ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - كاروان هاى نظامى
در جادّه به دام مىافتد، تا اينكه توسط واحدهاى نظامى يا هليكوپترى كه در بالاى سر، شناور بوده و شورشيان را محصور كرده، نجات پيدا كنند. شورشىها، اغلب مواد منفجره را دردو طرف جادّهها، روى پلها، در تقاطعها و در تونلها، كار گذاشته، تا خودروها براى پيدا كردن مسيرهاى فرار جايگزين، با مشكل مواجه شوند.
موادّ منفجرهاى كه تحت فشار فعّال شدهاند، در كيسههاى پلاستيكى پنهان هستند يا اينكه مدفون مىشوند. موادّ منفجرهاى كه از راه دور كنترل مىشوند، اغلب توسط يك تلفن همراه، از راه دور كنترل شده، منفجر مىشوند. برخى از موادّ منفجره، از درون خودروها يا از روى پلها پرتاب مىشوند. مابقى، توسط بمبگذاران انتحارى حمل مىشوند يا اينكه در خودروهايى جاسازى شدهاند كه توسط راننده، پس از برخورد با يك كاروان نظامى، اهدا شده است. سربازان با تجربه مىگفتند، براى شورشىها اين موضوع كه قبل از حمله، راه را توسط غيرنظامىها مسدود كنند يا اينكه خودروهاى غيرنظامى را وسط بفرستند تا ترافيك ايجاد كنند و با اين كار، سرعت كاروان ارتشى را كم كرده يا آن را متوقّف كنند، امرى عادى است. همچنان كه شورشى بودن، پيچيده تر و در ك آنها مشكلتر مىشود، روشهاى آن نيز عليه كاروان ارتشى پيچيده و مبهم است. اسلحههاى كوچك و راكت و نارنجك، به طوركلّى خودروهاى راهنما يا خودروى عقبى كاروان ارتشى را هدف قرار مىدهند و آر. پى. جىها اغلب براى ناتوان كردن خودروى عقب كاروان، مورد استفاده قرار مىگيرند. در نتيجه عقبنشينى را غير ممكن مىسازند. هنگامىكه يك كاروان از كارافتاد و قادر به حركت نبود، مىتوان آن را با اسلحههاى كوچك، خمپاره و نارنجك به آتش بست. كاروانها، وسايل نقليه ترميم كنندهاى هستند كه براى نجات كاميونهاى از كارافتاده طراحى شدهاند؛ درحالى كه مابقى خودروها، درصورت امكان، به حركت خود ادامه مىدهند تا از حمله فرار كنند.
گروهبان، داستين فلت (Flatt) ، سى و دوساله از «دنور» (Denver) گفت:
از لحظهاى كه تو دروازه و پايگاه خود را ترك مىكنى، همواره نگران هستى. به طور مداوم، مراقب بمبهاى كنار جادّه هستى و هرگز هم آنها را نمىبينى. منظورم اين است كه زنده مانده يا مردن، كاملًاً شانسى است ... اگر تو در طى همان روز يا آن هفته، درگير آتش بازى شده باشى، بيشتر مضطرب هستى و احساس ناامنى مىكنى، تا به آن حد كه تقريباً آماده شلّيك هستى.
كاروانهاى نظامى، در مراحل اوّليه جنگ، تا حدّى در امان هستند. آنها به ندرت، توسط موادّ منفجره مورد حمله قرار مىگرفتند و حملات ناشى از اسلحههاى كوچك، به خوبى سازماندهى نشده بودند. اين وضعيت پنج ماه بعد از حمله، تغيير كرد؛ زيرا شورشىها راه و روش خود را از آسيب پذيرىهاى كاروان، اقتباس كردند. همچنانكه عمليات به منظور خوددارى از حملات، تهاجمىتر شد، تعداد تلفات افراد غيرنظامى توسط كاروانها افزايش يافته، به آتش خشم بسيارى از عراقىها دامن زد. كاپيتان، جاناتان پاورز، بيست و هشت ساله، كه با نيروى اوّل زرهى در بغداد و نجف خدمت مىكرد، گفت:
ما تا اواخر اوت، اوايل سپتامبر ٢٠٠٣ م. بمب جادّهاى نديديم؛ امّا وقتى شروع به ديدن آنها كرديم، از هر كيسه زبالهاى كه كنار راه گذاشته شده است، وحشت مىكنيم و سعى مىكنيم تا آنجايى كه مىتوانيم از راههاى ميانه فاصله بگيريم، يا از مسيرهاى متفاوتى عبور و مرور مىكنيم و در مسيرهاى اشتباه در خيابانها رانندگى مىكنيم.
