سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٣٨ - مهربانى با كودكان
درباره دختران سفارش بيشترى مىفرمود و در نزد او ارزش دادن به زن كارى پسنديده بود. آن هم در دورانى كه تولد دختر سبب عصبانيّت پدران مىشد تا آنجا كه از شدّت بغض رنگشان سياه مىگشت: «واذا بشّر احدهم بالانثى ظلّ وجهه مسودّاً و هو كظيم»[١]
آرى، در زمانى كه داشتن دختر ننگ بود، پيامبر ٦ مىفرمود: بهترين فرزندان شما دخترانند و علامت خوش قدمى زن آن است كه اوّلين فرزندش دختر باشد.[٢]
يكى از ياران پيامبر ٦ در خدمت آن حضرت نشسته بود كه به او خبر دادند: همسر شما دختر آورده است، او ناراحت شد. پيامبر ٦ كه اين منظره را ديد فرمود: زمين، جايگاه او و آسمان، سايهبان او و روزى او هم با خداست، پس چرا تو ناراحت شدى؟ او همچون گلى است خوشبو كه از آن استفاده مىكنى.[٣]
فردى در محضر پيامبر اكرم ٦ گفت: من هرگز كودك خود را نبوسيدهام. پيامبر ٦ فرمود: اين علامت قساوت توست.
درباره عدالت ميان كودكان نيز سفارش مىفرمود كه اگر يكى از آنها را در برابر ديگرى بوسيدى ديگرى را نيز ببوس.
روزى پيامبر آبى آشاميد، مقدارى آب ته ظرف باقى ماند، كودكى كه در آنجا بود گفت:
يا رسول اللّه! بقيّه آب را به من بدهيد. در همان لحظه چند بزرگسال گفتند: يا رسول اللّه! براى تبرّك باقىمانده آب را به ما بدهيد. پيامبر فرمود: اول نوبت كودك است. سپس به او فرمود: آيا اجازه مىدهى آب را به بزرگترها بدهم؟ كودك پاسخ منفى داد. پيامبر آب را به كودك داد.
بعد از جنگ موته، در حالى كه فرزندان جعفر طيّار را بر مركب خود سوار نموده بود، به استقبال سپاه اسلام رفت. سپس وارد مسجد شد و بالاى منبر رفت و در حالى كه فرزندان جعفر روى پلّههاى منبر بودند، در فضيلت جعفر سخنرانى فرمود. پس از آن نيز آنها را روى زانوى خود نشاند و دست نوازش بر سرشان كشيد.[٤]
[١] - سوره نحل، آيه ٥٨
[٢] - مستدركالوسائل، ج ٢، ص ٦١٤- ٦١٥
[٣] - وسائلالشيعه، ج ١٥، ص ١٠١
[٤] - سيره حلبى، ج ٣، ص ٦٨