سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٦٧ - سيره پيامبر
عنداللزوم با پرداخت پول فروخته شوند. البته اين امر بعد از تثبيت جنگ است و هيچ كس حق ندارد قبل از غلبه كامل در منطقه و استقرار پايگاه اسير بگيرد. زيرا اگر فكر اسير گرفتن و به پول رسيدن آن در رزمندگان پيدا شود، آنان به جاى محكم كردن پايگاه، به سراغ جمع غنائم و اسير گرفتن و فروش آنان افتاده و هنوز استقرار نيافته، روحيه دنياگرائى سبب شكست آنان خواهد شد.
به سراغ آيه ٦٧ سوره انفال مىرويم: «ما كان لنبىّ ان يكون له اسرى» هيچ پيامبرى حق اسير گرفتن ندارد مگر پس از آنكه موقعيتش تثبيت شود.
آرى، هدف از جنگ و جهاد در اسلام يا دفاع است يا دفع فتنه و آزاد كردن استعدادها و سوق دادن مردم به سوى خدا و راه خدا و هرگز هدف از جهاد، دنياگرائى و جمع غنائم يا استثمار و كشورگشايى و قدرت نمائى و به بردگى كشاندن نيست.
اسير شدن مسلمانان
پيامبر اسلام زمانى كه حضرت على ٧ را براى اعلام برائت از مشركين به مكه فرستاد، جمعى را نيز همراه او گسيل داشت و فرمود: هركس بدون آن كه زخم سنگينى بردارد، خود را تسليم اسارت كند، از ما نيست.
حضرت على ٧ فرمود: هركس بدون جراحت شديد تن به اسارت دهد، از پول بيت المال فديه او داده نخواهد شد. و اگر خانوادهاش خواست از مال شخصى او فديه دهند و او را آزاد كنند.[١]
اين بود سفارش پيامبر با مسلمانان كه حتىالمقدور و بخاطر ترس و يا مختصر جراحت زير بار اسارت دشمن نروند.
سيره پيامبر ٦ با اسراء
پيامبر از طرف خداوند مأمور بود شخصاً با اسيران گفتگو كند و آنان را ارشاد و تبليغ نموده و به آنان اميد بدهد. «يا ايّها النّبى قل لمن فى ايديكم من الاسرى»[٢]
[١] - كافى، ج ٥، ص ٣٤. به نقل از ميزان الحكمة
[٢] - سوره انفال، آيه ٧٠