او ادامه داد كه، مىتوانم تصوّر كنم كه آن وضعيت، براى عراقىها بسيار مخرّب بود؛ امّا براى ما اين بود كه: متأسّفم! اين، وضعيت، بايد به همين صورت باشد. آن موقعيت، شبيه اين بود كه آمبولانسى، در خيابان رانندگى مىكند و هركس بايد ازسر راه كنار برود و آن شرايط، چيزى بود كه در عراق اتّفاق افتاده بود. آنها مىدانستند كه اگر يك هاموى مىبينند، بايد از او فاصله بگيرند.
هر زمان كه سربازان و تفنگداران نيروى دريايى در خودروهاى خود در خيابان ظاهر مىشدند، احساس مىكردند كه درمعرض عموم قرار گرفتهاند. افزايش حسّ آسيب پذيرى به همان نسبت، باعث افزايش استفاده از شلّيك مرگبار براى محافظت كاروان مىشد.
گروهبان مَت ماردان، ٣١ ساله اهل «ميناپوليس» كه به عنوان، تك تيرانداز طلايهدار در خارج از «فلوجه» در سال ٢٠٠٤ م. و ٢٠٠٥ م. با گردان سوم تفنگداران اوّل دريايى خدمت مىكرد، گفت:
مطمئنترين راه، كشتن تفنگداران دريايى در يك كاروان است؛ زيرا همه آنها در يك وسيله نقليه، با هم هستند. منظورم اين است كه نمىتوانى با وجود كاروان، وقت تلف كنى. تو دوست دارى آنجا بشينى و منتظر بمونى، مىدانى بايد منتظر بچّهها بمانى تا از جادّه عبور كنند يا منتظر بمانى كه اين جوانها رد بشوند؛ امّا يكى توقّف مىكنه، كاروان را مجبور به توقّف مىكنه و ماغافلگير مىشويم. آنجا جادّهها كوچك هستند. شبيه اينجا نيست و بنابراين مردم، مىخواهند به سرعت از جادّه عبور كنند و ما براى كسى توقّف نمىكنيم.
ماردان ادامه داد كه به آنها گفته مىشود كه به دليل ما از سر راه كنار بروند يا شايد به دليل خودشان نيز باشد.
كاروانها، شريانهايى هستند كه باعث پايدارى و تداوم اشغال مىشوند. آنها نقل و انتقال آب، بستههاى پستى، قطعات نگهدارنده، فاضلاب، غذا و سوخت را درپايگاههاى سراسر عراق برعهده دارند. اين رشته از تراكتور، تريلى، كه توسط كلوگ، براون و روت (KBR) و ديگر پيمانكاران خصوصى غيرنظامى عمل مىكنند، نياز به حفاظت روزانه توسط ارتش ايالات متّحده دارند. آيدان دلگادو، متخصّص ذخيره ارتش، ٢٤ ساله از «ساراسوتا»، فلوريدا گفت:
افراد در مورد آن معترض هستند؛ زيرا فكرمىكنند كه ما مهمّاتKBR ، پيمانكاران و اجناس تبادل پستى را حفاظت مىكنيم تا بعداً به ما فروخته شوند. ما خصومت زيادى عليه بسيارى از پيمانكاران غيرنظامى داشتيم؛ زيرا حقوق پرداختى آنها، خيلى بيشتر از ما بود. آنها زندگى بهترى داشتند، با اينحال، ما وسايل و متعلّقات آنها را با كاروانهاى نظامى همراهى و محافظت مىكرديم.
درآمد پيمانكاران غير نظامى در عراق، اغلب سه، چهار برابر بيشتر از درآمد سربازان و تفنگداران نيروى دريايى است. كاروان همچنين