ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - جشن ميلاد، تجديد عهد با ميثاق خدا
بيت نبى اكرم، صلى الله عليه وآله، به نام و به ياد مهدى صاحب الزمان، عجل الله تعالى فرجه الشريف، مجلس سور و شادمانى برپامى دارند؛ اما، اغلب از اين نكته غافل مى مانند كه: منحصر داشتن نام بلند آن حجت حى خداوند به جشن نيمه شعبان، خود ظلم بزرگى است كه به سبب آن گرداب ابتلا واضطراب هر روز بيش از پيش انسانهاى مانده در بند ظلم و ظلمت را در خود فرو مى برد و بى نصيب ماندن از فيض ديدار آن عزيز راموحب مى گردد. مگر نه خودفرموده است:
اگر شيعيان ما- كه خداوند توفيق طاعتشان دهاد- به عهدى كه با ماداشتند وفا مى كردند؛ فيض ديدار ما ازآنان سلب نمى شد و سعادت ديدن مازودتر نصيبشان مى شد. ديدارى برمبناى شناختى درست و صداقتى ازآنان درباره ما.
امروزه، گوييا بر پاداشتن جشن ميلاد و صرف نقل و شيرينى ما به ازاء تماميت تعهدى است كه شيعيان در قبال آن واسطه فيض حضرت لم يزلى دارند.
مگر نه اين است كه انجام عهدمذكور در منشور مبارك مى بايست مانع و حجاب ميان ما و آن مقام عظمى را بردارد!؟ و آيا جز اين است كه انجام آن عهد را منحصردر برپايى جشنى دانسته ايم كه بيش از آنكه موجب كسب معرفت شود و ما را از منزل جهل و جهالت برهاند، موجب برآورده شدن هواجس نفسانى مان شده و آتش اين طمع خام را در ما دامن زده است آنچنانكه پيش از آنكه در خدمتش آييم او را در خدمت آوردهايم.
گوييا فراموش كرده ايم كه: بى معرفت ماندن از آن وجود گرامى موجب ماندگارى در جهالت و ديدارمرگ جاهلى است.
شب ظلمت و بيابان به كجا توان رسيدن؟ مگر آنكه شمع رويت به رهم چراغ دارد من و شمع صبحگاهى سزد ار به هم بگرييم كه بسوختيم و از ما بت ما فراغ دارد
اين غم بزرگ را به كه مى توان گفت كه شيعيان مانده در ميانه سختى و ابتلا اين درس را از يادبرده اند كه فرموده بود:
انا غير مهملين لمراعاتكم و لاناسين لذكركم
اى كاش در ازاء آن همه وفادارى حضرت دوست و آن همه عطوفت و مهربانى، شاعرانه خواجه شيراز را نقل مجلس وروشنى جشنهايمان مى ساختيم:
چو خامه در ره فرمان او سر طاعت نهاده ايم مگر او به تيغ بردارد كسى به وصل تو چون شمع يافت پروانه كه زير تيغ تو هر دم سرى دگر دارد
هيهات كه در سر بى سوداى ماتمناى وصال او نيست ورنه، چون شمع سر مى باختيم تا از منبع فيضش نور و روشنايى حاصلمان شود.
متاسفانه، امروزه، جماعتى گوشه عزلت را در عين انفعال وتاثير پذيرى عامل رستگارى خويش مى پندارند و برخى دل
امروزه، گوييا بر پاداشتن جشن ميلاد و صرف نقل وشيرينى ما به ازاء تماميت تعهدى است كه شيعيان درقبال آن واسطه فيض حضرت لم يزلى دارند.
جوانان ما، چشم به راه آرمان بزرگى هستند كه به مدد بالهاى بزرگش مى توان بر همه كاستيهافائق آمد؛ آرزوى بلندى كه گردهاى رخوت و انفعال رااز جان و جسمها دور سازدو آنان را در زمره چشم به راهان سپيده و نور واردكند.
چرا كتابهاى درسى دانش آموزانمان وسرلوحه قصه بلند تربيت نونهالانمان را آنچنان آكنده از نام و ياد مهدى، عجل الله تعالى فرجه، نمى سازيم تا فرزندان اين سرزمين همه عالم و آدم رااز دريچه چشم موعودعليه السلام، بنگرند.