ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - شادى و غم
آن ارتباط پيدا كند. مثلًا چند نفر را سراغ داريد كه با گفتن لااله الاالله، الله را اله، معشوق و دلبر خودشان بدانند؟ همين طور اهل بيت (ع) را اصل و ريشه خودشان بدانند؟ از آنجا كه ما داريم دين را به يك من حيوانى ياد مىدهيم، اين مفاهيم جايگاه خود را پيدا نمىكنند. به بيان ديگر ما داريم حيوانات متدين تربيت مىكنيم نه انسانهاى متدين.
براى همين است كه دين در بخش حيوانى و نهايتاً عقلانى ما وارد مىشود و از آنجا كه جاى اصلى غم و شادى در دل است، ما عامل توليدكننده شادى در قلب نداريم؛ به عكس، عوامل توليدكننده غم در سه بخش ديگر، در ما وجود دارد و به همين علّت است كه سطح غصّههاى ما بالا مىرود و سطح شادىهاى ما نه.
براى مسائل غير از شادى هم، همينطور است. براى مثال ببينيد يك نفر متدين كه ٤٠- ٥٠ سال است نماز مىخواند، وقتى در سفر، نماز چهار ركعتىاش مىشود دوركعت، خوشحال مىشود. يعنى وى با حقيقت ذكر و ياد الله انس نگرفته است. به همين فرد وقتى هم بگوييد سر سفره كباب كمترى بخور و به بغل دستىهايت بده، ناراحت مىشود. در واقع، او نماز را غذاى روحش نمىداند و از كم شدنش ناراحت نمىشود. اين در حالى است كه روايات ما تأكيد مىكنند كه مؤمن در مسجد، مانند ماهى در آب است. جالب اينكه ما وقتى به حرم امام رضا (ع) مىرويم، براى بيرون آمدن مثلٌا يك ساعته قرار مىگذاريم؛ امّا وقتى به بازار مى رويم، ديگر زمان محدود به يك ساعت نمىشود.
شما در چه منطقى مىتوانيد عبارت حضرت زينب (س) را توجيه كنيد كه فرمودند: «مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا»، جز منطق توجّه به من، مستمر، تا قيامت. با اين منطق است كه هديه كردن همه محبوبها به كمال مطلق، شيرين مىشود و به همين منوال است كه شادى امام حسين (ع) در عصر عاشورا، است كه هرچه به زمان شهادت نزديكتر مىشدند، شادىاشان بيشتر مىشد.
با اين تعابير، شادى در مراتب غير فوق عقلانى را نبايد پسنديده و خوب بدانيم؟
گفتيم شادى، يعنى حالتى كه از ايجاد يك مطلوب در خود يا ديگران، برايمان به وجود مىآيد. همانطور كه غم پنج دسته بود، شادى هم در پنج رتبه قابل مشاهده است. بعضى شادىها حيوانى هستند؛ مثل ازدواج و رياست و مقام و شهرت و برخى شادىها عقلى هستند و از فهم و كشف يك مطلب، افراد خوشحال مىشوند. شادىهاى فوق عقلانى از ارتباط با غيب و حق تعالى در ما ايجاد مىشود. عوامل شادىساز هم بر اساس آن، به پنج دسته تقسيم مىشوند. البتّه اين را هم متذكّر بشوم كه از اين صحبت و دستهبندى ما نبايد تحقير دستههاى غير فوق عقلانى برداشت شود. آنها هم سر جاى خودشان و به اندازه خودشان ارزشمند هستند و حتّى بخش قابل توجّهى از پاداشهاى بهشتى نيز در اين فضا توصيف شدهاند. تنها شرط قابل توجّه درباره آنها اين است كه در خدمت بخش فوق عقلانى باشند. با رعايت اين شرط، همه اعمال و شادىهاى در اين راستا، تبديل به عبادت مىشود. اگر هم رعايت نشود، هم فرد را دچار غفلت مىكند هم او را از هدف اصلىاش دور مىكند. دلايل برخورد متفاوت روايات با مقولههاى طنز، خنده و شادى هم به همين سبب است.
اگر توجّه كرده باشيد، اوج شادى مؤمنانه را ما در جبهههاى جنگ خودمان ديدهايم. شايد در هيچ دورهاى، مثل هشت سال دفاع مقدّس توليد لطيفه نشده باشد. آن هم لطيفههايى كه قساوت قلب نمىآورد و نورانيت شما را از بين نمى برد. رزمندههاى ما حتّى از دردناكترين حالات و شرايطشان طنزهاى شادكننده و جالبى ساختهاند. وقتى بخش فوق عقلانى ما فعّال باشد، همانند عدد يك عمل مىكند. كنار صفر، بخشهاى ديگر عمل مىكند و به آنها ارزش مىدهد. وقتى اين بخش فعّال نباشد، بقيه بخشها در خوشبينانهترين حالت همانند صفر عمل مىكنند.
هفته قبل، دو نفر از بازيگرهاى موفّق فيلمهاى «هاليوود» خودكشى كردند. جالب است بدانيد تمام فيلمهاى يكى از اين دو، درباره اميد دادن و شادى بخشى به مخاطبان بود. نفر دوم هم فيلمهاى كمدى زيادى بازى كرده و ميليونها نفر را خندانده است. هردو به علّت افسردگى شديد، خودكشى كرده بودند! علّت اين است كه بخش اصلى وجود آنها نيازش برآورده نمىشود. اين مطلب در مصاحبههاى موفّقترين بازيگران هاليوود به صراحت بيان شده است كه لذّت و شهرت و ثروت را تجربه كردهاند؛ امّا احساس خوشبختى را نه!
عوامل توليدكننده شادى در روايات ما چه چيزهايى گفته شده است؟
امام صادق (ع) شادى را در وفادارى، رعايت حقوق و ايستادگى در برابر سختىها معرفى كرده بودند. مثالهاى فراوانى را در زندگى روزمرّه خودمان مىتوانيم ببينيم. علّت شادى فردى كه براى آخرت خود قدم برمىدارد، همانند كسى است كه براى آينده دارد پس انداز مىكند و براى همين، خود به خود از آينده نگرانى نخواهد داشت. انسانى كه اسلام مىسازد، بزرگتر از دنياست و به همين علّت، حوادث دنيا