سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٤٧ - سيره فردى پيامبر
اهل جدال، چانه زنى و سرگرم شدن به حرفهاى بيهوده نبود.
از كسى مذمّت نمىكرد.
جز در امورى كه اميد پاداش بود، سخن نمىگفت.
هنگام خنده، با مردم مىخنديد و هنگام تعجب و تحسين نيز آنان را همراهى مىكرد.
اگر كسى كه ناآشنا و غريب بود، در گفتار و رفتار به حضرت جفا مىكرد، حضرت او را تحمل مىنمود.
تا گفتار كسى از حق تجاوز نمىكرد، آن سخن را قطع نمىكرد و هنگامى كه مىديد سخنان كسى از مرز حق مىگذرد، يا با نهى خود و يا با ترك جلسه سخن او را قطع مىكرد.
مانند بردگان، روى زمين مىنشست.
با دست خود كفش خود را وصله مىكرد.
بر الاغ بدون جهاز سوار مىشد و پشت خود نيز كسى را سوار مىكرد.
به اهل خانه مىفرمود: پردهاى كه در آن تصوير است، از جلوى چشم من برداريد.
از خوف خداوند، اشك فراوان داشت.
به ذكر الهى بسيار مشغول بود.
هر روز هفتاد مرتبه استغفار مىكرد.
سخىترين، راستگوترين، باوفاترين و نرمخوترين مردم بود.
هرچه داشت در راه خدا مىداد و فقط به اندازه مايحتاج سال خود نگهدارى مىكرد.
با فقرا مىنشست و با مساكين غذا مىخورد و نسبت به فرهيختگان عنايت داشت.
نسبت به فاميل صله رحم مىكرد ولى آنها را بر كسانى كه افضل بودند، به خاطر فاميلى ترجيح نمىداد.
عذر مقصرين را مىپذيرفت.
در خوراك و لباس با بردگانش يكسان بود.
لحظهاى وقت خود را تلف نمىكرد.
(هنگام خستگى) به باغهاى اصحاب خود روانه مىشد.
نه كسى را بخاطر فقرش تحقير مىكرد و نه كسى را بخاطر قدرتش تكريم مىنمود.