ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - هنر ماندگارى
را پس مىزند.
وجه خدا، انگشت اشارهاى است به سوى خداى باقى.
حضرت امام علىبن موسىالرضا (ع) وجه خدا را چنين معنى فرمودند:
«اى اباصلت! وجه خدا، انبيا، رسولان و حجج اويند كه به واسطه آنان، مردم متوجّه خداى عزّوجلّ، دين و معرفت او مىگردند و خداى عزّوجلّ فرمود: «كُلُّشَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ.»[١]
وجه خدا، آن امام باقى، حضرت بقيةالله است كه ره مىنمايد تا سرگشتگان، از حيرت برهند و در تولّد، ديگربار، ماندگارى را از آن خود سازند؛ چنانكه حضرت امام صادق (ع) فرمودند:
«ما وجه خداييم كه بايد از آن جانب، به سوى خدا رفت.»[٢]
«وَجْهُ الله الاكبر»، ماندگارترين آفريدهاى است كه به دليل نسبت و قربتش به حضرت حى قدير، مرگ را پس مىزند، مىماند و هر زمان، بالندهتر مىشود.
اين از ضعف و سستى انديشه و عمل ماست كه پيش از آنكه، جان به جان آفرين برگردانيم، مىميريم. گويا برخى از ما سالها پيش از آنكه پيك اجلّ در برسد، مردن و فنا را به تجربه مىنشينند.
برخى ديگر، همزمان با جان دادن، از يادها مىروند و برخى چندى پس از مردن، همچنان كه باد و باران نامشان را از صفحه سنگ گور مىزدايد، از صفحه هستى محو مىشوند.
تنها اين «وَجْهُ الله» است كه مىماند و ديگرى در نسبت و قرابتى شگفت با او «وَجْهُ الله»، مرگ را پس مىزند و ماندگارى هميشه را از آنِ خود مىسازد.
«وَجْهُ الله الاكبر»، بهار آفريدهها و نشاطبخش روزگاران است كه جمله موجودات، بودنشان را مرهون اويند.
«السَّلامُ عَلى رَبِيعِ الْأَنَام وَ نَضرَةِ الْأَيَّام.»
گويا، آنكه باعث مرگ و نيستى آدمى و فراموشى يادش از خاطرهها مىشود، خود اوست؛ آسيبى از درون، كرمى كه جان و دل را مىفرسايد و مرگ زودهنگام را پيشكش آدمى مىسازد. حتّى اگر جوانى زندگى را به تمامى تجربه نكرده باشد.
به آنان كه بيش از ساعتى، مهمان شهر و ديارشان نبودم، گفتم: پيش از فوت فرصت، به شاخه درختى چنگ بزنيد كه شما را از نابودى مىرهاند ...
بعد اين غزل شيرين اميرى فيروزكوهى را به خاطر آوردم كه سروده بود:
|
آه از اين هستى كه تا جان داشتيم |
يا غم جان يا غم نان داشتيم |
|
|
نه گلى همدم، نه مرغى نغمهساز |
طالع خار بيابان داشتيم |
|
|
نه غم ايمان و نه پرواى كفر |
ما نزاع كفر و ايمان داشتيم |
|
|
عافيت از خلق جستيم اى دريغ! |
ما ز درد اميد درمان داشتيم |
|
|
ز آنچه از دنيا توانى داشتن |
سهم ما اين بس كه حرمان داشتيم |