سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٣١ - پيامبر و همسران متعدد
فرزندخوانده خود را نيز بگيرد. پس از اينكه زيد همسرش را طلاق داد، پيامبر به فرمان خدا او را به عقد خود در آورد تا سنّت جاهليت را بشكند.
كوتاه سخن آنكه اكثر زنهاى پيامبر ٦ بيوه بودند و دوران جوانى و نشاطشان گذشته بود و هر كدام يكى دوبار ازدواج كرده و يتيم دار بودند و ازدواج پيامبر ٦ با آنان در زمانى بود كه پيامبر نام و نشانى پيدا كرده بود و بهترين دختران حاضر به ازدواج با آن حضرت بودند.
اضافه بر اينها، پيامبر با داشتن زنان متعدّد اكثر شب را با خدا خلوت مىكرد.[١] اين ما هستيم كه با داشتن يك همسر خدا را فراموش مىكنيم. تعدّد همسر اگر جلو رشد، معنويّت، جهاد، عبادت و رسيدگى به وضع جامعه و دردمندان را نگيرد، بلكه سبب سرپرستى و مايه عزّت و نجات آنان بشود هيچ مانع عقلى در كار ندارد. اگر گاهى تعدّد همسر در نظرها بد جلوه مىكند به يكى از چند دليل است:
١- مرد به عدالت رفتار نمىكند.
٢- هدف مرد از تعدّد همسر، هوسبازىاست نه اهداف مقدّس.
٣- استعدادهاى ديگر مرد، صرف زن دارى مىشود.
در طول تاريخ، معمولًا آمار زنان بى شوهر از مردان بىهمسر به مراتب بيشتر است، راه دور نرويم در همين كشور خودمان چندين هزار مرد شهيد شدند كه زنان آنان بيوه هستند.
گرچه كه عدّهاى از آنان به هر دليل مايل به ازدواج نيستند اما نمىتوان نياز طبيعى و عاطفى و اجتماعى دسته ديگر را ناديده گرفت. اين از يك سو، از سوى ديگر يتيمان به سرپرست نياز دارند. بنابراين طرح تعدّد همسر اشكال ندارد لكن عوارضى دارد كه آن عوارض و هوسبازىها و بى عدالتىها از يك سو و توقّعات نابجاى بعضى از زنان از سوى ديگر مسأله را به صورت حادّى درآورده است.
قرآن به پيامبر اسلام مىفرمايد: بايد همسردارى به گونهاى باشد كه زن با ديدن شوهر، چشمش روشن شود. و مرد به گونهاى زندگى را اداره كند كه زن غصّه نخورد و مرد در چهارچوب وحى و فطرت و عقل زن را راضى كند. «ذلك ادنى ان تقرّ اعينهنّ و لا يحزنّ و يرضين بما آتيتهنّ كلهنّ»[٢] و هر كس زنان متعدد دارد بايد ميان آنان به عدالت رفتار كند و اگر
[١] - سوره مزّمل، آيات ٢- ٣
[٢] - سوره احزاب، آيه ٥١