علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٠٣ - بررسی دلایل رویکرد اخباریان به علم رجال
اخباریان متقدم
نمیتوان صفت اخباری را از برخی علمای متقدم، تنها به سبب این که افکار استرآبادی را اظهار نمیکردند، سلب نمود؛ زیرا مدارس فکری همواره در حال تکامل است و این امر طبیعی است که بعضی از نظریات در طول دوران تغییر یابد. همه میدانند که اصول فقه قدیم با اصول فقه جدید فرق دارد و این بدان معنا نیست که اصولیان جدید دنبالهرو اصولیان قدیم نیستند.[١] این مطلبی است که استرآبادی نیز بر آن تأکید دارد.
وی شیوه ابداعی خود را به پیشینیان نسبت میدهد و برای آن ریشهای تاریخی در عصر غیبت صغرا و عصر امامان: جست وجو میکند و از این طریق، بنیانهای ابداعی مرام خود را استحکام میبخشد و در صدد است که اثبات کند، اخباریگری پدیدهای نوظهور نیست، بلکه ادامه راه اصحاب ائمه: است.[٢]
از رجال شاخص و مؤثر این مکتب میتوان به کسانی همچون محمد بن یعقوب کلینی (م٣٢٨ یا ٣٢٩ق)، علی بن بابویۀ قمی (م٣٢٨ ق)، ابن قولویه (م٣٦٨ یا ٣٦٩ق) و محمد بن بابویه قمی (م٣٨١ق) اشاره نمود که در تألیف کهنترین مجموعههای فقهی و حدیثی نقش عمدهای ایفا نمودهاند.
اخباریان متأخر
این مرحله با ظهور محمد امین استرآبادی و تألیف کتاب الفوائد المدنیة بنیان نهاده شد و به سرعت حوزههای جهان تشیع را در هم نوردید.
این مکتب اخباری خاص _ که دنبالهرو مکتب اخباری عام (مکتب اهل الحدیث) بود _ دارای اصولی منقح، فنی و مدون بود. در دل این مکتب مدرسههای گوناگونی
پدید آمد که اخباریان را به دو گونه افراطگرا و اعتدالگرا تقسیم نمود. در حقیقت،
اخباریان متأخر امامی طیف گستردهای را شامل میشوند؛ از «محمد امین استرآبادی» گرفته _ که به طور مطلق اصولیگری را نفی میکند _ تا «شیخ یوسف بحرانی» که تمایلات اصولی داشت.
در بین کسانی که شیوه مرحوم استرآبادی را پسندیده و به اخباریگری گرایش پیدا کردهاند، فقهای بزرگی را میتوان یافت که در عین اخباری بودن، دارای اعتدال و میانهروی
[١]. نظریة السنة، ص٢١٧.
[٢]. الفوائد المدنیة، ص١٠٤.