ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - كاروان هاى نظامى
متنفّرند و سخت با ما مبارزه مىكنند. عدّه زيادى در اينجا ما را دوست دارند و عدّه بيشترى مردّد هستند. با هر ترور بىمعنابى كه در اينجا انجام مىدهيم، تعداد افرادى كه از ما متنفّر مىشوند، بيشتر مىشود.
متخصّص، جف اينگلهارت (Jeff Englehart) در مورد غيرنظاميانى پرسيدند كه به منظور حمايت از كاروانهاى نظامى، توسط واحدهاى استقرارى، مورد هدف قرار مىگرفتند، گفت:
اين موضوع، اتّفاق مىافتاد و اين حادثه، اغلب تكرار مىشود.
اينگلهارت ٢٦ ساله كه در تيپ سوم لشكر پياده نظام، خدمت مىكرد، همچنين شاهد بود كه يك سرباز بر روى پدرى كه عازم بيمارستان بود تا نوزاد تازه متولّد شدهاش را ببيند، آتش گشود.
اينگلهارت گفت:
گلوله از شيشه جلو گذشت و به درون صندلى راننده رفت و تنها به فاصله چند اينچ، از او رد شد. مرد مورد اصابت قرار نگرفت. او از اين حادثه مىلرزيد و حيران بود كه چرا به او شليك كردهاند؟ حقيقت اين بود كه مرد عراقى در پشت كاروان نظامى، در كناره بزرگراه مقابل، برخلاف جهت عبور و مرور رانندگى مىكرد [عمل بسيار رايج در عراق از زمان حمله] و مطلقاً هيچ خطرى براى آن كاروان نظامى يا تيم ما كه در كنار جادّه متوقّف شده بود، نداشت.
كاپيتان واحد، فردى را كه شلّيك كرده بود، تبرئه كرد. اگرچه خيلىها معتقد بودند كه، آن خودرو هيچ خطرى براى كاروان محسوب نمىشد. كاپيتان فقط گفت:
هِى، اين روش ما است و آن، همه ما را خشمگين كرد.
تو بايد در مورد عواقب كشيدن ماشه فكر كنى و در در اين مورد، مورد هدف، بر حسب اتّفاق مرد بىگناهى بود كه يك پدر هم بود. كاروانهاى ذخيره، همهجا در عراق وجود دارند. آنها شامل ٢٠- ٣٠ تا كاميون و وسايل نقليه اسكورت نظامى هستند، طول آنها گاهى به يك مايل هم مىرسد. كاميونها با يك هاموى از جلو، عقب و حدّاقل يكى در وسط، حمايت و همراهى مىشوند. سربازان و تفنگداران نيروى دريايى نيز اغلب همراه با رانندهها، در كابينهاى تراكتور- تريلى، كاروان را همراهى مىكنند. هنگامىكه ستونهاى وسايل نقليه، محوطههاى كاملًاً حفاظت شده خود را ترك مىكنند، معمولًا با غرّش و سر و صدا، در جادّههاى اصلى، به راه مىافتند، از مناطق پرجمعيت شهر، رد مىشوند و سرعت آنها، گاهى به ٦٠ مايل در ساعت هم مىرسد.
كاميونهاى بزرگتر، يك خط و نيم را اشغال مىكنند، باعث مىشوند كه عبور و مرور از روبهرو، از مسير خود منحرف شود تا به آنها برخورد نكند. كاروانهاى نظامى، در ميانه راه، جهش مىزنند، علائم راهنمايى و رانندگى را ناديده مىگيرند، بدون اخطار تغيير مسير مىدهند و به پيادهروها وارد مىشوند و عابران وحشتزده را به اطراف پراكنده مىكنند.
