ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و عدالت كارگزاران
تجلّى عدالت مهدوى در عدالت كارگزاران
دكتر محمّدرضا جبّارى
«عدالت» همواره به عنوان يك اصل قطعى و لازم، در سيره معصومان عليه السلام مطرح بوده است. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از رفتار ناعادلانه برخى ازكارگزارانش، همچون خالدبن وليد و وليدبن عقبه، اظهار بيزارى كرده و اقدام به جبران عملكردشان و نيز عزل آنها مىكند. اميرالمؤمنين عليه السلام در كلمات و نامههاى بسيارى، كارگزاران خود را به رفتار عادلانه فرا مىخواند. امامان معصوم عليه السلام نيز نمايندگان خود را پس از احراز وصف عدالت، برگزيده و كسانى را كه رفتار ناعادلانه داشتند، عزل و توبيخ و طرد و در صورت اصرار بر انحراف، لعن و حتّى مورد برخوردهاى خشن قرار مىدادند. نمونههاى بسيارى درباره اهتمام معصومان عليه السلام به اصل عدالت در كارگزار وجود دارد.
كارگزاران حضرت مهدى (عج) نيز از اين قاعده مستثنا نبوده، نيستند و نخواهند بود. در عصر غيبت صغرا، نوّاب چهارگانه آن حضرت، از ميان كسانى برگزيده شدند كه مراتبى فوق عدالت را دارا بودند. برخوردهاى آن حضرت با برخى از كارگزارانِ به انحراف گراييده نيز، همچون شلمغانى از ديگر مؤيّدات اين معنا است. در عصر غيبت كبرا نيز، ارجاع مردم به نزد فقيهان با شرط عدالت، حكايت از اجتنابناپذير بودن اين وصف در كارگزار معصوم دارد؛ چنانكه پس از ظهور نيز، ياران و كارگزاران حضرت مهدى (عج) به اوصافى معرفى شدهاند كه از دارا بودن مرتبه عدالت و گاه فوق آن، حكايت دارد.
مقدّمه
واژه عدالت را هالهاى از تقدّس و نورانيّت احاطه كرده است؛ چنانكه نام مهدى عليه السلام نيز در هالهاى از زيبايى، نور و قداست قرار گرفته است. آنگاه كه ارتباط نام مهدى عليه السلام با واژه عدالت لحاظ مىشود، قداست آنها دو چندان مىنمايد. مهمترين ثمره و ويژگى حكومت مهدوى عدالت است؛ يعنى همان آروزى بشر كه دست نايافتنى مىنمود. عدالت مهدوى جلوههاى گوناگونى دارد و از اين ميان، عدالت در عرصه حكومت به وسيله نصب كارگزاران صالح، عادل و شايسته، از مهمترين نمودهاى آن عدالت موعود است. اين واژه در لغت، به معناى مساوات و در اصطلاح فقها به دورى از گناه و حرام و انجام واجبات و وظايف تعريف شده است. در روايات نيز آن را وسيله نهادن هرچيز در جاى خود معرفى كردهاند.
يكى از مباحث قابل طرح، به عنوان مقدّمه براى تبيين چگونگى عدالت مهدوى در بعد حكومت و اركان آن، نگاه به سيره آن حضرت در نصب كارگزاران يا نوّاب و وكلاى عادل در عصر غيبت صغرا و نيز برخورد با كارگزارانى است كه به انحراف گراييدهاند. اين دو مسئله، همانگونه كه در عصر غيبت صغرا داراى نمود و نمونه است، در ادوار پيش از آن نيز توسط امامان شيعه مورد عمل بوده است. گرچه از سال ٤١ ه. ق. و پس از آن، تحقّق صلح تحميلى بر امام حسن عليه السلام، حكومت از دست امامان شيعه خارج شد، از امام صادق عليه السلام به بعد، كارگزارانى كه در واقع همان وكلا و نمايندگان امامان بودند، به مناطق شيعهنشين فرستاده مىشدند تا خلأ ارتباطى شيعيان و ائمّه عليه السلام را برطرف و نقش ارشادى ائمّه و سياسى خويش را نيز ايفا كنند. تأكيد اين امامان بر عدالت كارگزارانشان در تبيين سيره حكومتى معصومان عليه السلام در زمينه عدالت كارگشاست.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و عدالت كارگزاران
نمونههاى مربوط به عصر نبوى صلى الله عليه و آله و سلم و علوى عليه السلام نشاندهنده جايگاه مهمّ عدالت در نصب كارگزاران است. گرچه گاه به دليل شرايط خاص يا دسترسى نداشتن به كارگزاران، واليان و مأموران عادل و مورد اطمينان، از افرادى كه از ميزان عدالت يا وثاقت بالايى برخوردار نبودند، استفاده شده است. به عنوان نمونه، اعزام خالد بن وليد پس از فتح «مكّه» به نزد قبيله بنىخذيمه توسط پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به منظور دعوت به اسلام و نابود كردن بتخانه آنان از موارد قابل توجّه است؛ چرا كه خالدبن وليد در اين مأموريت، رفتارى كاملًا غير اسلامى و بر خلاف عدالت لازم براى يك كارگزار حكومت نبوى صلى الله عليه و آله و سلم انجام داد و ضمن حمله به اين قبيله و كشتار افرادى از آنان، به غارت ايشان پرداخت.
امّا از نوع عكسالعمل پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در قبال رفتار خالدبن وليد مىتوان تأكيد عملى معصومان عليه السلام از لزوم عدالت كارگزار را استنباط كرد؛ زيرا پس از شنيدن جنايات خالد، آن حضرت دستان مبارك را رو به آسمان كرد و فرمودند:
«اللهم إنّى أبرءُ اليكَ مِمَّا صنع خالد بن وليد؛
خداوندا من از آنچه خالدبن وليد انجام داده، به پيشگاه تو تبرى مىجويم.»
سپس اميرالمؤمنين عليه السلام را براى جبران خطاهاى وليد به نزد آن قبيله فرستاد و آن حضرت نيز ضمن پرداخت خونبهاى كشتگان آنان، تمامى خسارات وارد شده، حتّى بهاى ظرف غذاى سگهاى آنان را جبران كرد و در نهايت نيز مقدار مال باقى مانده را نيز به عنوان