سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٦٩ - سيره پيامبر با مخالفان
بر همين اساس بود. البته در سوره انفال آيه ٥٨ مىخوانيم: هرگاه از توطئه دشمن و نداشتن حسن نيّت او بويى بردى، فوراً با اعلام قبلى، پيمان را لغو كن. اين قرآن است كه مىفرمايد: يهود و نصارا را در مسائلى كه مورد توافق هر دو دسته است به وحدت و همكارى دعوت كن:
«قل يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم»[١]
به اهل كتاب بگو: بياييد در محور توحيد و مبارزه با شرك و طاغوتزدايى با هم توافق داشته باشيم. آرى، وحدت در توحيد و نفى شرك در مكتب اسلام ارزش دارد.
در آيهاى ديگر مىفرمايد: از شركت در مجالس مخالفان كه در بحثهاى بىمنطق و باطل وارد مىشوند دورى كن تا شايد آنها مسير خود را عوض نمايند: «واذا رايت الّذين يخوضون فى آياتنا فاعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره»[٢]
پيامبر ٦ سخنان مخالفان را چنان گوش مىداد كه خيال مىكردند پيامبر ٦ زود باور و سراپاگوش است: «ويقولون هو اذن»[٣] ولى در عمل هرگز تحت تأثير گفتهها و سوگندهاى آنها قرار نمىگرفت.
براى مبارزه از همه نوع امكانات و تجهيزات نظامى استفاده مىكرد، تعليم تيراندازى را حتى براى نوجوانان لازم مىدانست و برد و باخت را در اين زمينه جايز مىشمرد و مىفرمود: به خاطر يك تيرى كه به سوى دشمن خدا رها مىشود هم سازنده آن و هم رها كننده آن و هم كسى كه آن را خريده و در اختيار سرباز اسلام قرار داده است، به بهشت مىروند.
در برابر منافقان مىبينيم كه ساختمان مسجد آنان را خراب مىكند و به هنگام جنگ تبوك، منافقان در يك خانه تيمى مشغول توطئه بودند پيامبر كه ديد در اين لحظه حساس دشمن چنين طرحى مىريزد دستور داد خانه را بر سر اين منافقان خراب كردند[٤] و پيامبر نسبت به زنده آنان با شدّت رفتار كرد «واغلظ عليهم» و به مرده منافقان نماز نمىخواند. «لا تصلّ على احد منهم مات ابدا»[٥]
سستى و بىتفاوتى در قاطعيت مكتبى او راهى نداشت. ابولهب عموى پيامبر بود. امّا سوره «تَبّت» با لحن تندى درباره او نازل شد، آرى، دست كارشكن بايد قطع شود گرچه
[١] - سوره آل عمران، آيه ٦٣
[٢] - سوره انعام، آيه ٦٧
[٣] - سوره توبه، آيه ٦١
[٤] - البته اين خراب كردن خانه به فرمان شخص پيامبر بود و اين است كه حدود و قهر اسلامى بايد زير نظر حاكماسلامى باشد و هرگونه عمل خودسرانهاى محكوم است؛ دقّت كنيد
[٥] - سوره توبه، آيه ٨٤