ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - گنبد از نور تو روشن
گنبد از نور تو روشن
مرد، دستش را به سمت مادرش دراز كرد و بىآنكه نگاهش را از گنبد درخشان امام رضا (ع) بردارد، مادرش را صدا زد. مادر خرناسى كشيد و صدايش را نشنيد. مرد، لحظهاى صورتش را از نردههاى كلفت و چوبى ايوان به سمت مادرش برگرداند و با عجله گفت: مادر! نگاه كن ...
اين بار مادر برخاست. كمى اخم كرد و با بدخلقى گفت: چه شده؟ باز از گنبد رضاى شيعيان، نور درخشانى ديدهاى؟ و خودش را روى زمين به سمت نردهها كشيد. جيغ كوتاهى از دهانش بيرون آمد.
مرد، به مادرش نگاهى انداخت و سراسيمه گفت: ديدى؟ نورش را ديدى؟؟ و مادر با دهان باز، سر تكان داد و گفت: شايد بايد بروم و خدا را شكر كنم ...
چند لحظه بعد، نظر مادر تغيير كرد. غرولندكنان گفت: شيطان تو را گرفتار كرده است. مرا نصفه شبى اسير خودت كردهاى. معلوم است كه چشم آدم اين وقت شب، آن هم از اين فاصله خوب نمىبيند.
مرد، با ترديد به مادرش نگريست و گفت: ولى تو هم اينبار نور گنبد را ديدى! مادر شانهاش را بالا انداخت و روى لحاف دراز كشيد و گفت: بخواب پسر جان! اين شيعيان، خودشان كم گولزنك هستند، تو هم به جان من افتادهاى. چه مىدانم چه ديدهام! و با اين حرف، پتو را روى سرش كشيد و دوباره خوابيد.
مرد به گنبد نگاه كرد. نورى كه مىديد، رو به كم فروغى مىگذاشت. نگران از جا برخاست. نگاهى به بستر مادرش كرد و صبر كرد تا نفسهاى مادرش در خواب عميق شود. آنگاه، پاورچين، از در خانه بيرون رفت و ردّ نور را تا خود حرم گرفت تا به آن رسيد.
وقتى به در حرم رسيد، بسته بود. مرد، با نورى كه هنوز از گنبد ساطع بود، در ورودى را يافت و كمى اين پا و آن پا كرد كه شايد نگهبانى در را باز كند. امّا خبرى نشد؛ آرام و زمزمهوار گفت:
خدايا! اگر امام رضا (ع)، امام شيعيان، حقّ است، اين در را باز كن.
در، تقّهاى كرد و باز شد.
مرد، ترسيد. سخنان مادرش درباره فريب شيطان، در گوشش پيچيد. از كجا معلوم كه اصلًا در محكم بسته شده بود؟ مرد، شتابزده، در را بست و از بسته شدنش مطمئن شد. آنگاه نفسش را حبس كرد و مقابل در ايستاد. اگر اين بار هم در باز مىشد، ديگر فريبى در كار نبود. مرد محكم و با اطمينان گفت: خدايا! اگر امام رضا (ع) حقّ است، اين در را باز كن.
در تقّهاى كرد و باز شد.
مرد، گريان، پا در حرم گذاشت و به سوى قبرى رفت كه نورش، گنبد را همچون خورشيد، درخشان كرده بود.
منبع حكايت: «اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات»، شيخ حرّ عاملى، ترجمه احمد جنّتى، ج ٦، ص ٩٣.