ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - اخلاص در ولايت
كه دارد، محجوب است؛ ولو شرك خفى. كسى به لقا مىرسد كه همه شركها را كنار بگذارد. فقط او را بپرستد؛ ظاهراً و باطناً. پس اوّل به مقام اخلاص برس تا به مقام لقا برسى. روايتى هم مىگوييم كه در اين حرفها معنى مىشود.
پس چه كار بايد بكنيم؟ يك: عمل صالح؛ دو: اخلاص.
فرمودند:
«با ولايت آل محمّد، ولايت غير را اخذ نكنيد.»
ما هر عملى كه انجام مىدهيم، يك ولايت درش هست؛ يا نور يا نار. با اين ولايت كه ولايت خدا و رحمت است، اگر خواهان مقام توحيد و لقا هستيد، هيچ ولايتى را شريك قرار ندهيد. همه كارهايتان تحت ولايت اولياى نور باشد، حتّى به اندازه يك چشم به هم زدن، بيرون از اين ولايت نرويد
حالا آن يك عمل صالح چيست؟
عمل صالح همين ولايت است. اوّل اين ولايت را قبول كنيد و بعد شريك قرار ندهيد در اين ولايت و فرمودند:
«هركس شرك در توحيد دارد، شرك در ولايت ما دارد.»
ولايت ما، ولايت توحيد است از على (ع)، چيزى جز توحيد ناشى نمىشود. اگر كسى جايى مشرك است؛ حتّى شرك خفى دارد، به همان اندازه از ولايت ما خارج شده است.
پس با قبول توحيد، حجابها برداشته شده و به محبوبى مىرسيد كه در جان ما گذاشتهاند. طريق رسيدن به توحيد چيست؟
اخلاص در ولايت
اگر كسى در ولايت شرك داشت، در توحيد مشرك مىشود و به همان اندازه ظلمانى مىشود و از نور توحيد بيرون مىرود.
«خدا نور آسمانها و زمين است.»
اين است كه مىگويند، اين كار را نكن؛ مثلًا غيبت، اينها از مناسك شرك است. اگر نماز بخوانى و روزه بگيرى، اينها از مناسك توحيد است.
آيه ديگر مىفرمايد:
«نور خدا در عالم، مثل چراغدان است كه در همه چراغ هاى هدايت روشن شده است.»
فرمودند: «اين مشكات، وجود پيامبر اكرم (ص) است.» چراغ نبوّت كلّيه است. همه معارف را خدا به او داد و فرمود: اين چراغ در يك زجاجه است كه قلب امير المؤمنين (ع) است و قلب هدايت شده و نورٌ على نور همه ائمّه (ع) است و در آخر، به امام زمان (عج) هم تفسير شده است كه زمان ظهور ايشان، زمين وارد نورانيت مىشود.
آن طريقِ جريان نورانيت توحيد در عالم مشكات، پيامبر اكرم (ص) و ائمه (ع) است. اين چراغها، مجراى نور در عالم توحيد هستند. از طرفى، نورانى شدن ما هم به اين است كه تمسّك به اين چراغها بجوييم؛ لذا مؤمن كه قلب او دنبال قلب نبى اكرم (ص) حركت مىكند، تسليم محض و آرام است. اين انوار در آن منعكس مىشود. فرمودند:
«اين مشكات قلب مؤمن است.»
حالا چرا؟ چون دنبال قلب نبى اكرم (ص) حركت مىكند و باز فرمودند:
«مؤمن چون قلب تسليم دارد، مانع نزول انوار نمىشود.»
اگر تسليم نبوديم، اراده ما سدّ بين نورانيت نبى اكرم (ص) و خودمان مىشد. تاريك مىشديم. مؤمن در ٥ نور رفت و آمد مىكند. اصلًا از نور بيرون نمىرود. ورود به هر كارى مىكند، نورانى است. خروج آن نورانى است. علم و كلام و مسيرى را هم كه به سمت خدا دارد، نور است. چرا؟ چون ولايت را قبول كرده است. پس همه دين، چيزى جز توحيد نيست و در توحيد، دانستن اينكه خدا هست، كافى نيست.
توحيد، يعنى پذيرش الوهيت او و آنهايى كه در حدّ عصمت، اين ولايت را قبول كردند و خليفة الله شدند. خليفة الله، مجراى الوهيت در عالم است و آنان مجراى عبوديت هستند؛ لذا ولايت آنها مىشود ولايت خدا و مىشود شرط توحيد.
وقتى امام رضا (ع) به «نيشابور» رفتند، دور ايشان را گرفتند كه حديثى بگوييد. حديث «سلسله الذّهب» است كه از پدرانشان، يكى يكى نقل كردند تا رسول خدا (ص) و جبرئيل و خداى متعال كه:
«مقام توحيد، وادى ايمن است و هيچ رنجى آنجا نيست؛ راحتى محض است.»
و دين براى همين راحتى محض است. براى قرب و لقا و آرامش. سپس گفتند كه:
«شرطى دارد كه من هم يكى از آن شروط هستم»
شرط آن، ولايت است. اطاعت از خليفة الله. چون او چيزى از خودش ندارد. نبى اكرم (ص) و ائمّه (ع) هم در اين مقام هستند. وقتى كسى ديد و شنودش خدا شد، خوب مخالفت با او، مخالفت با خداست. پس تكليف اصلى همه انسانهاست كه اين ولايت را قبول كنند؛ حتّى پيامبران اولوالعزم.
سختترين امتحان هم هست و تحمّل سختى دارد كه انسان همه شئون خود را به ولى خود بسپارد و شرك نداشته باشد.
فرمودند:
«سه دسته حامل ولايت هستند: پيامبران، ملائك و مؤمنان به آنها و تازه هيچكدام از اين سه دسته هم تحمّل نمىكنند، حتّى ملك مقرّب.»
پرسيدند: پس چه كسى تحمّل مىكند؟ گفتند:
«آن كسى كه ما بخواهيم.»
اين را هم بگويم كه بين خدا و آنها فرقى نيست؛ جز اينكه خدا خالق است و آنها مخلوق. يعنى بين اين چهارده معصوم (ع) و خدا، يكى خالق است، يكى مخلوق. يكى ساجد، يكى مسجود. يكى عابد، يكى معبود؛ ولى براى ما، آنها اسماى حسناى الهى هستند.
خليفه، يعنى جانشين خدا، يعنى خدا، يعنى او را سجده كنم؟ نه قلب ما بايد تسليم محض باشد به آنها، آنها چنين مقامى دارند؛ بنابراين هر پيامبرى كه تخلّف كرده، ترك اولى در امر ولايت بوده؛ يعنى در توحيد.
پس در عالم، دو تا ولايت هست كه تعطيلپذير نيست و پرستش هم تعطيلپذير نيست: يا ولايت نور يا نار. سير در ولايت ائمّه اطهار (ع) به نور ختم مىشود تا درجه اخلاص، تا مقام توحيد و لقا و اعراض از آن، سقوط در دركات ظلمت و شرك است تا فيها خالدون.