سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٨٩ - وظيفه ما
وظيفه ما
ما در برابر آن حضرت وظائفى داريم كه به آنها اشاره مىشود.
١- شناخت او؛ بدانيم كه او طبيب و كتابش شفاى ما و خودش الگوى ما در دنيا و شفيع ما در قيامت است.
٢- بعد از شناخت به او ايمان آوريم و با او همراه باشيم و مزد رسالتش را كه مودت اهل بيت اوست بپردازيم و بدانيم ثمره اين مودت به خود ما برمىگردد.
٣- آنچه براى ما آورده است بگيريم و عمل كنيم: «ما آتاكم الرسول فخذوه» و از آنچه ما را نهى كرده دورى كنيم. «ما نهاكم عنه فانتهوا»[١]
٤- در عمل به دستورات او نق نزنيم و تسليم بى چون و چرا باشيم. قرآن مىفرمايد كسانى كه به داورى تو ايراد مىگيرند در حقيقت ايمان ندارند. «فلا و ربك لا يؤمنون حتى يحكموك فيما شجر بينهم»[٢]
ناگفته نماند كه تسليم خدا و رسول شدن هرگز به معناى كنار گذاشتن عقل نيست؛ زيرا عقل به ما مىگويد بعد از معرفت و شناخت صحيح بايد پيروى كرد. آرى، همين كه با عقل تخصص پزشكى را شناختيم، نسخه او را بى چون و چرا عمل مىكنيم و هيچ كس نمىگويد عمل به نسخه پزشك كنار گذاشتن عقل است. و اگر بيماران بگويند تا ما اسرار واقعى هر دارو را ندانيم آن را مصرف نمىكنيم بايد بسيارى از بيماران از دنيا بروند؛ چون هر بيمار توان شناخت اسرار دارو را ندارد.
٥- يكى از وظايف ما، صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد ٦ است كه اين سفارش، فرمان خداوند در سوره احزاب است: «انّ اللّه و ملائكته يصلّون على النبى يا ايّها
[١] - سوره حشر، آيه ٧
[٢] - سوره نساء، آيه ٦٥. ميان يكى از مهاجرين و يكى از انصار بر سر آبيارى نخلستانى نزاع و درگيرى پيش آمد، پيامبر در داروى حق را به زبير مهاجر داد. انصارى ناراحت شده و به اعتراض گفت: چون زبير پسر عمّه توست به نفع او قضاوت كردهاى. رنگ پيامبر پريد و اين آيه نازل شد كه عجبا خود پيامبر را به داورى برگزيدهاند اما سر باز مىزنند