علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٥٩ - پژوهشی در باره احادیث نهی کننده از تعلیم سوره یوسف به زنان
از امام صادق٧ روایت کرده است. البته از آنجا که در نقل او عبارت «لَا تُعَلِّمُوهُنَّ سُورَةَ یُوسُفَ» وجود ندارد، این روایت را ذیل روایات کتاب الکافی در این موضوع ذکر نکردیم.[١]
در ارزیابی سند روایت کتاب من لا یحضره الفقیه، به جز نام سکونی، حسین بن یزید نوفلی وجود دارد که در منابع رجالی متقدم توثیق نشده است؛ گرچه به نظر میرسد نجاشی به روایات نوفلی اعتماد داشته است؛ زیرا او در بارۀ نوفلی چنین میگوید:
گروهی از قمیها گفتهاند که نامبرده در اواخر عمرش غلو ورزید و غالی شد. اما خداوند بهتر میداند؛ چرا که ما در روایات منقول از او روایتی را _ که دالّ بر این موضوع (اتهام) باشد _ ندیدیم.[٢]
اما علامه حلی نام او را در بخش دوم کتابش _ که مربوط به راویان مذموم است _ آورده و در بارۀ وی میگوید:
عندی فی روایته توقف لمجرد ما نقله عن القمیین و عدم الظفر بتعدیل الأصحاب له.[٣]
ظاهراً علّامه مجلسی نیز در مرآة العقول سند این حدیث را به اعتبار وجود نوفلی، «ضعیف علی المشهور» توصیف کرده است.[٤] با این همه متأخران برای وثاقت و اعتبار حدیث این راوی نیز همچون سکونی، اموری چند ذکر کردهاند.[٥]
به نظر میرسد با توجه به کثرت وقوع سند فوق در روایات کتابی همچون الکافی،[٦] یکسان بودن سند کلینی با اسانید نجاشی و شیخ طوسی به روایات و کتب نوفلی و
[١]. «عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنِ النَّوْفَلِیِّ، عَنِ السَّکُونِیِّ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ٧ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ٦: لَا تُنْزِلُوا النِّسَاءَ بِالْغُرَفِ وَ لَا تُعَلِّمُوهُنَّ الْکِتَابَةَ وَ عَلِّمُوهُنَّ الْمِغْزَلَ وَ سُورَةَ النُّورِ» (الکافی، ج٥، ص٥١٦).
[٢]. رجال النجاشی، ص٣٨.
[٣]. رجال العلامة الحلی، ص٢١٦.
[٤]. مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج٢٠، ص٣٣٢.
[٥]. یک. هر دو راوی از رجال کامل الزیارات و تفسیر القمی و مشمول توثیق عام ابن قولویه و علی بن ابراهیم قمی هستند (معجم رجال الحدیث، ج٣، ص١٠٦، ١٠٧؛ ج ٦، ص١١٤)؛ دو. شیخ طوسی در کتاب عدة الاصول در باره سکونی گفته است: «طائفه به روایاتی از وی _ که نزد آنان خلاف آن نباشد، عمل کردهاند» (عدة الاصول، ج١، ص١٤٩- ١٥٠؛ معجم رجال الحدیث، ج٣، ص١٠٦؛ الرواشح السماویة فی شرح الأحادیث الإمامیة، ص٥٦ - ٥٨)؛ سه. محدث نوری در مستدرک الوسائل از این که فخر المحققین در الایضاح روایت مشتمل بر این دو را موثق نامیده، شهادت به توثیق این دو را استفاده کرده و نقل روایت جمعی از بزرگان از نوفلی را موجب گمان به وثاقت وی دانسته است (مستدرک الوسائل، ج٣، ص٥٧٥).
[٦]. بر اساس جست و جو در نرم افزار درایه النور، در مجموعه اسانید روایات موجود در کتاب الکافی، حدود صد و پنجاه و پنج روایت عیناً با سند مذکور نقل شده است. اگر بر این تعداد، اسانیدی اضافه گردد که از نوفلی و سکونی با تعابیر دیگری یاد شده باشد، قطعاً حجم بیشتری از روایات را شامل میشود.