ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - سرمقاله يا لثارات الحسين عليه السلام
شيعه اين خاندان، متذكّر مصيبت رفته و اعلامكننده آن در هر صبح و شام است و آن را مقدّم بر هر گفت و شنودى پس از سلام وتحيّت مىشناسد؛ براى جميع اهل اسلام و حتّى جميع ساكنان مؤمن آسمانى. شيعيان مىدانند كه نمىبايد و نمىتوانند سخن ديگرى را بر ذكر اين مصيبت مقدّم بدارند؛ زيرا طىّ اين واقعه شگرف، مصيبت جانكاهى اتّفاق افتاده است كه در طول حيات جميع موجودات در ارض و سماء، نظير نداشته و نخواهد داشت.
«حقّ بر زمين مانده» و «بر زمين افتاده»، با واقعه شهادت فرزند رسول مكرّم اسلام صلى الله عليه و آله و سلم همه معنى مصيبت را به نمايش مىگذارد. همان كه آثارش را تا به وقت خونخواهى، بر جميع مخلوقات عالم امكان بر جاى مىگذارد. از اينروست كه مصيبت رفته فراموششدنى نيست.
پس از آنكه قرائتكننده با ذكر مصيبت بزرگ، متذكّر «حقّ بر زمين مانده و پايمال شده» مىشود، حسب اين مرامنامه، «اعلام وضع» مىكند.
در واقع، زندگى و حيات مؤمنانه، با اعلام وضع در برابر «ضايعكننده حقّ» آلالله، آغاز مىشود. نبايد فراموش كرد كه پيش از آنكه زبان والفاظ متوجّه و متذكّر عبارات زيارتنامه شوند، جان مؤمن مىبايست متذكّر شود. تنها در اين صورت است كه زيارتنامه قرائت شده است؛ زيرا تا تضمينى قلبى حاصل نشده و به عنوان پشتيبان قول و لفظ ظاهر نگردد، از سوى مؤمنان، عمل و كردارى حقطلبانه سر نمىزند.
در عبارت «لعن»، اعلام وضع و اعلان وضع در برابر جبهه شرك، كفر و نفاق اتّفاق مىافتد.
«فَلَعَنَ اللهُ امَّةً اسَّسَتْ اساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ اهْلَ الْبَيْتِ ...؛
پس خدا لعنت كند امّتى را كه بنيان گذاردند شالوده ستم و بيدادگرى را بر شما اهل بيت و لعنت كند امّتى را كه شما را از مقامتان بركنار كردند و شما را از مرتبه و مقامى كه خداوند براى شما مقرّر و مقدّر كرده بود، برانداختند و شما را كشتند و لعنت كند خداوند بر آنان كه تمهيدات و مقدّمات قتال با شما را فراهم آوردند و ...»
ظلم و جور رفته كه موجب شد اهل بيت عليه السلام ظاهراً، از مقام و رتبه خدادادى، عزل و منزوى شوند، ظلم به جميع مخلوقات حاضر بر پهنه هستى بود؛ زيرا از اين مسير، حجّتهاى الهى، امينان اسرار خداوندى، واسطههاى فيض ربّانى، حاملان وحى و حجّتهاى بىبديل، از صحنه نظر و عمل مردم خارج شدند و باز به همين دليل است كه نابكاران نابخرد و هواپرست، زمام امور خلق عالم را به دست گرفته و همگى را راهى دوزخ و برهوت هلاكت كردند.
عظمت و بزرگى ظلم و جور رفته بر آلالله وقتى فهم مىشود كه بزرگى همه ظلم و جور رفته بر ميلياردها ميليارد موجود و ساكن در آسمان و زمين، طىّ قرنها فهم شود. از همينجا، فهم مىشود كه چرا خداوند، رسول او و همه اولياءالله، دشمنان و قاتلان و حتّى زمينهسازان واقعه جانكاه كربلا را لعن مىكنند.
موضوع برائت كه از آن، به عنوان ركن چهارم از اركان زيارت عاشورا ياد كردم، زائر را به ميدان اعلام برائت ضرورى مىكشد.
