ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - كاروان هاى نظامى
يك نماد قوى اختلاف قدرت و ثروت در بين نيروهاى اشغالگر و عراقىها است. آنها به طور مداوم در برابر ديدگان عراقىها بوده و به آنها يادآورى مىكنند كه نگرانى و هدف عمده اشغال آمريكايى، حمايت و تأمين نيازهاى ارتش آمريكا است. ارتش براىKBR و ديگر پيمانكاران، امنيت بسيار بيشترى نسبت به عراقىها فراهم مىكند. گروهبان فلاندرز گفت، عراقىها اين واحدهاى عظيم مسكونى را و نيز اينهمه حمايت و حفاظت تهاجمى از كاروانهاى نظامى را مىبينند و احتمالًا باخود فكر مىكنند كه، چگونه اين قضيه به ما كمك مىكند؟ آنها فقط به خودشان كمك مىكنند كه مدّت طولانىترى اينجا بمانند. هدف آن همه كاروانهاى نظامى همين است و آن پايدارى و دوام ارتش ايالات متّحده آمريكا است. پس چرا ما بايد اجازه دهيم كه از كنارمان رد شوند و بر جادّهها حكمرانى كنند؟ ما از اين كاروانها كه بسيار آسيب پذير هستند، استفاده كرده و اين موضوع احتمالًا بيشتر از اينكه به برقرارى رابطه ما با آنها كمك كند، آنها را خشمگين مىكند.
فلاندرز گفت:
همينكه ما مىتوانيم آسايش و تهويه مطبوع و نوشابهها و بازىهاى كامپيوترى (پلى استيشن) و صندلىهاى راحتى مخصوص اردو زدن و كارتهاى تبريك و تىشرتهاى احمقانه داشته باشيم، عاليه و مىگوييم، بغدادى! تو ديگه كى هستى؟ منظورم اين است كه كاروانها لازم و ضرورى هستند؛ امّا با همه اين امكاناتى كه ما با خود به عراق آوردهايم، كاروانهايمان را حجيم كردهايم.
حمايت از كاروانها، بيشتر توسط شرايط وسايل نقليه، پيچيده مىشود. فلاندرز كه تخمين مىزد بيشتر از صد كاروان متعلّق بهKBR را در «بلاد»، «بغداد»، «فلوجه» و «بعقوبه»، هدايت كرده است، گفت: تفاوتها بر اساس ملّيت راننده است. وقتى كه رانندهها آمريكايى نيستند، كاميونها اغلب قديمى، آهسته و مستعدّ خراب شدن هستند. كاروانهايى كه توسط خارجىها عمل مىكنند از امنيت يكسانى نسبت به آمريكايىها برخوردار نيستند؛ درحالىكه به علّت كيفيت پايين وسايل نقليه، بيشتر در خطر هستند. رانندگان آمريكايى اغلب در كاروانهايى مشغول هستند كه طولشان تقريباً نصف كاروانهاى ملّيتهاى ديگر است. آنها داراى وسايل نقليه بهتر، زره پوش و امنيت بالاترى هستند.
فلاندرز گفت: سربازان دوست نداشتند در كاروانهايى فعّاليت كنند كه از سوى خارجىها اداره مىشد.
بر اساس گزارش «واشنگتن پست»، ٠٠٠/ ١٨٠ پيمانكار خصوصى، در عراق مشغول فعّاليت هستند، كه ١٠ برابر پيمانكارانى است كه در زمان جنگ خليج فارس، مستقر بودند. از اين ميزان، ٠٠٠/ ٤٣ نفر، پيمانكاران خارجى غيرعراقى از كشورهايى، مانند «شيلى»، «نپال»، «فيجى»، «مصر» و «پاكستان» هستند. وسايل نقليه، اغلب خراب مىشدند و سربازان مجبور بودند تا زمانى كه تعمير شوند، از آنها حمايت كنند.
فلاندرز اضافه كرد كه:
به نظر، ديوانگى بود كه غيرنظاميان را در سراسر كشور، به فعّاليت واداشت. منظورم اين است كه عراق، يك نگرانى امنيتى جدّيه و واقعاً خطرناكه و در اين ميان، ماKBR را داريم كه غير مسلّح بوده و در همه جا دور مىزنه .... يادت مياد كه چه قضاوتهاى وحشتناكى در مورد عراق بعد از جنگ داشتيم؟
من فكر مىكنم اين موضوع، تجسّم ديگرى از آن داورى اشتباه است كه همه چيز خوب خواهد بود، ما يك هاموى در جلو، يكى در عقب و يكى هم در وسط خواهيم گذاشت و آن را اداره خواهيم كرد. من شوكّه شدم ... من يك آموزشديده ارتش بودم و يك توپچى خوب هم داشتم و راديوهايى داشتم و اگر مىخواستم، مىتوانستم از طريق راديوها تماس بگيرم و اگر مىخواستم مىتوانستم يك حمله هوايى نيز داشته باشم، قادر بودم كمك پزشكى بگيرم ... آنوقت اينها همينطورى در اطراف مىچرخيدند و به نظر مىرسيد كه وعده داده دنيا هستند. به آنها وعده ١٢٠ هزار دلار و معاف از ماليات، داده شده و چه گروهى آن شغل را انتخاب مىكند؟ افرادى كه شانس كمى براى زندگى دارند. مادربزرگها. آنها مادر بزرگهاى آنجا بودند. من يكى از اين مادربزرگها را دنبال مىكردم و كارش را خوب انجام داد. ما مورد حمله قرار گرفتيم و يكى از افرادش كشته شد و او خونسرد، آرام و جمع و جور بود. شگفتآور و عالى.