علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٦ - پژوهشی در شیوه حدیثگزاری تفسیر پرتوی از قرآن
در بیابانهای عدن، در پی شتر گمشدهاش میگشت که ناگهان خود را در آن شهر دید ... و از جواهرات آن با خود برداشت. این داستان شایع شد تا به گوش معاویه رسیده، او را خواست و کعب الاحبار را نیز خواست تا پرده از این راز بردارد! کعب گفت: این همان بنای شداد و «إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ» است که خداوند در کتاب خود توصیفش نموده، و مانندش آفریده نشده. آن گاه داستان شدید و شداد را به تفصیل برای معاویه گفت. این داستان اسرائیلی و ابن قلابه و کعب و وهب، همان سزاوار مجلس آرایی دستگاه معاویه است، نه آیات قرآن حکیم.[١]
تأملاتی در شیوه حدیثگزاری پرتو
کوششهای طالقانی برای همگان روشن است. با این همه او نیز به سان همگان از هرگونه خطا و نقصی بری نبود. برخی از نقدهایی که میتوان به روش تفسیری او وارد کرد، به قرار ذیل است:
نوع نگاه به قرائات مختلف قرآن
بنا بر سخن امام صادق٧ قرآن کریم سخن واحدی است که از سوی خدای واحد نازل شده و اختلاف از سوی قاریان قرآن کریم پدید آمده است.[٢] امیرالمؤمنین و دیگر ائمه: که پس از رسول اکرم٦ تا پایان عمر مبارک حضرت امام حسن عسکری٧ دویست و پنجاه سال در جامعه اسلامی حضور داشتهاند، قرآن کریم را به قرائات گوناگون نخواندند. آری، در قول و فعل رسول اکرم٦ بهخصوص در اوایل تنزیل وحی، نوعی تسهیل و تیسیر نسبت به امر قرائت و تعلّم قرآن کریم وجود داشته است و پیامبر اکرم٦ آن تیسیر را در مورد لهجهها به کار گرفتند تا بلال حبشی، صهیب رومی، سلمان فارسی، عرب مکه و مدینه و طائف و بادیه و نقاط دیگر بتوانند قرآن کریم را حسب استطاعت و با لهجه خود به آسانی بخوانند و پیامبر٦ که از این اختلافها مطلع میشدند، بر آنان سختگیری نمیکردند.[٣] با این همه، تسهیلِ نبوی بیحساب و ضابطه نیز نبود. پیامبر٦ اصحاب را از جدال با یکدیگر در این زمینه نهی فرمودند، بلکه از این که اصحاب با یکدیگر بر سر
[١]. همان، ج٤، ص٥٧.
[٢]. «إن القرآن واحد نزل من عند واحد، و لکن الاختلاف یجیء من قبل الرواة» (أصول الکافی، ج١، ص٦٣٠، کتاب فضل القرآن، باب النوادر، ح١٢).
[٣]. ر.ک: الاتقان فی علوم القرآن، ج١، ص٨.