سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٥٤ - سيره تبليغى پيامبر
عن المشركين»[١] آنچه را بدان مأمور شدهاى آشكار كن و از مشركين اعراض نما (و به آنان اعتماد نكن) همانا ما تو را از شر استهزاء كنندگان كفايت كرديم.
پيامبر اسلام دعوت خود را در دامنه كوه صفا در كنار مسجدالحرام آشكار كرده و فرمود: اگر دعوت مرا بپذيريد حكومت و عزت دنيا و آخرت از شماست. ولى آنان مسخره كردند و نزد عموى حضرت (ابوطالب) آمدند و شكايت كردند كه محمد جوانان ما را فريب مىدهد، اگر خواهان پول و همسر و مقام است به او مىدهيم.
پيامبر به عموى خود گفت: سخن من پيام الهى است و من هرگز دست بردار نيستم.
كفار از ابوطالب خواستند كه محمد را تحويل آنان دهد تا خودشان درباره او تصميم بگيرند ولى ابوطالب نپذيرفت.[٢]
خداوند به پيامبرش وعده داد كه ما استهزا كنندگان را كفايت كرديم و مسخره آنان اثرى در كار تو ندارد.
پيامبر اسلام در دعوت مردم به وحدت پيشگام بود و عقيده داشت اگر به تمام اهداف حق خود در مرحله اول دست نيافتيم از تلاش و دعوت براى رسيدن به بعضى از آنها خوددارى نكنيم. بايد به عقائد صحيح ديگران و مقدسات طرف مقابل تا آنجا كه ممكن است احترام گذاشت و يكى از مراحل تبليغ دعوت به مشتركات است.
بر اين اساس پيامبر اكرم ٦ مامور مىشود اهل كتاب را به مشتركات دعوت كند:
«قل يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمةٍ سواء بيننا و بينكم الا نعبد الّا اللّه و لا نشرك به شيئا»[٣] بگو:
اى اهل كتاب! به سوى سخنى بياييد كه ميان ما و شما مشترك است. جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او قرار ندهيم.
دو نفر از سران مدينه به مكه آمدند و خدمت پيامبر رسيدند. حضرت آيات ١٥١ و ١٥٢ سوره انفال را براى آنان تلاوت كرد، آن دو نفر مسلمان شدند و تقاضاى نماينده و مبلغ كردند و حضرت مصعب بن عمير را همراهشان به مدينه فرستاد و اين آغاز اسلام در
[١] - سوره حجر، آيه ٩٤
[٢] - شرح نهج البلاغه، ج ١٤، ص ٥٤
[٣] - سوره آل عمران، آيه ٦٤