ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - ج) تفاوت نبوّت و سلطنت در منظر قرآنى
ملك را خلافت معنا كردهاند.[١]
روشن است كه مراد از خلافت در كلام اميرالمؤمنين (ع)، مقام خلافةالله و خلافةالرّسول است. خلافت در اين كلام، به صورت مطلق بيان شده است. پس خليفه خدا كسى است كه از سوى او، داراى سلطنت و مقام آمريت شده است. خليفه رسول خدا نيز وصى اوست كه تمام شئون و مقامات رسول خدا (ص) به جز نبوّت را داراست. رسول خدا (ص) مقام امامت و افتراضالطّاعة دارد. پس خليفه او نيز داراى چنين مقامى خواهد بود. ازاينرو، اميرالمؤمنين (ع) مراد از ملك را همان مقام امر و نهى معرفى فرموده و خلافت را مترادف با امامت به كار بردهاند؛ چنانكه امام باقر (ع) امامت و خلافت را توأم به كار برده و فرمودهاند:
«يعنى الإمامة و الخلافة.»[٢]
علاوه بر روايات اهل بيت (ع)، كه از طريق علماى شيعه نقل شده است، اهل سنّت نيز رواياتى نقل كردهاند كه خاندان پيامبر را آلابراهيم و واجبالطّاعة معرفى مىكند.
٥. معناى ملك عظيم از نظر مفسّران
برخى از مفسّران اهل تسنّن، دست از معناى لغوى و اصطلاحى ملك برداشته و آن را به نبوّت، ثروت، كثرت ازواج و ... تأويل كردهاند. اين تفاسير گاهى در كتب مفسّران شيعه نيز ديده مىشود؛ زيرا كتب تفسير، معمولًا جامع آراى مختلف در توضيح يك آيه هستند. مفسّران شيعه به جهت بيان كامل ديدگاهها و طرح كلام ائمّه (ع) در ضمن آراى مختلف يا به دلايل ديگر، اقوال مفسّران اهل سنّت را مطرح كردهاند.[٣]
١. ٥. تفاسير اهل سنّت
١. ١. ٥. تفسير ملك عظيم به فرضالطّاعة
برخى از مفسّران اهل تسنّن، ملك عظيم را مقام فرضالطّاعة دانستهاند؛ به عنوان مثال، آلوسى در مورد معناى ملك، صحيحترين كلام را قول شيعه مىداند كه تفسير ملك الهى به مقام امر و نهى و وجوب اطاعت است؛ با اين حال مىگويد:
چون اين قول تلويحاً موجب تعريض به صحابه مىشود، بنابراين بوى گمراهى مىدهد.[٤] قضاوت در مورد اين سخن آلوسى را به وجدانهاى بيدار مىسپاريم كه آيا اخذ كلام صحيح و اعتراف به مقام صاحبان امر و نهى، بوى ضلالت و گمراهى دارد يا انكار حق و ردّ كلام صحيح؟
٢. ١. ٥. تفاسير ديگر
برخى ديگر از مفسّران سنّى در مورد معناى ملك، معانى و اقوال متعدّدى بيان كردهاند؛ از جمله: ملك سليمان،[٥] كثرت نسوان،[٦] نبوّت،[٧] خلافت،[٨] (به معناى حكوت سياسى نه الهى) و تأييد به ملائكه.[٩]
٢. ٥. بررسى تفاسير مختلف از ملك عظيم
١. ٢. ٥. تفسير ملك عظيم به نبوّت
سيوطى مىنويسد:
عبدبن حميد و ابنمنذر از مجاهد نقل كردهاند:
[كه وى در مورد آيه] «وَآتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً» گفت: [مراد] نبوّت است. ابن ابىحاتم نيز همين سخن را از حسن نقل كرد.[١٠]
برخى از مفسّران شيعه نيز اين قول را به عنوان يكى از آراى مطرحشده بيان كردهاند.[١١] اكنون به بررسى اين قول مىپردازيم تا ميزان موافقت يا مخالفت آن با اعتقادات شيعه روشن شود.
پيشتر بيان شد كه بر اساس لغت، ملك عظيم به معناى حقّ امر و نهى، تصرّف، سلطنت و استيلايافتن است. در روايات ائمّه اهل بيت (ع) نيز ملك به سلطنت، مقام افتراضالطّاعه و امامت معنا شده است. با توجّه به اين دو مطلب، بايد ديد آيا نبى، بما هو نبى، داراى چنين سلطنت و آمريتى هست؟ و آيا چنانكه اهل سنّت مىگويند، مقام نبوّت، مقام فرضالطّاعة است؟
الف) معناى نبوّت در لغت
بر اساس لغت، نبى اگر از مادّه نبأ باشد، يعنى شخصى كه حامل خبر است؛[١٢] ولى معمولًا به معناى منبّئ، يعنى خبرآورنده به كار مىرود. (مانند نذير كه به معناى منذر به كار برده مىشود.) و اگر از مادّه نبوّه و نباوه باشد، به معناى مرتفع است.[١٣]
نبى از جهت لغت، معنا و مفهوم عامّى دارد كه تنها شامل همه خبرآورندگان از ناحيه خداى تعالى به كار رفته است.[١٤] همچنين از نظر لغت، تبليغ در مفهوم نبى اخذ نشده است و دليلى بر داشتن سلطنت و پادشاهى نبى وجود ندارد.
ب) نبى در روايات شيعه
نبى در برخى روايات شيعه، به معناى شخصى است كه فرشته وحى را در خواب مىبيند و صدايش را مىشنود؛ ولى او را مشاهده نمىكند.[١٥]
بر اساس كلام امام رضا (ع) نبى گاهى كلام را مىشنود و گاهى شخص ملك را مىبيند؛ ولى صداى او را نمىشنود.[١٦]
در مقام جمع بين روايات، مىتوان گفت كه نبى، هنگام وحى مَلك را مشاهده نمىكند؛ ولى ممكن است ملك را در غير زمان وحى مشاهده كند. به هر حال، در روايات نيز قرينهاى بر سلطنت و پادشاهى داشتن نبى وجود ندارد.
بنابراين با توجّه به معناى لغوى و اصطلاحى نبى، معلوم مىشود كه از نظر لغت و روايات، تبليغ در مفهوم نبى اخذ نشده (البتّه نبى در برخى موارد، از سوى خداى تعالى براى ابلاغ بعضى از امور به مردم، مأموريت پيدا مىكند.) و هيچ دليلى بر ملك، سلطنت و پادشاهى داشتن نبى وجود ندارد؛ بلكه به تصريح آيات و روايات، مقام سلطنت و ملك، غير از نبوّت مىباشد.
ج) تفاوت نبوّت و سلطنت در منظر قرآنى
آيات ٢٤٦ و ٢٤٧ سوره بقره به خوبى مىرساند كه ملك و سلطنت با نبوّت تفاوت دارند و اعطاى اين مقام، به اراده خداوند است. نبى بما هو، در انتخاب و اعطاى ملك نيز اختيارى ندارد. (مرحوم آيتالله