ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - حاكميت اصالت مادّه بر جان و فكر مردم
مىدهد. آنچه كه هدف و مطلوب اصلى است، اطاعت فرمان و امتثال امر است.
اطاعت فرمان و تقرّب به ساحت جانان
منظور از غسل و وضو در دين، فقط تنظيف و شستوشوى بدن نيست؛ زيرا اگر انسان جنب زير دوش حمام برود و چندين بار بدن را با ليف و صابون بشويد، امّا نيت اطاعت امر خدا نكند، غسل نكرده و هنوز جنب است و حقّ ورود به مسجد و تماس با كتابت قرآن ندارد. در اداى وظيفه خمس و زكات تنها انفاق مال هدف نيست؛ بلكه اطاعت امر خدا هدف است. بنابراين آدم رياكار، اگر چندين برابر خمس و زكات انسان مؤمن با اخلاص، از اموال خويش انفاق كند، در نزد خدا هيچ ارزش اخروى نخواهد داشت؛ بلكه به فرموده قرآن:
«... كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً ...؛[١]
... بسان مشتى خاك بر روى سنگى صاف خواهد بود كه با ريزش بارانى تند از بين برود ...»
آنچه كه در تمام اعمال عبادى منظور است قرب إلى الله است و تقرّب روح انسان به خدا، از طريق امتثال فرمان خدا.
«إِنَّالدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ ...؛
دين در نزد خدا، اسلام (و تسليم بودن در برابر حق) است ...»
تسليم خدا بودن دين مرضى در نزد خداوند است. آرى. خود قانون از نظر دين ارزشى ندارد. پذيرش آن داراى اجرى عظيم است.
تيمّم يعنى كف دستها را بر خاك زدن و بر صورت كشيدن- كه از جمله دستورات دينى است- چه توجيه عقلانى دارد؟ بلكه از نظر ظاهربينان، سزاوار توبيخ و سرزنش هم مىباشد؛ ولى من كه متدين به اين دينم، مىگويم من با خود اين عمل كارى ندارم؛ بلكه با آنكس كه اين دستور را داده است، كار دارم و جز رضا و خشنودى او طالب چيزى نمىباشم. من تمام شرف و عزّتم را در امتثال امر و اطاعت فرمان او مىدانم. مسئله تيمّم و كف دستها را به خاك ماليدن و به صورت كشيدن كه سهل است، او بگويد در ميان خاك و خاكستر بايد بلولى، مىلولم. بگويد در ميان خون خود بايد بغلطى، مىغلطم. مولاى عزيز ما حسين (ع) فرمودند:
«رِضَىاللهِ رِضَانَا أَهْلَ الْبَيْت؛
تنها خشنودى خداست كه خشنودى ما اهل بيت است.»
|
من همين خواهم كه بىسر بر زمين |
گه چنين غلطم به خون، گاهى چنين |