علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٢ - پژوهشی در شیوه حدیثگزاری تفسیر پرتوی از قرآن
مناسبت مینویسد:
خبر شهادت جانگداز محمد بن ابیبکر، علی٧ را در سوز و اندوه فرو برد و معاویه را شادمان کرد. علی٧ با اندوه در باره او گفت: «لقد کان إليّ حبیباً و لي ربیباً؛ عند الله احتسبه ولداً ناصحاً و عاملاً کادحاً و سیفاً قاطعاً و رکناً دافعاً؛ او محبوب و ربیب من بود. او را در پیشگاه خدا احتساب میکنم فرزندی ناصح و عاملی کوشا و شمشیری بران و رکنی نگهبان».[١]
تأملات او در مضامین برخی اخبار
ضرورت سنجش روایات در پرتو قرآن، امری ظاهر است. طالقانی گاه برخی روایاتی را که مطابق با فحوای آیات نمیداند، در معرض تردید و تأمل مینهد. از جمله وی ذیل آیه «لَیْسَ لَکَ مِنَ الأمْرِ شَیْءٌ أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ أَوْ یُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ»؛[٢] هیچ گونه اختیاری [در باره عفو کافران، یا مؤمنان فراری از جنگ] برای تو نیست، مگر این که [خدا] بخواهد آنها را ببخشد، یا مجازات کند زیرا آنها ستمگرند، مینویسد:
... آیا همان گراییدن به اسلام و آن اسلام کسی مانند ابی سفیان و پذیرش ظاهری اسلام آنان با کفری که در هر فرصتی ظاهر میکردند، دلیل بر آمرزش آنها است؟ مگر حساب مغفرت خداوند و حساب تظاهر به اسلام و پذیرش آن را یک حساب بدانیم! آری آن حضرت، از ابیسفیان و قریش _ که این گونه دریچه هدایت را به روی خود و دیگران میبستند و با خیر و هدایت و سعادت خود دشمنی میکردند و آن گونه درندهخویی در احد نشان داد _ به خشم آمد، و نه تنها گروه کفرپیشه ابی سفیان منشأ خشم آن حضرت بود؛ همان منافقاتی که در رأس آنان ابن ابیسلول بود و با بهانهجویی از میان راه برگشت و دو گروه از انصار را دو دل و سست کرد، نیز آن حضرت را خشمگین میداشت،... همه اینها آن حضرت را خشمگین میکرد. اگر نفرین بر اینان در همین حد لعن بوده_ چنان که نقل شده_ این روش قرآن است که به ستمکاران و دشمنان هدایت و منافقان لعن میکند و آن حضرت هم از روش قرآن خارج نشده تا چنین تذکری داده شود: لَیْسَ لَکَ مِنَ الْأَمْرِ شَیْءٌ. و اگر نفرین به هلاکت و نابودیشان بوده، بر خلاف سیره آن حضرت است که در سختترین مواقع، هیچگاه از حد «اللّهم
[١]. ر.ک: همان، ج٦، ص١٣٧.
[٢]. سوره آلعمران، آیه ١٢٨.