ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - ج) سيره علما در زيارت امام حسين (ع) با پاى پياده
در روز ششم ماه ذىالحجّه از سال ٢٩٣ ق. با جماعتى از حاجيان در مسجدالحرام و كنار «مستجار» بوديم. ناگاه جوانى از حال طواف به سوى ما آمد كه دو حوله احرام به تن داشت و كفشهايش در دستش بود. چون او را ديديم، از هيبتش همگى به پا خواستيم و در ميان ما نبود كسى جز آنكه ايستاد و بر او سلام داد.
در اين روايت طولانى آمده است كه راوى، آن جوان را در شب عرفه نيز مشاهده كرد و گفت: از جمعيتى كه اطراف آن جوان بودند، پرسيدم آيا اين علوى را مىشناسيد؟ آنان گفتند: او هر سال با پاى پياده همراه ما حجّ را به جاى مىآورد و در آخر روايت آمده است كه او صاحب الزّمان (عج) است.[١]
٤. سيره اصحاب ائمّه (ع)، علما و ساير شيعيان
الف) زيارت امام با پاى پياده، دليل ارادت خالصانه اصحاب
استاد مطهّرى (ره) روايتى در اينباره نقل كرده و مىگويد:
شخصى كه اهل «خراسان» بود. از راه دور با رنج فراوان آمد خدمت امام باقر (ع) [عشق به اهل بيت (ع) او را كشانده بود]؛ در حالىكه چون با پاى پياده آمده بود، كفشهايش از بين رفته و پايش ترك خورده و پاشنه آن، شكاف زيادى برداشته بود. آمد خدمت امام با يك عشق و ولعى. خدا را شكر كرد كه بالأخره به مقصود خودش رسيد. بعد پايش را نشان داد با آن شكافها كه خون آمده بود و عرض كرد: يابن رسول الله! چيزى مرا به اينجا نياورد؛ جز محبّت شما اهل بيت (ع) كه از خراسان تا اينجا پياده آمدهام. امام اين جمله را فرمود: «هركس هرچه را دوست داشته باشد، با هموست و حقيقتش همان مىشود و با همان محشور مىشود.[٢]»[٣]
ب) زيارت جابربن عبدالله انصارى با پاى پياده
طبق برخى نقلها، جابربن عبدالله انصارى در اربعين اوّل، همراه با عطيه با پاى پياده، به زيارت امام حسين (ع) مشرّف شد.
ج) سيره علما در زيارت امام حسين (ع) با پاى پياده
از نظر تاريخى، ظاهراً در زمان شيخ انصارى، سفر زيارتى به كربلا با پاى پياده مرسوم بوده است؛ امّا پس از ايشان اين سيره كمرنگ شده تا آنكه مرحوم ميرزاى نورى كه از محدّثان بزرگ و استاد شيخ عبّاس قمى بود، در زمان خود، زيارت به سوى كربلا با پاى پياده را از «نجف» آغاز كرد و از آن پس، اين سنّت حسنه، در سيره بسيارى از علما و بزرگان دينى قرار گرفته است؛ بزرگانى چون آيتالله سيدمهدى بحرالعلوم، آيتالله ملكى تبريزى، آيتالله ميرزاى نائينى و آيتالله شيخ محمّدحسين اصفهانى (معروف به كمپانى).
همچنين در احوالات حكيم بزرگ، ملّاصدرا آمده است كه او شش سفر با پاى پياده به حجّ مشرّف شد.
به فضل الهى، امروزه نيز شاهديم پس از سقوط «رژيم بعث عراق»، هر سال بر شكوه زيارت سيدالشّهدا (ع) افزوده مىشود؛ آن هم با پاى پياده و بهويژه در ايام اربعين حسينى (ع).
خداوند بر شور و شعور آحاد جامعه اسلامى در مورد امام حسين (ع) و زيارت حضرتش بيفزايد و ما را در ثواب و دعاى زائران مخلص آن حضرت، شريك گرداند! آمين يا ربّ العالمين.
پىنوشتها:
[١]. سوره حج، آيه ٢٧.
[٢]. «تفسير نور» محسن قرائتى، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، چاپ يازدهم، ١٣٨٣، ج ٦، ص ٣٤.
[٣]. «التسهيل لعلوم التّنزيل»، محمّدبن احمدبن جزى، بيروت، دارالارقمبن ابى الارقم، چاپ اوّل، ١٤١٦ ق.، ج ٢، ص ٣٨.
[٤]. «وسائل الشّيعه»، شيخ حرّ عاملى، قم، آلالبيت (ع)، چاپ اوّل، ١٤٠٩ ق.، ج ١١، ص ٨٠.
[٥]. «مستدرك الوسائل»، محدّث نورى، قم، آلالبيت (ع)، چاپ اوّل، ١٤٠٨ ق.، ج ٨، ص ٣٠.
[٦]. «وسائل الشّيعه»، همان، ج ١١، ص ٧٩.
[٧]. «تهذيب الاحكام»، شيخ طوسى، تهران، دارالكتب اسلاميه، چاپ چهارم، ١٤٠٧ ق.، ج ٦، ص ٢٠.
[٨]. «عوالى اللئالى»، ابن ابىجمهور، قم، دارسيدالشّهدا (ع)، چاپ اوّل، ١٤٠٥ ق.، ج ٤، ص ٢٨.
[٩]. همان، ص ٤٣.
[١٠]. «الاستبصار»، شيخ طوسى، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ اوّل، ١٣٩٠ ق.، ج ٢، ص ١٤١.
[١١]. «مستدرك الوسائل»، ج ٨، ص ٣٢.
[١٢]. «تهذيب الاحكام»، ج ٥، ص ٢٦٧.
[١٣]. «مستدرك الوسائل»، ج ٨، ص ٣٢.
[١٤]. «تفسير العياشى»، محمّدبن مسعود عياشى، تهران، چاپخانه علميه، چاپ اوّل، ١٣٨٠ ق.، ج ١، ص ١٦٧.
[١٥]. مجموعه آثار استاد شهيد مطهّرى، ج ٢٢، ص ٤٤٧. دو ماهنامه تربيتى، اخلاقى «خُلُق»، شماره ٤٣، مهر و آبان ١٣٩٣، صص ٦٢- ٦٥.