ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٩ - ابن عربى و اعتقاد به عصمت امام مهدى، عليه السلام
عمرى به اين طولانى داشته باشد؟
٢- چگونه ممكن است پسر بچهاى كه هنوز به سن بلوغ نرسيده به امامتبرسد؟
اما در پاسخ پرسش اول بايد گفت كه عمر طولانى امرى ممكنالوقوع است، چنانكه در قرآن كريم مورد حضرت نوح، عليهالسلام، آمده و در ميان مردم نيز انسانهايى با عمر طولانى فراوانند.
خداوند متعال در مورد حضرت نوح، عليهالسلام، مىفرمايد:
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ وَ هُمْ ظالِمُونَ.[١]
ما نوح را بر مردمش به پيامبرى فرستاديم. او هزار سال و پنجاه سال كم در ميان آنان بزيست. و چون مردمى ستمپيشه بودند، طوفانشان فرو گرفت.
بعد از آن هم حضرت نوح سالهاى طولانى در اين دنيا زندگى كرد.
اگر انسانى به دور از هياهوى شهرها و فارغ از غوغا و جنجال آنها زندگى كند، اين امكان براى او وجود دارد كه صدها سال قوى، سالم و به دور از هر گونه بيمارى و هر گونه دارويى كه موجب كوتاهى عمر مىگردد، زندگى كند.
اساسا از نظر عقلى اين امكان براى نوع انسان وجود دارد كه اگر در برابر ناملايمات پايدار باشد، بيماريهاى مختلف به سراغ او نيايد، و غذاهايى كه امكان هضم آنها براى او وجود ندارد؛ توانش را فرسايش ندهد، مدت زيادى به زندگى خود ادامه دهد.
از نظر دانشمندان علوم پزشكى و علوم اجتماعى، چون توان و قواى جسمانى انسان محدود و مشخص است و زندگى پيشرفته امروز بسرعت اين توان او را زايل مىسازد و باعث كوتاهى عمر انسان مىشود، بخلاف زندگى ابتدايى و ساده كه توان و قواى جسمانى انسان را كمتر كاهش مىدهد و به همين دليل باعث طولانى شدن عمر انسان مىگردد.[٢]
پزشكان معتقدند: دليل مرگ زودرس انسانهايى كه در جوامع پيشرفته و متمدن زندگى مىكنند، بيماريهايى ناگهانى است كه بر آنها عارض مىشود، بويژه بيماريهايى درونى كه انسان تنها بعد از گذشت مدتى طولانى از بروز آنها آگاه مىشود، زيرا دير آگاه شدن از اين بيماريها باعث گسترش بيمارى در سراسر بدن و رسوخ آن در پيكر انسان و در نتيجه از بين رفتن امكان معالجه مىگردد.
ينابراين اگر انسانى در زندگى مراقبت كامل بر احوال خود داشته باشد، و مواظب بيماريهايى كه بر جسم او عارض مىگردند باشد، بويژه بيماريهايى داخلى، كه احتمال در امان ماندن كامل از آنها كمتر وجود دارد، اين امكان براى او وجود دارد كه صدها سال به زندگى خود ادامه دهد. البته به شرطى كه حوادث و بيماريهايى كه غالبا در اثر استفاده نادرست انسان از مواهب زندگى به سراغ او مىآيد، در كار نباشد.
اما براى انسانهاى شريف و بزرگوارى كه عنايتخدا شامل حال آنها شده، و در پناه حمايت كامل خداوندى قرار گرفتهاند، امكان زندگىكردن بهمدت طولانى وجود دارد.
مگر نبود يونس پيامبر، عليهالسلام، كه خداوند دربارهاش فرمود:
فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلِيمٌ فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ، فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَ هُوَ سَقِيمٌ وَ أَنْبَتْنا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ، فَآمَنُوا فَمَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ.[٣]
ماهى ببلعيدش و او در خور سرزنش بود. پس اگر نه از تسبيحگويان مىبود، تا روز قيامت در شكم ماهى مىماند. پس او را كه بيمار بود به خشكى افكنديم، و بر فراز سرش بوته كدويى رويانيديم. و او را به رسالتبر صد هزار كس و بيشتر فرستاديم. آنها ايمان آوردند و تا زنده بودند، برخورداريشان داديم.
همچنين خداوند متعال درباره عيسى مسيح، عليهالسلام، فرمود:
وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ، وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ، ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ، وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً، بَلْ