ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - ب ٣ دشمنان لعنت شده ابدى
را پيمودند، مىفرمايند: « [دوستداران خلفاى غاصب مىگويند:] اى مهدى آل پيغمبر! ما پيش از آنكه بدانيم اينان در نزد خدا و تو چنين مقامى دارند، از آنها بيزارى نجستيم. اكنون كه فضل و مقام آنها براى ما ظاهر شده، چگونه با ديدن بدن تر و تازه آنها و سبز شدن درخت پوسيده از آنان بيزارى بجوييم؟ بلكه به خدا قسم! ما از تو و كسانى كه عقيده به تو دارند و آنها كه به اينان ايمان ندارند و آنها را بر دار زدند و از قبر بيرون آوردند، بيزارى مىجوييم.» آنگاه حضرت صادق عليه السلام ادامه دادند: «در اين وقت، مهدى به امر خداوند دستور مىدهد باد سياهى بر آنها بوزد و آنان را مانند ريشههاى پوسيده درخت نخل از ميان مىبرد ...»[١]
اين مجازات پيش از برپايى محكمه الهى درباره جنايات رفته بر اهل بيت عليه السلام است. با اين حال، حضرت مهدى (عج) جنايات اين دو را براى مردم شرح مىدهند و آنگاه «... دستور مىدهد هر كس حاضر است و از آنها ظلمى ديده، قصاص كند. آنها هم قصاص مىكنند. سپس آنها را دوباره بر همان درخت به دار مىكشد و امر مىكند آتشى از زمين بيرون آمده آنها را با درخت مىسوزاند. آنگاه به باد دستور مىدهد تا خاكسترشان را به آب درياها بپاشد ...»[٢]
اين مجازات، پايان كار دو خليفه غاصب نيست؛ بلكه پس از برپايى محكمه الهى، بار ديگر به خاطر مشاركت در قتل حضرت صدّيقه طاهره (س) مجازات مىگردند كه شرح آن در اين مقاله نمىگنجد.[٣]
ب. ٢. ظلمكنندگان به حضرت زهرا (س)
هر چند غاصبان خلافت، در حقيقت، نخستين ظلمكنندگان به آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم هستند و در شمار ستمگران به حقوق حضرت زهرا (س) قرار مىگيرند، با اينحال در روايت امام صادق عليه السلام ذكر شده است كه حضرت زهرا (س) علاوه بر شكايت از غاصبان حكومت، از تمامى ظلمهاى رفته بر خودشان سخن مىگويند. در بخشى از اين روايت بلند آمده است:
«ناگاه خديجه كبرى و فاطمه دختر اسد (مادر اميرالمؤمنين) محسن سقط شده فاطمه زهرا (س) را به دست گرفته، نالهكنان به نزد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مىآيند و مادرش فاطمه (س) اين آيه قرآن را مىخواند: «اين است آن روزى كه به شما وعده شده بود. امروز هر كس كار نيكى كرده يا عمل بدى نموده، كرده خود را خواهد يافت. امروز هر كس آرزو مىكند كه كاش ميان او و عمل بدش زمان متمادى فاصله بود.[٤]»[٥]
امام صادق عليه السلام در ادامه مىفرمايند: «... فاطمه زهرا (س) برخاسته و عرض مىكند: «خدايا! آن روزى كه به من وعده فرمودى از كسانى كه به من ظلم كردهاند و حقّ مرا غصب نمودند و مرا زدند و اولاد مرا به گريه آوردند، انتقام بگير! به وعده خود وفا كن.» در اين وقت، فرشتگان هفت آسمان و حاملان عرش الهى و ساكنان هوا و اهل دنيا و آنها كه در زير طبقات زمين هستند، با ناله و فرياد مىگريند و به خدا شكايت مىكنند. در آن روز تمام قاتلان و ظالمان به ما و آنها كه از آنچه بر سر ما آمده، راضى بودند، هزار بار به قتل مىرسند ...»[٦]
همچنين در روايت ديگرى از صادق آلمحمّد صلى الله عليه و آله و سلم روايت شده است كه: «اگر قائم ما قيام كند، حميراء را به دستش مىسپارند تا بر او حدّ جارى كند و انتقام دختر رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم، حضرت فاطمه (س) را از او بگيرد.»[٧]
ب. ٣. دشمنان لعنتشده ابدى
از ميان كسانى كه در ميان دشمنان اهل بيت عليه السلام شاخص و در ميان رجعتكنندگانند، مىتوان از معاوية بن ابوسفيان نام برد. امام باقر عليه السلام در روايتى خواندنى، بيان نمودند كه انتقامگيرى از معاويه و خاندان ملعونش به دست حضرت على عليه السلام صورت مىپذيرد. حضرت باقر عليه السلام فرمودند:
«على عليه السلام دو رجعت دارد؛ يكى با حسين عليه السلام كه با پرچم خويش بيايد و از معاويه و ياورانش و ساير بنىأميه انتقام مىگيرد ...»[٨]
از ديگر دشمنان امام على عليه السلام مىتوان به سعد بن ابىوقاص اشاره كرد كه امامان از پيوستن به سپاه او در زمان رجعتش هشدار دادهاند.[٩] از اين دسته روايات معلوم مىشود كه در زمان ظهور، با رجعت