سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٤٠ - پيامبر و جوانان
رسولخدا ٦ از كارهاى فردى و اجتماعى و سبب آزار ايشان مىشود. «فاذا طعمتم فانتشروا ولامستانسين لحديث»[١]
پيامبر و بهداشت
پيامبر به نظافت بسيار اهميت مىداد. گاهى مسواك خود را پشت گوش مىگذاشت كه در دسترس باشد.
روزى ديد در گوشهاى از مسجد آب دهان افتاده است، فوراً ليف خرمايى آورد و مسجد را تميز كرد.
در تابستان لباسهاى خود را در ديگ مىجوشاند.
موهاى خود را شانه مىكرد و هميشه عطر مىزد.
پيامبر و جوانان
١- جوانى به نام «زيدبن حارثه» در يكى از جنگها اسير شد و دست به دست گشت تا به رسول خدا ٦ رسيد و در محضر او بردهاى بود. او پدرى ثروتمند داشت كه براى خريدن پسرش نزد پيامبر آمد و گفت: او را به من بده و فديهاش را بگير.
پيامبر فرمود: اختيار با خود اوست اگر خواست برگردد، من بدون فديه و رايگان او را به شما بر مىگردانم. زيد حاضر شد و سخنان پدر را شنيد و گفت: من برنمى گردم. پيامبر كه عشق و وفادارى زيد را نسبت به اسلام و خودش مشاهده كرد، در كنار كعبه به مردم فرمود: من او را پسر خوانده خود قرار دادم و دختر عمه خود را كه زنى آزاد بود به عقد او كه برده بود در آورد. در اين حركت، پيامبر ٦ دو عادت جاهلى را شكست. يكى اجازه داد برده، فرزندش باشد. دوم اجازه داد زن آزاد، آن هم دختر عمه پيامبر، همسر يك برده شود.[٢]
[١] - سوره احزاب، آيه ٥٣
[٢] - گر چه اين ازدواج خيلى ادامه پيدا نكرد و كار به طلاق كشيده شد و پيامبر ٦ اين همسر طلاق گرفته شده را به عقد خود درآورد تا در اين عمل دو ضربهاى كه به دختر عمه خورده بود:( يكى همسر برده شدن و يكى آنكه آن برده هم او را نگه نداشت،) جبران كند. به علاوه به مردم بگويد( بر خلاف آداب جاهليت) گرفتن همسر پسر خوانده مثل گرفتن همسر پسر ممنوع نيست