سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٩٣ - بشارت تورات و انجيل
بعد از نماز صبح اصحابش را احضار و سخنرانى تحريكآميزى كرد و ٦ نفر را به ٦ گوشه جهان فرستاد.[١]
جهانى بودن رسالت پيامبر در آيه ٩٠ سوره انعام و ٧٠ سوره يس و ٨٥ سوره آل عمران و آغاز سوره فرقان نيز مطرح شده است.
سؤال: اگر رسالت پيامبر جهانى است، پس چرا در بعضى آيات پيامبر مأمور مىشود كه بستگان نزديك «و انذر عشيرتك الاقربين»[٢] يا مردم مكه را هشدار دهد؟ «لتنذر امّ القرى و من حولها»[٣]
پاسخ: آيات و روايات جهانى بودن رسالت را به روشنى ثابت مىكند، ليكن در اجراى هر طرح كلى حركتها، گام به گام است. پيامبر در آغاز بايد به خود برسد، «و ثيابك فطهر»[٤]، «والرجز فاهجر» بعد به بستگان و سپس به مردم منطقه و آنگاه بلاد ديگر.
بشارت تورات و انجيل
در آيه ١٥٧ سوره اعراف مىخوانيم كه نام و نشان پيامبر اسلام در تورات و انجيل نوشته شده است «مكتوباً عندهم فى التوراة والانجيل» و در آيه ٦ سوره صف مىخوانيم كه حضرت عيسى فرمود: من شما را بشارت مىدهم به پيامبرى كه بعد از من مىآيد و اسم او احمد است و حرف ما اين است كه اگر نوشته نبود فورى تورات و انجيل را مىآوردند و مىگفتند نيست و با اين عمل هم پايگاه خود را تقويت مىكردند، هم آبروى پيامبر اسلام را مىريختند و هم از جنگها و جزيهها و ساير مشكلات راحت مىشدند. ما از اين كه مىبينيم يهوديان جنگها كردند و مسيحيان جزيهها دادند ولى تورات و انجيل را پيش نكشيدند مىفهميم كه نام و نشان بوده، گرچه در تورات و انجيل امروز، كه سخنانى از ياران عيسى و سخنانى از خود عيسى مخلوط شده، تغييراتى دادهاند. بهترين نشانه اين اختلاط، آن است كه عيسى يك انجيل آورد و ما امروز چندين انجيل داريم. به هر حال قرآن مىفرمايد: علماى يهود و نصارى، پيامبر اسلام را همچون فرزندانشان مىشناختند.
[١] - فروغ ابديت، ج ٢، ص ٦٠٨
[٢] - شعراء، ٢١٤
[٣] - سوره انعام، آيه ٩٢
[٤] - سوره مدّثر، آيه ٤