سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٥٧ - اخوت و برادرى
مىفرمايد: «فاصلحوا ... و اتّقوا» در برقرارى صلح، از خدا بترسيد. اگر شما را به عنوان ميانجى پذيرفتند، خدا را در نظر بگيريد و حكم دهيد، نه آنكه اصلاح شما، مايهى ظلم و ستم به يكى از طرفين گردد.
اخوّت و برادرى
از امتيازات اسلام آن است كه اصلاحات را از ريشه شروع مىكند. مثلا مىفرمايد: «انّ العِزّة لِلّه جَميعاً»[١] تمام عزّت براى خداست، چرا به خاطر كسب عزّت به سراغ اين و آن مىرويد؟ يا مىفرمايد: «انّ القوّة لِلّه جَميعاً»[٢] تمام قدرتها از اوست، چرا هر ساعتى دور يك نفر مىچرخيد!؟ در اين آيه نيز مىفرمايد: همهى مؤمنين با يكديگر برادرند، بعد مىفرمايد: اكنون كه همه برادر هستيد، قهر و جدال چرا؟ همه با هم دوست باشيد.
بنابراين براى اصلاح رفتار فرد و جامعه بايد مبناى فكرى و اعتقادى آنان را اصلاح كرد.
طرح برادرى واخوّت وبكارگيرى اين واژه، از ابتكارات اسلام است.
در صدر اسلام پيامبر ٦ به همراه هفتصد و چهل نفر در منطقهى «نخيله» حضور داشتند كه جبرئيل نازل شد و فرمود: خداوند ميان فرشتگان عقد برادرى بسته است، حضرت نيز ميان اصحابش عقد اخوّت بست و هر كس با كسى برادر شد.
ابوبكر با عمر، عثمان با عبدالرّحمن، سلمان با ابوذر، طلحه با زبير، مصعب با ابوايّوب انصارى، حمزه با زيدبن حارثه، ابودرداء با بلال، جعفر طيّار با معاذبن جبل، مقداد با عمّار، عايشه با حفصه، امّسلمه با صفيّه و شخص پيامبر ٦ با على ٧ عقد اخوّت بستند.[٣]
در جنگ احد، پيامبر اكرم ٦ دستور داد دو نفر از شهدا، به نامهاى عبداللَّهبن عمر و عمربن جموح را كه ميانشان برادرى برقرار شده بود، در يك قبر دفن كنند.[٤]
برادرى نسبى، روزى گسسته خواهد شد، «فلا انساب بينهم»[٥] ولى برادرى دينى حتّى
[١] - سوره يونس، آيه ٦٥
[٢] - سوره بقره، آيه ١٦٥
[٣] - بحارالانوار، ج ٣٨، ص ٣٣٥
[٤] - شرح ابن الحديد، ج ١٤، ص ٢١٤؛ بحار، ج ٢٠، ص ١٢١
[٥] - سوره مؤمنون، آيه ١٠١