آنها به خودروهاى شهروندان عادّى غيرنظامى با شدّت مىكوبيدند تا آنها را از سر راه كنار بزنند. غيرنظاميان عراقى، از جمله كودكان، اغلب وسط كاروانها مورد اصابت قرار گرفته و كشته مىشدند. ارتش در دنيايى زندگى مىكند كه ساكن ماندن، به معناى مرگ است و حركت مداوم به نظر مىرسد كه براى بقا حياتى است. از آنجايى كه كاروانهاى نظامى، هدفهايى بزرگ و پر سر و صدا هستند، ترجيح مىدهند در حركت مداوم باشند. گروهبان فلاندرز گفت:
اصابت كردن به يك هدف سيار، سخت تر از يك هدف ثابت است. بنابر اين، سرعت، دوست توست و خصوصاً در مورد انفجار وسايل انفجارى دست ساز، سرعت و مكان، مطلقاً، دو عاملى بود كه تعيين مىكرد، تو قرار بود زخمى شوى يا اينكه كشته شوى و اينكه اگر هر دو را از دست بدهى، كدام يك قرار است، اتّفاق افتد.
فلاندرز (Flanders) كه مسيرهاى كاروان نظامى را در كمپ «آناكوندا» كه در ٣٠ مايلى شمال بغداد بود، رهبرى مىكرد، گفت:
آن عملى كه ما در جادّهها انجام مىدهيم، به سلطان جادّه تبديل مىشود. تو فقط به رفتن ادامه مىدهى و ماشينها را به خارج از جادّه هل مىدهى. ما باعث كندى عبور و مرور مىشديم.
ارتشىها، به علّت آشفتگى وضعيت عراق و ظهور ناگهانى كاروانهاى نظامى كه با سرعت در حال حركت بودند، اغلب رانندههاى عراقى را مىديدند كه وحشت زده، نهايت تلاش خود را مىكردند كه وسايل نقليه خود را از سر راه كاميونهاى عظيم الجثّه كنار ببرند. آن دسته از خودروهاى عراقى كه اشتباهى و تصادفى، به فضاى بين خودروهاى يك كاروان نظامى راه پيدا مىكردند يا اينكه سعى مىكردند كه از كاروان جلو بزنند، مورد حمله قرار مىگرفتند. عدّه زيادى از اين رانندههاى غيرنظامى عراقى، مورد شلّيك قرار گرفتهاند.
سربازان و تفنگداران دريايى در وسايل نقليهاى كه كاملًاً مسلّح بودند و كاروان را دنبال مىكردند، به هر حملهاى، ازانفجار بمبهاى كنار جادّه گرفته تا يك اسلحه كوچك، به اين صورت پاسخ مىدادند كه يكسره، به هر دو طرف كاروان آتش مىگشودند تا حمله را سركوب كنند. انفجار سريع از مسلسل كاليبر ٥٠ و اسلحه نيمه خودكار كه مىتواند هزار دور در دقيقه شلّيك كند، باعث كشته يا زخمى شدن عدّه زيادى از غير نظاميان مىشد.
متخصّص شرايدر گفت:
به عنوان مثال، كاروان ما از سرازيرى يك جادّه مىگذشت كه ناگهان، يكى از اين وسايل انفجارى دستساز منفجر شد و مىدانيد وقتى كه اين بچّههاى ترسان را پشت اين اسلحهها گذاشتهاند و آنها شروع به شلّيك مىكنند و مردم بيگناه در هرگوشهاى مىتوانند باشند. من اين موضوع را ديدهام، منظورم اين است كه به دفعات زياد اتّفاق افتاده است كه به اين علّت كه ما در حركت بوديم و بمبى منفجر شد، مردم بيگناه مردهاند.
بمبهاى كنار جادّه، اسلحهاى است كه نيروهاى شورشى عراقى، ترجيح مىدهند از آن استفاده كنند. آنها مسئول افزايش تلفات در ارتش آمريكا بودهاند؛ يعنى ٨/ ٣٩% (از بيش از ٣٨٠٠ نفر) كشته در ارتش آمريكا در نوامبر ٢٠٠٧ م.، ناشى از بمبهاى كنارجادّه بوده و بر اساس ارزيابى مؤسّسه «بروكينگز»، از زمان تهاجم به عراق، يعنى از مارس ٢٠٠٣ م.، اين روش بيشتر از هر روش ديگرى، مسئول تلفات بوده است. بمبهاى كنار جادّه، به خصوص در مورد كاروان ارتشى، كاربرد دارد؛ زيرا هنگامىكه خودروى راهنما از كار افتاد، بقيه كاروان