سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٤٨ - سيره فردى پيامبر
دير عصبانى مىشد ولى زود راضى مىگشت.
موعظهاش جدى، غضبش الهى و در برابر حوادث از خداوند هدايت مىخواست و كار را به او تفويض مىكرد و به حول و قوه خودش تكيه نمىكرد و نمونه و مصداق روشن «و على اللّه فليتوكل المتوكلون»[١] و «افوض امرى الى اللّه»[٢]
لباس خودش را وصله مىكرد، شير حيوان را مىدوشيد، با بردگان غذا مىخورد و شخصاً نياز خودش را از بازار مىخريد. با غنى و فقير به طور يكسان دست مىداد و تا آنها دست خود را نمىكشيدند، دست خود را نمىكشيد.
به همه سلام مىكرد و مىفرمود تا آخر عمر سلام كردن به كودكان را رها نمىكنم تا اين عادت بعد از من بماند.
به زنان نيز سلام مىكرد.
در مجلس، پاى خود را دراز نمىكرد.
در انتخاب ميان دو كار، سختترين آنها را مىپذيرفت.
در حال تكيه دادن، غذا نمىخورد.
خطبه را خلاصه مىخواند.
به بوى خوش معروف بود.
در سفره دست خود را به اطراف دراز نمىكرد و از پيش خود غذا بر مىداشت.
آب آشاميدنى را به سه نفس ميل مىكرد.
به همه مردم يكسان مىنگريست و گاهى مزاح مىفرمود ولى جز حرف حق نمىزد.
يك روز مرد عربى هديهاى نزد حضرت آورد. سپس از حضرت خواست كه قيمت هديه را به او بدهد! پيامبر خنديد و از آن پس هرگاه پيامبر محزون مىشد مىفرمود: اى كاش آن مرد عرب مىآمد.
در نشستن رو به قبله مىنشست.
هنگامى كه سوار مركب بود، اجازه نمىداد پيادهاى همراه او راه برود، يا او را سوار
[١] - سوره ابراهيم، آيه ١٢
[٢] - سوره مؤمن، آيه ٤٤