سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٧٣ - سيره پيامبر با مشركان
رهبرى كه از اجتهاد و عدالت و بصيرتى برخوردار است عمل نمايد.
يك نفر يهودى چند دينارى از رسول خدا ٦ طلب داشت و مطالبه كرد. حضرت فرمود: الان ندارم. يهودى گفت: نمىگذارم از اين مكان حركت كنى و حضرت را نگاه داشت. ظهر شد و حضرت نماز ظهر را كنار كوچه خواندند. عصر شد، مغرب و عشا شد، نمازشان را خواندند تا صبح روز ديگر حضرت را نگاه داشت و نماز صبح را نيز در كنار كوچه خواندند. مسلمانان عصبانى شدند و با نگاهى تند يهودى را تهديد و زمزمه مىكردند: «يحبسك يهودى»[١] آيا يك يهودى تو را حبس و بازداشت كرده است؟! پيامبر آنان را از اين برخورد بازداشت و فرمود: حق با يهودى است. بهرحال يهودى صبح مسلمان شد و گفت: من از تورات درباره حلم تو مطالبى يافته بودم كه امتحان كردم درست در آمد و تو همان پيامبر موعودى.
سيره پيامبر با مشركان
مشركان از پيامبر اكرم ٦ خواستند كه يا احترام به بتها بگذارد و يا مهلت يكساله براى ادامه بت پرستى به آنان بدهد و پيامبر نزديك بود اندكى تمايل نشان دهد كه با هشدار خداوند روبرو شد.
قرآن مىفرمايد: بسا نزديك بود كه تو را از آنچه به تو وحى كرديم غافل كنند تا چيز ديگرى غير از وحى را به ما نسبت دهى و آنگاه تو را دوست خود بگيرند. «و اذا لاتخذوك خليلا» و اگر ما تو را استوار نكرده بوديم نزديك بود اندكى به آنان تمايل كنى. «تركن اليهم شيئاً قليلًا» (ولى بدان كه) اگر اندكى كوتاه مىآمدى دو برابر ساير منحرفان در دنيا و آخرت عذابت مىكرديم.[٢]
اين آيه نشان مىدهد كه:
كفار براى جذب بالاترين مقام نيز طرح و برنامه دارند.
رهبران الهى بايد هوشيار باشند و بدانند كه ارتباط به قيمت عقب نشينى از اصول و مكتب ارزشى ندارد. خداوند در مواضع حساس اولياى خود را حفظ مىكند و اگر لطف و
[١] - بحارالانوار، ج ١٦، ص ٢١٦
[٢] - سوره اسراء، آيات ٧٣- ٧٥