ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧١ - ضرورت وجود واسطه فيض
نكته دقيقترى كه در اينجا مطرح است موضوع ضرورت وجود واسطه فيض الهى در جهان است، همو كه نبودش موجب مىگردد زمين ساكنانش را در خود فرو برد.
به اعتقاد شيعه حجتهاى الهى، درهاى رحمتخداوند و سرچشمه بركاتى هستند كه از جانب خداوند به بندگانش ارزانى مىشود.
در قرآن كريم مىخوانيم:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ ...[١]
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از خدا بترسيد و به درگاه او وسيلهاى بيابيد.
و در آيهاى ديگر:
أُولئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ ...[٢]
آنهايى كه كافران به خدايى مىخوانند، در صدد آنند كه خود به درگاه پروردگارشان وسيلهاى بيابند و مقربترين شوند ...
شيخ صدوق به اسناد خود از سليمان بن جعفر روايت مىكند كه:
سالتالرضا، عليهالسلام، فقلت: تخلوالارض من حجة؟ فقال: لو خلتالارض طرفة عين من حجة لساختباهلها ...
از [امام] رضا، عليهالسلام، پرسيدم: آيا زمين از حجتخالى مىشود؟ فرمود: اگر زمين يك چشم بر هم زدن از جتخالى شود، ساكنانش را در خود مىبرد.
ايشان همچنين از امام باقر، عليهالسلام، روايت مىكند كه:
لو بقيتالارض يوما بلا امام منا لساختباهلها و لعذبهمالله باشد عذابه. انالله تبارك و تعالى جعلنا حجة فى ارضه، و امانا فىالارض لاهلها، لن يزالوا فى امان من ان تسيخ بهمالارض ما دمنا بين اظهرهم.[٣]
اگر زمين يك روز بدون امامى از ما بماند، ساكنانش را در خود فرو مىبرد و خداوند اهل زمين را به سختترين شكلى عذاب مىكند. خداوند، تبارك و تعالى، ما را حجتبر روى زمين و مايه ايمنى اهل آن قرار داده است. و تا زمانى كه ما در ميان اهل زمين هستيم آنها از اينكه در زمين فرو برده شوند در امانند.
بنابراين، همچنانكه، ائمه، عليهمالسلام، واسطههاى رحمتخداوند متعال در افاضه دين حقاند، واسطههاى جارى شدن بركات زمين و آسمان بر بندگان نيز هستند.
پىنوشتها:
[١]. سوره يوسف (١٢)، آيه ١٠٨.
[٢]. ابن عربى، محمد بن على، الفتوحات المكية، ج ٣، ص ٣٣٢.
[٣]. سوره انبياء (٢١)، آيه ١٠٧.
[٤]. ابن عربى، همان، ص ٣٣٧.
[٥]. همان، ص ٣٣٧- ٣٣٨.
[٦]. الشيخ الصدوق، محمد بن على، كمالالدين و تمام النعمة، ج ٢، ص ٦٥٣، ح ١٨. همچنين ر. ك: المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥١، ص ٣٦، ح ٥.
[٧]. سوره عنكبوت (٢٩)، آيه ١٤.
[٨]. ر. ك: النجار، عبدالوهاب، قصصالانبياء، ص ٤٨.
[٩]. سوره صافات (٣٧)، آيه ١٤٢- ١٤٨.
[١٠]. سوره نساء (٤)، آيه ١٥٨- ١٥٩.
[١١]. ر. ك: البخارى، اسماعيل بن ابراهيم، صحيح البخارى، ج ٤، كتاب الانبياء، ص ٢٠٥، ح ٤٩؛ النيشابورى، ابوالحسين مسلم بن الحجاج، صحيح مسلم، ج ١، كتابالايمان، ص ٩٤، ح ٢٤٤- ٢٤٦؛ ابن حنبل، احمد، مسند احمد، ج ٢، ص ٢٧٢ و ٣٣٦.
[١٢]. به نظر مىرسد كسانى چون «ابن حجر» بدون توجه به آيات قرآن موضوع مهدويت و به امامت رسيدن امام مهدى، عليهالسلام، در سن پنجسالگى را انكار كردهاند كه اين ناشى از عدم درك درست ايشان است. رجوع شود به ... ابنحجر، الصواعق المحرقة، ص ١٠٠.
[١٣]- سوره مريم (١٩)، آيه ١٢.
[١٤]- همان، آيه ٢٩.
[١٥]- ر. ك: ابن حنبل، احمد، همان، ج ٣، ص ٤٤٦ و ج ٤، ص ٩٦؛ النيشابورى، ابوالحسين مسلم بن الحجاج، همان، ج ٦، ص ٢١- ٢٢؛ البيهقى، ابوبكر احمد بن الحسين، السنن الكبرى، ج ٨، ص ١٥٦؛ ابن كثير، ابوالفداء اسماعيل، تفسير القرآن العظيم، ج ١، ص ٥١٧؛ الامينى، الغدير، ج ١٠، ص ٣٥٩.
[١٦]- سوره مائده (٥)، آيه ٣٥.
[١٧]- سوره اسراء، آيه ٥٧.
[١٨]- الشيخ الصدوق، محمد بن على، عيون اخبارالرضا، عليهالسلام، ص ١٥٠- ١٥١. همچنين ر. ك: المجلسى، محمدباقر، همان، ج ٢٣، ص ٢٩.
[١٩]- الشيخ الصدوق، محمد بن على، كمالالدين و تمامالنعمة، ص ١١٨؛ المجلسى، محمدباقر، همان، ص ٣٧.