در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٦٢ - ١ - اجماع ادعا شده به وسيله ابن تيميه و ابن بليهد

اگر بودن ساختمان بر روى قبور بر طبق فرموده آن حضرت حرام و انهدام آن واجب بود، در اين صورت، صحابه آن حضرت حجره شريفه را قبل از دفن، خراب مى‌كردند، يا او را در جايى كه ساختمان نداشته باشد، دفن مى‌كردند؛ زيرا فرقى بين ساختمانى كه از قبل وجود داشته، يا بعداً ساخته شده است، نيست و كسى قايل به فرق اين دو نشده است.

بنا به گمان وهّابى‌ها اگر قبر و قبّه به منزله بت مى‌باشد، در اين صورت فرقى بين بناهاى سابق و بعدى نيست و بايد همه را خراب كرد، در حالى كه عمر بن خطّاب اوّلين كسى بوده است كه ديوارى در حجره بر پا نموده است و عايشه ديوارى بين حجره و قبر ايجاد كرده و در آن زندگى مى‌كرد.

به اين ترتيب، ادّعاى وهّابى‌ها مبنى بر جايز نبودن نماز در كنار قبور، ادّعايى باطل و برخلاف سيره صحابه است.

پس از آن عبدالله بن زبير، ديوارهاى حجره شريفه را كه خراب شده بود، بالا برد و دوباره عمر بن عبدالعزيز آنها را تعمير و مرمّت كرد تا اين كه هنگام توسعه مسجد در زمان حكومت وليد بن عبدالملك، سقفى بر حجره شريف بنا گرديد و بنا به روايتى به دستور او حجره اوّل را به كلّى خراب كردند و آن را از نو ساختند و براى آن سقف ايجاد كردند. مسؤول انجام اين كارها عمر بن عبدالعزيز بود كه ديوارهاى حجره را با سنگهاى مرمر تزيين كرد و در زمان متوكّل، سنگهاى مرمر جديدى به كار گرفته شد.