آثارشان اعتماد كرد؛ ليكن گاه در لابهلاى اين آثار، اعترافاتى از دستشان در مىرود كه خواندنى و جالب است. علاقهمندان مىتوانند به «مركز جهانى اطّلاعرسانى اهل بيت عليه السلام» مراجعه كنند. در اينجا با هم برخى از آرا و اعترافاتشان درباره شخصيّت شماره يك عالم هستى، حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم مرورى خواهيم داشت:
سر پرسى سايكس
عقيده شخصى من اين است كه [حضرت] محمّد صلى الله عليه و آله و سلم در ميان مشاهير عالم، بزرگترين انسانى است كه با يك مرام عالى، تمام همّ خود را مصروف اين داشت كه شرك و بتپرستى را از ريشه منهدم ساخته و به جاى آن، افكار بلند اسلام را برقرار سازد و خدمت وافر و نمايانى كه از اين راه به نوع بشر نموده، خدمتى است كه من آن را ستايش نموده و سر تعظيم فرود مىآورم.[١]
رينولد الين نيكلسون
با ظهور [حضرت] محمّد [صلى الله عليه و آله و سلم] پرده نفوذ ناپذير ظلمت آن عهد ناگهان كنار زده شد و مردم «جزيرة العرب»، اساس محكم سنن تاريخى پيدا كردند.[٢]
توماس كارلايل
دشمنان اگر به نظر حقيقت بنگرند، خواهند فهميد در نفس اين مرد بزرگ افكارى فوق طمع و دنيوى و جاه و سلطنت بوده است.
بهرغم ادّعاى دشمنان، هرگز پيامبر مرد شهوتپرست نبوده است. از روى ستم و عناد او را متّهم به شهوترانى نمودهاند. چقدر ستم و بىانصافى است كه شخصى مانند پيامبر را به شهوترانى متّهم كنيم يا اينكه بگوييم جز شهوت و لذّت نفسى خود همّتى نداشت! ميان پيامبر و شهوت و لذّتپرستى چقدر فاصله بود!
و جنجالى كه برخى از نصارى اخيراً بر پا كردهاند كه پيامبر اسلام چرا نُه زن داشت؟ البتّه روى كين و غرضرانى بوده؛ و گرنه قضيه آفتابى و پيش منصف محتاج به بيان نمىباشد؛ زيرا كه پيامبر اكرم در ريحان شباب و عنفوان جوانى (٢٥ سالگى) كه موقع بروز شهوت انسانى است، به يك زن بيوه چهل ساله قناعت و اكتفا كرده تا فوت خديجه كبرى (س) (سه سال به هجرت مانده) زن ديگرى را نگرفت؛ در صورتى كه آن اوقات (دوره جاهليّت)، گرفتن ده زن نيز بين عرب