سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٤٩ - سيره فردى پيامبر
مىكرد و يا مىفرمود: تو حركت كن و در فلان مكان همديگر را خواهيم ديد.
هرگز از كسى انتقام نگرفت، بلكه او را مىبخشيد.
اگر سه روز يارانش را نمىديد، سراغشان را مىگرفت، اگر مسافر بود در حقش دعا مىكرد و اگر مريض بود از او عيادت مىنمود و اگر سالم بود به ديدارش مىرفت.
انس مىگويد: نُه سال خادم پيامبر بودم، ياد ندارم حتى براى يك بار به من گفته باشد:
چرا چنين يا چنان كردى! حتى اگر زنان حضرت مرا بر كارى ملامت مىكردند، مىفرمود:
او را رها كنيد، مقدّر چنين بوده است.
مردم را با احترام نام مىبرد (با كنيه و لقب) و حتى نسبت به كودكان اين گونه رفتار مىكرد و بدينوسيله آنان را جذب مىكرد.
از هدايايى كه محضرش مىآوردند ميل مىفرمود ولى از صدقات نمىخورد.
بعد از طلوع خورشيد براى كار از خانه خارج مىشد.
شارب و ناخن خود را كوتاه و آن را دفن مىكرد.
به سرمه و مسواك و عطر و نظافت بدن و زدودن موهاى زائد به وسيله نوره اهميت مىداد تا آنجا كه هزينه عطر او بيش از هزينه غذاى او بود و يك روز جمعه كه عطر نداشت، مقنعه همسرش را كه بوى عطر داشت، نمناك كرد و به سر و صورت ماليد تا عطر آن به سر و صورتش منتقل شود.
روز عيد فطر، اول به خانمهاى خود عطر مىزد، سپس به خود، و از بعضى از روغنها براى ماليدن به بدن استفاده مىكرد.
براى سفر روز پنج شنبه را انتخاب مىكرد و در سفر، آينه و سرمه و مسواك را همراه خود برمى داشت.
راه رفتنش طبيعى بود و در سفر در سراشيبىها، «لا اله الّا اللّه» و در سربالايىها، تكبير مىگفت و در سفر هنگامى كه جايى را براى اسكان در نظر مىگرفت، به هنگام انتقال دو ركعت نماز مىخواند و مىفرمود: اين قطعه زمين شاهد نماز ما باشد.
هنگامى كه مؤمنين را برى سفرشان وداع مىكرد، دعاى سفرش اين بود: خداوند تقوى را زاد شما قرار دهد و شما را به هر خيرى سوق دهد و از هر جهت كامروا باشيد و دين و