اعلام برائت، از بنيانگذاران ظلم شروع شده و مرحله به مرحله دامن مىگسترد؛ به گونهاى كه همه كسانى را كه در هر مرتبه، مؤثّر و شريك در واقعه بودند، در بر مىگيرد.
«بَرِئْتُ الَى اللهِ وَ الَيْكُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اشْياعِهِمْ وَ اتْباعِهِمْ وَ اوْلِيائِهِم ...؛
بيزارى جويم به سوى خدا و به سوى شما، از ايشان و از پيروان و رهروهايشان و دوستانشان.»
زيارتنامه، مانند دفترى طلايى، برگ به برگ، شيعيان پيرو اين مرامنامه را راهنمايى مىكند تا به منزل مقصود برساند. زائر درمىيابد كه: نمىتوان شيعه بود و سلام نكرد؛ نمىتوان شيعه بود و اعلام مصيبت بزرگ رفته نكرد؛ نمىتوان اعلام برائت نداشت و بالأخره نمىتوان شيعه بود و تسليم محض در برابر خليفةالله منصوب از سوى حق نبود.
«يا اباعَبْدِاللهِ انّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ الى يَوْمِ الْقِيامَةِ ...؛
اى اباعبداللّه! من تسليمم و در صلحم با كسى كه با شما در صلح است و در جنگم با هر كس كه با شما در جنگ است تا روز قيامت.»
اعلام تسليم محض و آمادگى براى همراهى با امام حسين عليه السلام، صفوف مسلمانان را دقيق معلوم مىكند و نامحرمان و اهل ترديد و دودلى و منافقان دروغزن را از محرمان مؤمن مجاهد جدا مىسازد.
شكّى نيست كه دفتر ظاهرى قيام حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام در عصر عاشوراى سال ٦١ ه. ق. و در كربلا بسته شد؛ امّا دفتر باطنى آن، هماره مفتوح مانده است تا آنگاه كه با قيام خونخواه ايشان و صاحب دم، حقّ بر زمين مانده برگشت داده شود و پرچم بر زمين افتاده، ديگربار به اهتزاز درآيد.
همه سعى بنىاميّه و پشتيبانان يهودى آنان مصروف آن بود تا «قيام امام» در سال ٦١ ه. ق. و در سرزمين كربلا مدفون شود و مجال خروج و فراگيرى نيابد؛ در حالى كه مشيّت الهى بر آن قرار گرفته بود كه اين واقعه و حقيقت آن، همه مرزهاى زمانى و مكانى را شكسته و همراه با كاروان اسيران، به ميان همه زمانها و مكانها تا به وقت ظهور برسد.
تنها قيام عاشورائيان از اين استعداد برخوردار بود تا مرگ را پس زده و به ماندگارى الى الابد برسد. تنها آنچه كه اين قيام را پشتيبانى مىكرد، يعنى حقّ مسلّم متجلّى شده در سيماى آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم اين استعداد را داشت كه از همه مرزهاى زمانى و مكانى بگذرد.
تنها اين واقعه مىتوانست خونخواهى، چون حضرت خاتمالاوصياء عليه السلام داشته باشد تا پس از سال ٦١ ه. ق. پرچم حق را بر بلنداى گنبد هستى، به اهتزاز درآورد.
اعلام تسليم و همراهى در برابر حضرت اباعبدالله عليه السلام، پس از گذشت چندين قرن از واقعه، توسط زيارتكننده حضرت، به معنى «اعلام آمادگى دل و نيّت قلبى» براى همراهى با خونخواه امام حسين عليه السلام و پشتيبانى از ايشان، به وقت خونخواهى است. از اينروست كه در زيارت عاشورا و هم در «زيارت اربعين»، زائر اعلام مىدارد:
«وَ قَلْبِى لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ
وَ أَمْرِى لِأَمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ
وَ نُصْرَتِى لَكُمْ مُعَدَّةٌ
حَتَّى يَأْذَنَ اللَّهُ لَكُمْ فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لَا مَعَ عَدُوِّكُم ...»
پىنوشتها:
[١]. اين اثر توسط انتشارات موعود چاپ و منتشر شده است.