ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - حجت در ادعيه و زيارات
«الكافى» بخشى دارد با عنوان «كتاب الحجة» كه در آن با بيان دهها روايت ابعاد مختلف اين موضوع روشن گرديده است. در اينجا به برخى از رواياتى كه در اين زمينه وارد شدهاند، اشاره مىكنيم:
امام على، عليهالسلام، در بيان ضرورت وجود حجتهاى الهى مىفرمايد:
اللهم بلى، لا تخلواالارض من قائم لله بحجة؛ اما ظاهرا مشهورا، و اما خائفا مغمورا، لئلا تبطل حجج الله و بيناته ...[١]
بلى، زمين تهى نماند از كسى كه حجتبر پاى خداست، پايدار و شناخته است و يا ترسان و پنهان از ديدههاست. تا جتخدا باطل نشود و نشانههايش از ميان نرود ...
امام باقر، عليهالسلام، در روايتى مىفرمايد:
و الله ما تركالله ارضا منذ قبض آدم، عليهالسلام، الا و فيها امام يهتدى به الىالله و هو حجته على عباده، و لا تبقىالارض بغير امام حجته لله على عباده.[٢]
به خدا سوگند كه خداوند از روزى كه آدم، عليهالسلام، قبض [روح] شد، هيچ سرزمينى را از پيشوايى كه [مردم] به وسيله او به سوى خدا هدايت مىشوند، خالى نگذاشته است. اين پيشوا حجتخدا بر بندگانش است و هرگز زمين بدون امامى كه حجتخدا بر بندگانش باشد، باقى نمىماند.
امام صادق، عليهالسلام، نيز در اين باره مىفرمايد:
انالحجة لا تقوم لله عز و جل على خلقه الا بامام حتى [حى][٣] يعرف.[٤]
حجتخدا بر آفريدگانش تنها با امام [زندهاى] كه شناختهشود، اقامه مىشود.
همچنين آن حضرت در پاسخ اين پرسش كه: «آيا زمين بدون امام باقى مىماند؟» مىفرمايد:
لو بقيتالارض بغير امام لساخت.[٥]
اگر زمين بدون امام بماند، [اهلش را] در خود فرو مىبرد.
امام هادى، عليهالسلام، نيز مىفرمايد:
انالارض لا تخلو من حجة و انا والله ذلكالحجة.[٦]
زمين هرگز از حجتخالى نمىماند و به خدا قسم من آن حجت هستم.
حجت در ادعيه و زيارات
در دعاهايى كه از ائمه، عليهمالسلام، وارد شده نيز به دفعات به واژه حجتبرمىخوريم؛ از جمله در قسمتى از دعاى معروفى كه خواندن آن در زمان غيبتسفارش شده، آمده است:
... اللهم عرفنى حجتك فانك ان لمتعرفنى حجتك ضللت عن دينى.[٧]
بار خدايا، مرا با حجتخود آشنا ساز؛ كه اگر مرا با حجتت آشنا نكنى از دينم گمراه مىشوم.
در قسمتى از زيارت «آل ياسين» كه از امام عصر، عليهالسلام، نقل شده، پس از آنكه تك تك امامان را به عنوان حجتخدا مىخوانيم و بر اين موضوع گواهى مىدهيم، خطاب به آنها مىگوييم:
فالحق ما رضيتموه والباطل ما اسخطموه والمعروف ما امرتم به والمنكر ما نهيتم عنه.
حق آن است كه شما از آن خشنود شويد و باطل آن است كه شما از آن به خشم آييد. معروف آن است كه شما بدان امر كنيد، و منكر آناست كه شما از آن نهى كنيد.
حال كه به اجمال با معناى حجت و جايگاه آن در معارف شيعى آشنا شديم، به موضوع اصلى اين مقاله مىپردازيم تا روشن شود اينكه ما حضرت مهدى، عليهالسلام، را «حجتحى خداوند» بدانيم يا تنها «نجاتبخش موعود»، در عمل چه تاثيرى در زندگى فردى و اجتماعى ما مىتواند داشته باشد؟
بر اساس آنچه كه درباره مفهوم حجت در لغت، قرآن و روايات گفته شد، حجتخداوند بر روى زمين از طرفى دليل و راهنماى آشكار مردم به سوى صراط مستقيم و از طرف ديگر ملاك و معيارى است كه انسانها مىتوانند با رجوع به او ميزان انطباق خود را با دين خدا بسنجند.
با توجه به اين مفهوم «آنكه معتقد به ظهور حجت استخود را مكلف