علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٥٨ - پژوهشی در باره احادیث نهی کننده از تعلیم سوره یوسف به زنان
وی را عامی مذهب معرفی نموده و علامه حلی نام او را در بخش دوم کتاب رجالش ذکر کرده است.[١]
شیخ صدوق، بنا بر تصریح خود، به روایات متفرد سکونی، یعنی آن دسته از روایات که غیر از سکونی کسی آنها را روایت نکرده، فتوا نداده است.[٢]
علامه حلی تضعیف ابن غضایری نسبت به سکونی را ذیل نام جابر بن یزید جعفی گزارش داده است.[٣] البته صاحب معجم رجال الحدیث این ادعا را با دلایل چندگانهای، از جمله عدم وجود این مطلب در نسخه قهپایی _ که کتاب ابن غضائری از طریق این نسخه به ما رسیده است _ و نیز این که تضعیف علامه به جهت ضعف در مذهب سکونی بوده است، نه ضعف در روایت، مورد نقد قرار داده است.[٤]
هر چند از سوی رجالشناسان متقدم، سکونی مورد توثیق خاص واقع نشده است، ولی متأخران برای وثاقت و اعتبار حدیث این راوی، اموری چند ذکر کردهاند.[٥]
علّامه مجلسی در مرآة العقول سند این حدیث را بنا بر مشهور ضعیف توصیف کرده است.[٦] ظاهراً دلیل وی وجود «ابیه»، یعنی همان «محمد بن جمهور عمی» است.
یکی از دو روایات موجود در من لایحضره الفقیه مرسل[٧] و در نتیجه ضعیف است، اما روایت دیگر آن، گر چه ظاهراً معلق[٨] به نظر میرسد، اما با توجه به مشیخه شیخ صدوق در پایان کتابش، مسند میشود:
ما کان فیه عن إسمـاعیل بن مسلم السکونیّ الکوفیّ فقد رویته عن أبی و محمّد بن الحسن، عن سعد بن عبد اللّه، عن إبراهیم بن هاشم، عن الحسین بن یزید النوفلیّ، عن اسماعیل بن مسلم السکونیّ.[٩]
لازم به ذکر است که کلینی مشابه این روایت را به سند خود، از نوفلی، از سکونی،
[١]. رجال العلامة الحلی، ج١، ص١٩٩.
[٢]. من لا یحضره الفقیه، باب میراث المجوس، ذیل حدیث ش٥٧٤٥، ج٤، ص٣٤٤.
[٣]. خلاصة الاقوال، ص٣٥؛ رجال ابن الغضائری، بخش مستدرکات، ص١١٠.
[٤]. معجم رجال الحدیث، ج٣، ص١٠٧.
[٥]. توضیح بیشتر مطلب در ادامه ذیل بررسی سند «من لا یحضره الفقیه» به مناسبت نام «نوفلی» خواهد آمد.
[٦]. مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج٢١، ص٨٥.
[٧]. این اصطلاح دو تعریف عام و خاص دارد؛ در اینجا مراد، مرسل به معنای عام آن مراد است و آن به حدیثی گویند که همه یا برخی از راویان حدیث ذکر نشود (دراسات فی علم الدرایة، ص٦٠).
[٨]. روایتی که از ابتدای سند آن یک یا چند راوی پشت سر هم حذف شده باشد (همان، ص٣٨).
[٩]. من لا یحضره الفقیه، ج٤، ص٤٥٩.