سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ١٨ - عذرخواهى از رسول خدا
چه بگويم درباره كسى كه از يك سو به معراج رفت و مهمان خدا شد. و از سوى ديگر اگر بردهاى او را براى غذاى سادهاى در فاصله دورى دعوت مىكرد مىپذيرفت.
در عظمت او همين بس كه براى سفر آسمانىاش بُراق و مركب آسمانى حاضر مىشد، امّا فروتنىاش تا آنجا بود كه بر الاغ بىجهاز سوار مىشد.
در عظمتش بايد بگوييم: جبرئيل از طرف خدا به او سلام مىرساند و در تواضعش بايد بگوييم: به كودكان مكه سلام مىكرد.
به هنگام سجده، پيشانى و قلب خود را تسليم خدا مىكرد و در همان حال، اگر كودكان خانه بر پشت او سوار مىشدند، آن حضرت سجده را طولانى مىكرد تا بازى بچهها بر هم نخورد.
اللّه اكبر! در يك لحظه، هم با خداى هستى به راز و نياز مشغول بود و هم بازى كودكان را پاس مىداشت و مهر و عاطفه نسبت به آنان را از دست نمىداد ....
ابعاد شخصيّت آن عزيز را نمىتوان نوشت، نمىتوان گفت و نمىتوان تصور كرد.
دنيا بايد اين احترام به كودك را مشاهده كند و از شعارهاى بى محتواى خود براى حقوق انسان و زن و كارگر و كودك شرمنده شود ...
در فوت كودكش ابراهيم اشك مىريخت ولى هرگز سخنى برخلاف حق نمىگفت.
براى كودكان اصحاب مسابقه ترتيب مىداد و براى برنده مسابقه، جايزه تعيين مىكرد.
اما چه مسابقهاى؟ مسابقهاى كه اسبسوار و تيرانداز آن فردا براى دفاع از مكتب و مبارزه با ستمگر به كار آيد، نه مسابقهاى كه دردى از جامعه دوا نكند و گرهى را نگشايد. امّا چه جايزهاى مىداد؟ درخت خرما، كه از چوب و برگ و ميوه و سايهاش استفاده كنند (جايزهاى توليدى نه مصرفى).