ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - ميزگرد جهان آينده و آينده جهان
بگيرد يك واسطه نياز دارد. اين كه از نظام تعليم و تربيت، سخن گفتند، امروز دنياى مدرن عملا در دستور كارش قرار داده كه نظام تعليم و تربيت را در جامعه و بر اساس سازمان اجتماعى پياده كند، يعنى ديگر لازم نيست كه حتما بروند در مكتبى، در مدرسهاى درس بخوانند تا رفتار خاص، باور خاص و ارتباط خاص را برقرار كنند، امروز برنامهريزى و مهندسى اجتماعى به شما مىگويد كه چگونه عمل كنيد و چه مسيرى را انتخاب كنيد تا گرايشها، بينشها و كنشهاى انسان در راستاى اهداف از پيش تعيين شده حركت كند. من نمىخواهم اين مطلب را مطلق كنم، ولى مىخواهم بگويم، ارتباط اجتماعى در خلا اتفاق نمىافتد، اينجا يك منطق و معرفت واسطه بين ايمان فردى و رفتار اجتماعى واسطه مىشود. اين كه مىفرمودند: «اگر پيمان در اجتماع اجرا بشود» من مىگويم كه اين پيمان نياز به يك منطق و معرفت دارد، همانطورى كه شما مىگوييد براى ارتباط با حق شرايط و معرفتى لازم است و فرد بايد مراحلى از سير و سلوك را بپيمايد. عين اين سخن در روابط اجتماعى هم صادق است، بايد يك سلوك اجتماعى در مهندسى جامعه اتفاق بيفتد، يعنى بايد همان ارزشها، اصول و مبانى در بستر تاريخ و جامعه شكل پيدا بكند. و اين بستر اجتماعى واسطه مىشود تا انسان در اين نظام تربيتبشود. به هر حال انسان از طريق نظام و ارتباط است كه جهتگيرى نهايى خود را دنبال مىكند.
موعود:
آيا در ارتباط با اين موضوع كه معرفت را ضرورى دانستيد طريق ويژهاى را پيشنهاد مىكنيد؟ يعنى وقتى معرفت درباره اين كل حاصل شد، كه وجهى هم برمىگردد به آينده جهان و جهان آينده، اين معرفتحاصل شد اين دريافت عمومى و فراگير مىشود و امكان نيل به آن مقصد را فراهم مىكند، طريق ويژهاى را براى نشر اين معرفت آيا پيشنهاد مىكنيد؟
حجةالاسلام سبحانى:
خير، من مىخواهم بگويم كه مشكل ما اصلا در عدم دسترسى به خود آن معرفت است، ما هنوز به چنين معرفتى دست نيافتهايم. امروز وقتى مىگويند بياييد نظام اقتصادى جامعه را ترسيم كنيد، به شما فرمول و معادلهاى را مىدهند كه كاملا انگيزهها و رفتار اجتماعى انسان را شكل مىدهد، يعنى انسان مادى مىتواند براحتى در چنين نظامى سلوك كند و اهداف و تمتعات مادى خود را در همين روابط تامين كند. اما سؤال اين است: اگر انسان بخواهد در يك جامعهاى «مسلمان» زندگى كند و مؤمن بماند و عمل اجتماعى صالح داشته باشد، شما چه الگويى را توصيه مىكنيد؟ آيا تئورى مديريتسالمى داريد كه در آنجا ديگر انگيزههاى مادى اصل قرار نگيرد، آنجا رقابت مادى و تلذذ مادى به عنوان محور برنامهريزى نباشد؟ البته آن ارتباط فردى و وجودى با حق متعال به جاى خودش درست است و اصل هم همان است ولى شبيه آن ارتباط بايد در صحنه اجتماع و در تنظيم روابط به سوى يك هدف خاص اتفاق بيفتد، يعنى به معرفتى نياز است كه اساس برنامهريزى قرار بگيرد كه يك سوى آن وضعيت موجود و يك سوى آن وضعيت مطلوب باشد. در اينجاست كه بحث از جامعه آرمانى مطرح مىشود كه آيا جامعه آرمانى كه در الگوى توسعه شماست، «جامعه مهدوى» استبا همان معيارها و شاخصها؟ يا نه در واقع شما يك الگوى ديگر و شاخصهاى ديگرى را مبناى برنامهريزى و حركت اجتماعى قرار دادهايد. در يك كلام، همان طور كه ارتباط انسان با خدا مىتواند پايهاى براى يك زيست اجتماعى سالم باشد، روابط اجتماعى ناهماهنگ هم مىتواند در ارتباط انسان با حقايق متعالى خلل و خدشه وارد سازد. اين دو ارتباط را هرگز نمىتوان از يكديگر تفكيك كرد، بلكه يك دسته اصول مشترك بر هر دو حاكم است و آنها را هماهنگ و همسو مىكند.
موعود:
سپاسگزارم. مطلبمان را در اينجا با اين سخن ختم مىكنيم كه اگر اين معرفت را ما اساس برنامهريزى خودمان قرار بدهيم و مبتنى بر دريافت و معرفتبياييم درباره مهندسى اجتماع گفتگو بكنيم، اين امكان به وجود مىآيد كه ما آرام آرام به سمت آن جامعه مطلوب سوق پيدا بكنيم و انشاءالله روزى شاهد برگزارى جشن حقيقى ميلاد امام عصر، عجل الله تعالى فرجه الشريف باشيم و جامعهمان را به سمت جامعه منتظران سوق بدهيم. اگر مبتنى بر اين معرفت از هستى و غايت كه خاص شيعه است؛ برنامه ريزى را آغاز نكنيم ناگزير بايد همواره اين دوگانگى و اين مواردى را كه به نوعى حكايت از بحراندر ميان مناسبتهاست شاهدباشيم.
با عرض سپاس مجدد از اين كه قبول زحمت كرديد. اميدواريم كه چشمان همه ما ناظر جمال دلآراى او باشد.
پىنوشتها:
[١]- سوره حشر (٥٩)، آيه ١٩.
[٢]- ر. ك: المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ٢، ص ٣٢؛ ج ٥٨، ص ٩١ و ٩٩.
[٣]- سوره رعد (١٣)، آيه ١١.
[٤]- سوره بقره (٢)، آيه ٢٤٩.
[٥]- سوره اعراف (٧)، آيه ٩٦.
[٦]- سوره بلد (٩٠)، آيه ٩.
[٧]- سوره اعراف (٧)، آيه ١٧٢.
[٨]- سوره انبياء (٢١)، آيه ١٠٥.